دانشجویان علوم آزمایشگاهی 87

بافت شناسی اختصاصی
نویسنده : علوم آ زمایشگاهی - ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ خرداد ،۱۳۸۸

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

جزوه درسی

بافت شناسی اختصاصی

رشته علوم آزمایشگاهی دامپزشکی

 

 

استاد مربوطه :

جناب دکتر حسینچی

 

                                                                                                      گردآورندگان :

حسین غنی زاده ، فرهاد محمدی

 

دستگاه گوراش

دستگاه گوارش از لحاظ جنین شناسی دارای دو منشاء است : اپیتلیوم آن و غدد مربوطه از لایه زایگر اکتودرم و عضلات و بافت همبند  آن از لایه زایگر مزودرم بوجود می آید

ساختار آناتومیکی

از لحاظ ساختار آناتومیکی اولین قسمت آن حفره دهان است بعد به ترتیب حلق ،مری ،معده ،روده های باریک ، و روده های کلفت می باشد حفره دهان از زبان لبها کام سخت و کام نرم دندانها و گونه ها تشکیل شده است .

نکته :

 کل دستگاه گوارش دارای یک ساختار عمومی است که عبارتند از

1-    دارای یک لایه مخاطی

2-    طبقه زیر مخط

3-    طبقه عضلانی

4-    طبقه ادوانتیس و یا طبقه سروزی

که قسمت 4 بسته به موقیت عضو حالت آن تغییر می کند : این طبقه 4 در بعضی جاها مثل مری و انتهای راست روده از نوع ادوانتیس (همبند سست )  است ولی بقیه جاها از نوع سروز می باشد . بنابراین اعضایی که در حفره شکم قرار دارند و صفاق آنرا می پوشاند همگی دارای سروز است ولی مری و انتهای راست روده چون  خارج  از حفره صفاق است از نوع ادوانتیس می باشد

1-    لایه مخاطی : خودش شامل 3 قسمت است : الف ) اپیتلیوم پوشاننده  ب ) پارین یا آستر  ج )عضله مخاطی

2-    بافت همبند زیر مخاط : که شامل اعصاب و عروق و سلول های لنفاوی می باشد رشته های عصبی موجود دراین لایه را شبکه عصبی مایسنر می گویند

3-    طبقه عضلانی : که در اکثر جاها دولایه است که لایه داخلی آن در مسیر حلقوی است و در لایه بیرونی رشته های آن در مسیر طولی است . نکته : بین این دو لایه یک شبکه عصبی وجود دار به نام شبکه عصبی اورباخ .

گونه ها و لب ها :

در گونه ها و لب ها یک طرف آن را مخاط و طرف دیگر را پوست می پوشاند که اپیتلیوم مخاط از نوع سنگفرشی مطبق است که در حیوانات گوشتخواربصورت غیر شاخی است و در سایر حیوانات بصورت شاخی است .

در گونه عضله مخاطی را نداریم و پارین و زیر مخاط با هم یکی شده اند. غدد سروزی ( بزاقی ) در زیر مخاط در گونه ها دیده می شود .

زبان :

یک عضو برگی شکل در حفره دهان است از نظر آناتومیک شامل یک قسمت دهانی به نام جسم زبان (body) ویک قسمت حلقی به نام ریشه زبان ( root) و یک قسمت آزاد در جلو به نام نوک زبان یا (apex) است مخاط زبان دارای اپیتلیوم سنگفرشی مطبق می باشد .

در داخل زبان عضلات از نوع مخطط در جهات مختلف کشیده شده اند . زبان دارای غدد سروزی (ابنر ) و موکوسی (وبر) نیز می باشد .

در زبان یک سری برجسته گی هایی به نام پاپیل یا پرز وجود دارد که این پرز ها دو نوع هستند 1- مکانیکی 2- چشایی

پرزهای مکانیکی : شامل پرزهای نخی شکل ، پرزهای مخروطی شکل و پرزهای عدسی شکل است

پرزهای چشایی : شامل پرزهای قارچی شکل ، جامی شکل و برگی شکل هستند .

پرزهای چشایی حاوی جوانه های چشایی هستند ، پرزها از برآمدگی پارین به زیر اپیتلیوم به وجود آمده اند .

پرزهای چشایی :

پرز قارچی شکل دارای گردن نازک و سر بزرگ است و از سطح زبان بیرون آمده است این پرز دارای یک سرذی ساختار است که به صورت گرد و شفاف است به نام جوانه های چشایی که این جوانه های چشایی در پرز قارچی در سطح پشتی یا بالایی آن قرار دارد. پرز جامی شکل در داخل مخاط فرورفته اند و از سطح مخاط بیرون نمی زنند در کناره این پرزها یک فضاهای خندق مانند وجود دارد که این فضاهای خندقی محل باز شدن غدد سروزی یا ابنراست. پرزهای برگی شکل به صورت مستطیل های کنار هم هستند و توسط یک شیارهایی از هم جدا می شوندو به داخل این شیارها غدد ابنر باز می شوند . جوانه های چشاییدر کناره های پرز برگی شکل و جامی شکل قرار می گیرند پرز برگی شکل در اسب و خرگوش کاملا واضح هستند .

پرزهای مکانیکی :

این پرزها دارای اپی تلیوم سنگفرشی مطبق شاخی می باشند : پرز عدسی شکل مخصوص نشخوار کننده گان است . جوانه چشایی در زیر میکروسکوپ نوری دو نوع سلول دیده می شود :

الف) سلولی با هسته کشیده و تیره

ب)سلول هایی با هسته گرد و کمرنگ ( یوکروماتیک ) که به آنها سلول های محافظ هم گفته می شود.

v    یک نوع سلول هایی هم به نام سلول های قاعده ای در قاعده سلول های چشایی و محافظ قرار گرفته اند که قادربه تبدیل شدن به هر دو سلول مذکور می باشند .

ساختار دندان :

در حیوانات دو نوع دندان وجود دارد :

1-    دندان های هیپسودنت (خاص حیوانات است )

2-    دندانهای براکیدونت (همان دندان انسان است )

دندان هیپسودنت : همه دندان های اسب ، دندانهای آسیای نشخوار کننده گان و دندان نیش گراز از نوع هیپسوتیدنت هستند

دندان براکیدنت : در انسان هم وجود دارد شامل 3 قسمت است 1 – بیرون لثه را تاج می گویند 2- قسمتی که داخل فک است که ریشه دندان می گویند 3- مابین ریشه و تاج یقه دندانی را داریم

بیرونی ترین لایه تاج مینا یا انامبل است در زیر مینا لایه دنتاین یا عاج را داریم .

مینا را آملوبلاست ها وعاج را ادونتوبلاست ها می سازند

در زیر عاج پولپ یا مغز دندان را داریم که شامل بافت همبند مزانشیمی ، عروق و اعصاب است بعلاوه سلولهای ادونتوبلاست

v    بیرونی ترین لایه ریشه سیمان است که به وسیله سمنتو سیت ها ساخته میشود سپس لایه عاج و در داخل هم پولپ دندانی را هم داریم .

v    ساختار دندان هیپسودنت طوریاست که تمام سطح بیرون آن را سیمان پوشانده و در زیر سیمان لایه های مینا ، عاج و مغز دندان را داریم .

v    دندان براکی دونت بعد از خارج شدن از لثه قادر به رشد نیست

مری یا ازوفاگوس :

در مری  اپیتلیوم مخاط از نوع سنگفرشی مطبق شاخی است ولی در گوشتخواران غیر شاخیاست در زیر اپی تلیوم پارین قرار دارد در مری عضله مخاطی یک لایه و در جهت طولی است پارین حاوی رشته های الاستیک فراوان است

طبقه زیر مخاط حاوی بافت همبند سست و حاوی عروق خونی و لنفی و رشته های عصبی و غدد سروموکوسی هستند .

طبقه عضلانی دارای ساختار دو لایه است : داخلی حلقوی و خارجی به شکل طولی است

طبقه عضلانی در نشخوار کننده گان و سگ در تمام طول مری از نوع مخطط اسکلتی و در اسب در  بخش قدامی از نوع عضله مخطط اسکلتی و بقیه از نوع صاف است در گربه این میزان  می باشد .

1-    آخرین لایه ادوانتیس ( بافت همبند سست ) چون در داخل صفاق قرار ندارد مگر در قسمت شکمی مری که بوسیله سروز پوشیده شده است .

معده :

اپیتیو م در معده به استوانه ساده تبدیل می شودو به داخل مخاط یک سری تو رفتگی هایی را ایجاد می کند که به آنها پیت یا  چاله های معدی گفته می شود ( محل باز شدن غدد مخاط معده است )اپیتلیوم عمل ترشح موکوس را در معده به عهده دارد .لایه پارین در معده از نوع بافت همبند سست است چون تعداد سلول ها زیاد است

ساختار کلی معده :

 از همان 4 طبقه عمومی دستگاه گوارش تبعیت می کتد . در داخل مخاط غدد معدی قرار دارد که از نوع لوله ای یا منشعب است که به ته چاله های معدی باز میشود .

2-    لایه عضله مخاطی :

در گوشتخواران 3 لایه است : لایه داخلی و خارجی در مسیر حلقوی و لایه میانی به صورت طولی است اما در سایر حیوانات لایه عضله مخاطی2 لایه است : لایه داخلی به صورت حلقوی و لایه خارجی در مسیر طولی است .

طبقه زر مخاط از نوع بافت همبند سست است که به مقدار کم در بین غددقرار می گیرند

طبقه عضلانی در معده 3 لایه است : لایه داخلی رشته های عضلانی در جهت مورب قرار داغرند و در لایه میانی رشت های عضلانی در جهت حلقوی قرا دارند و لایه آخر هم در جهت طولی قرار دارند

نکته : آخرین لایه معده از نوع سروز  است چون معده در داخل صفاق قرار دارد شامل لایه ای از بافت همبند سست با پوشش مزوتلیوم میباشد .

3-    منظور از سروز بافت همبندی است که عضو را در بر گرفته و توسط یک لایه سنگفرشیساده احاطه شده است .

غدد معدی : دارای 5 نوع سلول هستند . خود غده معدی دارای 3 قسمت : گردن (neck) قاعده (base) بدنه (body) است .

انواع سلول های غدد معدی :

1-    در قسمت گردن سلول های موکوسی گردن را داریم که عموما تعداد آنها زیاد است با هسته کشیده در قاعده سلول و باسیتوپلاسم بازوفیلی

2-    سلول های پاریتال یا مرز نشین : کار این نوع سلول ها ترشح اسید معده و ترشح فاکتوری به نام فاکتور داخلی می باشد که در جذب ویتامین B12 موثر است .

3-    سلولهای اصلی یا Chif cells : ترشح موکوسی را به عهده دارند .

4-    سلول های آپ یو دی Apud : به انها سلول های نوروآندو کرین هم می گویند .

v    سلول های مرزنشین : سلول های ائوزینوفیلی دارند و اندازه آنها بزرگ و هسته گرد دارند . در کنار اینها یکسری سلولهای با سیتوپلاسم بازوفیل وجود دارد که سلول های اصلی می باشند .

5-    سلول های قاعده ای = بازال سل = سلول های غیر متمایز .

سلول های مرز نشین : دارای سیتوپلاسم اسیدوفیلی با هسته  کروی شکل و در وسط سلول .

سلول های مرزنشین در نیمه فوقانی غدد معده به تعداد بیشتری وجود دارند .

سلول های اصلی : دارای سیتوپلاسم بازوفیلی و دانه های ترشحی زیموژن در راس سلول هستند .

سلول های آندوکرین روده ای : در نزدیک قائده غدد معدی قرار دارند .

سلول های آندوکرین روده ای در سراسر معده وروده ها پخش هستند و ترشح مواد زیر را در دستگاه گوارش را بر عهده داررند : گلوکاگون ، گاسپرین ، سکرتین ، کوله سیستوکینین ، سوماتواستاتین موتیلن ، سروتونین .

روده های کوچک :

روده کوچک شامل 3 قسمت : دئودنوم ، ژژنوم ، ایلئوم  می باشد .

v    همان ساختار 4 لایه عمومی دستگاه گوارش را در روده ها نیزداریم (فقط قسمت ابتدایی دوازدهه چون خارج صفاق است از نوع سروز است )

v    اپیتلیوم روده کوچک از نوع استوانه ای ساده است، پارین آن از نوع سست است که پارین به داخل اپیتلیوم نفوذ می کند و آن را به صورت زوائد انگشتی شکلی در می آورد که به آنها پرز می گویند . بعد از پارین عضله مخاطی قرار دارد که دو لایه است : لایه داخلی به صورت حلقوی و لایه خارجی به صورت طولی است . بعد از عضله مخاطی لایه زیر مخاط قرار دارد که دارای شبکه عصبی مایسنر است . بعد از لایه زیر مخاط طبقه عضلانی قرا دارد که دو لایه است داخلی به صورت حلقوی و خارجی به صورت طولی می باشد .

v    روده ها محل هزم و جذب غذا می باشد که مقدار آن بستگی به اندازه سطح روده دارد . برای افزایش سطحروده ها 3 مکانیسم وجود دارد : 1- چین های حلقوی 2- پرزها 3- میکروویلی ها (میکرو پرزها).

v    چین های حلقوی : سطح روده های کوچک را 3 برابر زیاد می کند ، پرزها سطح روده را 10 برابر افزایش می دهد و یکروپرزها سطح روده را20 برابر زیادتر می کند . در مجموع 600 برابر سطح روده های کوچک را افزایش می دهد .

v    اپیتلیوم به داخل پارین کشیده می شود و غدد لیبرکوهن را می سازد که در قاعده پرزها باز میشوند .

نکته مهم : در زیر مخاط دوازدهه غدد موکوسی برونر را داریم این غدد فقط در دوازدهه دیده می شوند . در زیر مخاط ندول های لنفاوی را داریم که در ایلئوم تجمع پیدا می کند و ایجاد یک سری ساختار به نام پلاک های پایر می کنند . پلاک های پایر به علت افزایش حجم می تواند به مخاط هم نفوذ کنند .

v    در پرزها سلول های استوانه ای وجود دارد که به آنها سلولهای جاذب روده ای هم می گویند. سلول های جاذب روده ای دارای هسته بیضی شکل در قاعده سلول و در قسمت راس سلول حاوی میکروویلی فراوانی می باشد . و به آن منظره مخطط می دهد و آن را حاشیه مخطط می نامند .

بافت همبند پارین از نوع سست است و حاوی سلول های لنفوسیتی که به طرف انتهای روده باریک افزایش می یابد .طبقه زیر مخاط روده باریک از نوع همبند سست حاوی عروق خونی و لنفی که به طرف انتهای روده حاوی ندول های لنفاوی می شود که در ایلئوم پلاک های پایر را تشکیل میدهند در ابتدای روده باریک غدد زیر مخاطی برونر وجود دارد .

در کنار سلول های جاذب روده ای یک سری سلو های حجیم که درون آن خالی است به نام سلول های جامی یا گابلت دیده می شود و ترشحات موسینوژنی دارند .

v    در سطح سلول های استوانه ای جاذب روده ای سلول های میکروبیلی قرار دارند هسته های پارین (پرو پریا ) بین پرزها نفوذ می کند .

v    در روده کوچک یک سری سلول به نام سلولهای پانت که در قاعده غدد لیبرکوهن قرار می گیرد دیده می شود که ترشحات آنها در قسمت راسی آنها جمع میشود این سلول ها در گوشتخواران وجود نداردو فقط در دوازدهه علفخواران وجود دارند و ترشحات لیزوزیمی که ویژگی ضد باکتریایی دارد بر عهده دارند شکل این سلولها هرمی می باشد .

نکته مهم : در معده پرز وجود ندارد ولی وقتی که به دوازدهه متصل شد پرزها کم کم شروع به ایجاد شدن می کند .

سلول های غیر متمایز : به شکل استوانه کوتاه یا مکعبی شکل در قاعده غددروده وجود دارند . عمل اینها جایگزینی سایر سلول های غدد و پوشش مخاط می باشد .

ایلئوم :

دارای یک سری پلاک های پایر در زیر مخاط می باشد در بالای پلاک های پایر ویلی ها دیده نمی شود . سطح آنها را یکسری سلول به نام سلول های غشایی (m cellام سل)پوشش می دهد که توانایی فاگوسیته کردن آنتی ژنها را بر عهده دارند که آنتی ژن را گرفته و به سلول های لنفاوی پلاک های پایر تحویل می دهند .

روده های کلفت :

شامل سکوم ، کولون ، رکتوم ، و مقعد می باشد .محل تخمیر میکروبی و جذب آب و الکترولید ها و ترشح موکوس میباشد . سلول های جامیشکل فراوان و فاقد سلول های پانت است .روده بزرگ فاقد چینهای حلقوی و پرزها می باشد . غددمخاطی لیبرکوه در این بخش از روده ها طویل ترو مستقیم تر و متراکم تر می باشد .

v    روده بزرگ فاقد چین حلقوی و پرز است و تعداد گابلت سل ها از ابتدای روده باریک تا انتهای روده بزرگ به تدریج زیادتر می شود . روده کلفت دارای چین های طولی است که دربرش عرضی دیده می شود . 4 لایه عمومی دستگاه گوارش را در روده ضخیم هم میتوان دید .

v    بیرونی ترین لایه سروز است چون داخل صفاق قرار دارد .

v    رکتوم = راست روده : دارای چین های طولی می باشد

پیش معده های نشخوار کننده گان :

پیش معده ها به ترتیب شامی شکمبه ، نگاری ، هزارلا و (شیردان = معده اصلی یا معده غده ای) .

شکمبه = اپیتلیوم آن از نوع سنگفرشی مطبق شاخی است و پارین از نوع همبند متراکم است ، عضله مخاطی ندارد و طبقه عضلانی شکمبه به این صورت می باشد که رشته های داخلی حلقوی و خارجی بصورت  طولی است و بین این دو لایه شبکه عصبی اورباخ قرار دارد زیر مخاط از نوع همبند سست است . آخرین طبقه طبقه سروزی می باشد .

v    بر روی اپیتلیوم شکمبه پرزهای مخاطی را داریم .

نگاری = دارای یک سری چین های اولیه است که سطح آن را مثل لانه زنبور می کند و دارای یک سری چین های ثانویه است که هر یک از لانه های زنبوری را به قسمت های مختلفی تقسیم می کند و اپیتلیوم نگاری از نوع سنگ فرشی مطبق شاخی است . پارین نگاری از نوع همبند متراکم است .

v    عضله مخاطی فقط در راس چین های اولیه دیده می شود زیر مخاط هم از نوع همبند سست است و طبقه عضلانی در نگاری دو لایه مورب است . و بین این دو لایه شبکه عصبی اورباخ قرار دارد . عضله مخاطی راس چین های اولیه ادامه عضله صاف مخاطی مری می باشد . بنابراین پارین و زیر مخاط با هم مخلوط شده اند .

هزارلا= دارای یک سری چین های طولی است که از خم بزرگ آن به طرف خم کوچک کشیده شده است و از لحاظ طول این چین ها 4 نوع هستند .

اپیتلیوم هزار لا از نوع سنگفرشی شاخی است و پارین آن از نوع همبند متراکم است . عضله  مخاطی در دو لایه وارد چین ها می شود .: که در کنارچین ها قرا می گیرد. زیر مخاط از نوع بافت همبند سست است . طبقه عضلانی هزارلا دو لایه است: لایه داخلی  از نوع حلقوی ضخیم و لایه خارجی از نوع طولی نازک است . ازطبقه حلقوی یک سری رشته ها به داخل پرز کشیده می شود بنابراین داخل پرز 3 لایه وجود دارد : دولایه کناری مربوط به عضله مخاطی و لایه مرکزیمربوط به لایه داخلی طبقه عضلانی است. بین دو لایه عضلانی شبکه عصبی اورباخ قرار دارد.

غدد ضمیمه دستگاه گوارش :

شامل کبد ، پانکراس، و غدد بزاقی می باشد .

پانکراس :

پانکراس توسط یک بافت همبند سست احاطه شده است که به داخل غدد ، یکسری تیغه هایی را  می فرستد که این تبغه ها ، پانکراس  را به یکسری لوبولها تقسیم می کنند در داخل این لبول هاغدد آسینی سروزی وجود دارند که این غدد قسمت اگزو کرین غده را تشکیل می دهد .

آسینی ها ترشحات خود را به درون مجاری رابط (پوشیده شده با سلول های مکعبی کوتاه ) می ریزند.مجاری رابط به هم پیوسته و مجاری بین لوبولی را به وجود می آورند که به مجرای اصلی پانکراس (مجرای ویرسونگ) ختم می شوند .مجرای ویرسونک پس از خوروج از پانکراس همراه با مجرای صفراوی مشترک به دوازدهه می ریزد .

 ترشحات آسینی های پانکراس شامل :  آب ، یونها ، بی کربنات و آنزیم های گوارشی می باشد . غده پانکراس یک غده آمفی کرین است (هم ترشح اگزوکرین و هم ترشح آندوکرین دارند) . در داخل غدد سروزی یک سری تو ده های سلولی وجود دارد به نام جزایر لانگر هانس که این ها قسمت آندوکرین غده راتشکیل می دهند در داخل جزایر لانگر هانس یک سری سلول هایی داریم که به ترتیب : A,B,C,D,F می باشند . جزایر لانگرهانس به صورت توده های سلولی روشن دربین آسینی ها دیده میشوند.

v    سلول های A ترشح گلوکاگوی دارند . سلول های Bترشح انسولین دارند سلول هایC ترشح سوماتو استاتین دارند .

v    در بین لوبولها مجاری بین لوبولی را داریم که ساختار آن مکعبی ساده است .

v    واحد های ترشحی سروزی پانکراس دارای دانه های زیموژن هستند که در قسمت راس سلول قرار می گیرند .

کبد :

کبد دارای کپسولی به نام گلیسون است و کبد را به لوبولهایی تقسیم می کند هر لوبول کبدی شکل 5 ضلعی و یا 6 ضلعی دارد که در وسط آن یک ورید مرکزی وجود دارد در بین لوبول ها بافت همبندی ضخیم می شود و فضایی را می سازدبه نام فضای پورتال .

در بین چند لوبول بافت همبند متراکم می شود و فضایی را به نام فضای پورتال ایجاد می کند که حاوی : ورید باب ، شریان کبدی و مجرای صفراوی است که مجرای صفراوی دارای اپیتلیوم مکعبی ساده است .

نکته مهم : سلول های کبدی به صورت تیغه هایی از ورید مرکزی به کناره های لوبول کشیده شده اند در بین این تیغه های سلولی یک فضایی وجود دارد که محل سینوزوئید کبدی است (یک نوع مویرگ است) در دیواره سینوزوئید سلول هایی با هسته مثلثی شکل به نام سلولهای کوپفر وجود دارد که سلول های کوپفر عمل ماکروفاژی دارند .

سلول های کبدی (هپاتوسیت ها ):

سلول های بزرگی هستند با یک یا دو هسته که هسته آنها درشت کروی و روشن و با هستک مشخص می باشد .

انواع لوبولها براساس سیستم گردش خون :

1-    لوبولهای کلاسیک : همان لوبولهای 6 ضلعی هستند که قبلا توزیح داده شده است.

2-    لوبول پورتال : هر لوبول به صورت مثلثی است که در روئوس آن وریدهای مرکز لوبولی و در مرکز آن فضای پورتال قرار دارد .

3-    آسینی کبدی : به شکل لوزی است که در دو سر قطر بزرگ آن وریدهای مرکزی و در دو سر قطر کوچک آن فضای پورت قرار دارد  .

v    کیسه صفرا : حجم کیسه صفرا در حدود 30 الی 50 CC می باشد .  اپیتلیوم کیسه صفرا از نوع استوانه ای ساده است و حاوی گابلت سل می باشد.

غدد بزاقی :

دو نوع غده بزاقی داریم : 1- غدد متراکم = اصلی که شامل : بناگوشی ، زیر زبانی و تحت فکی هست و غدد مولار در گربه و غده زایگوماتیک در گوشتخواران وجود دارد. 2- غدد پراکنده = فرعی : که در همه جای حفره دهانی وجود دارند .

واحد های ترشحی بزاق : 3 نوع واحد ترشحی داریم : الف ) واحد های سروزی ب) واحد های موکوسی ج)واحد های مختلط .

غدد موکوسی : هسته آنها کشیده و در قاعده است

غدد سروزی : هسته گرد دارند و رنگ تیره تری دارند .

غدد مختلط : در این ها غدد سروزی به صورت یک هلال بر روی غدد موکوسی قرار دارند .

v    در غده بناگوشی اکثر غدد از نوع سروزی است

v    در غده تحت فکی از تعداد غدد سروزی کم شده و غدد موکوسی زیاد می شود .

v    در غده زیرزبانی تعداد غدد موکوسی زیاد است .

غدد بزاقی از قسمت های : مترشحه و مجاری تشکیل شده است . 3 نوع مجرا با اسامی مجاری رابط و مخطط (در داخل لوبول) و مجاری بین لوبولی (در خارج از لوبول ) قابل تشخیص می باشند .

مجاری رابط : سلول های پوششی

مجاری مخطط : حاوی میتوکندری فراوان در سلول هستنمد .

مجاری بین سلولی . اپی تلیوم این مجاری از نوع استوانه ای ساده و بلند می باشند .


دستگاه لنفاوی :

برای اینکه سیستم ایمنی بتواند وضایف خود را به نحو مطلوب انجام دهد سلول های دخیل در پاسخ های ایمنی به صورت بافت ها و اعضا سازماندهی شده اند مجموع این بافت ها و اعضا سیستم لنفی نامیده میشود.

 بافت های لنفاوی :

عمده ترین سلول های تشکیل دهنده بافت های لنفاوی لنفوسیت ها هستند و در کنار اینها ماکروفاژها و پلاسماسلها هم وجود دارند سلول های بافت لنفاوی به دو صورت : 1- ندولر 2- منتشر دیده میشوند .

1-    خود ندولهای لنفاوی به دو صورت اولیه و ثانویه وجود دارند . ندولهای اولیه دارای تراکم سلولی یکنواختی هستند. ندولهای ثانویه : یک ناحیه متراکم و تیره محیطی و یک ناحیه کم تراکم و روشن مرکزی به نام مرکز زایا هستند .

2-    بافت لنفاوی منتشر : جاهایی که تراکم سلول های لنفاوی کم است و ندول تشکیل نمی گردد وجود دارد .

اعضای لنفاوی : برخلاف بافت های لنفاوی توسط کپسولی از بافت همبند احاطه شده اند و ارگانی مستقل محسوب می شوند .

اعضای لنفاوی به دو دسته اولیه و ثانویه تقسیم می شوند . اعضای  لنفاوی اولیه شامل : مغز استخوان و تیموس است .

اعضای لنفاوی ثانویه شامل : عقده های ، طحال ، لوزه ها و پلاکهای پی یر  است .

عقده لنفاوی دارای دو سطح محدب و مقعر است  به سطح مقعر آن ناف عقده هم می گویند که از ناف عقده ، شریان ها وارد می شوند و عروق لنفاوی و ورید ها از آن خارج می شوند عقده های لنفاوی در نقاط مختلف بدن قرار دارندو بر اساس محل قرار گرفتن آنها ، نامگزاری می شوند مانند : عقده های لنفاوی زیربغلی ، گردنی ، روده ای ، (مزانتر )

از نظر بافت شناسی خود عقده دارای یک ناحیه خارجی = قشری = کورتکس CORTEX و یک ناحیه داخلی = مغزی = مدولا می باشد در بخش خارجی آن یک سری ندول های لنفاوی دیده میشود که از تجمع سلول های لنفاوی مثل : لنفوسیت ها و پلاسماسل ها به وجود امده اند . قسمت قشری بفه دو قسمت تقسیم می شود : 1- قسمت بیرونی قشر ، 2- قسمت داخلی قشر .

در قسمت بیرونی قشر ندول های لنفاوی فراوان است در قسمت داخلی ثشر ندول های لنفاوی کمتراست یا اصلا وجود ندارد .

v    در مدولا یکسری تیغه ها دیده می شود که به آنها تیغه ها یا طنابهای مدولایی = مغزی می گویند و بین این تیغه ها یک سری فضا ها وجود دارد که به آنها سینوس های مغزی می گویند .

v    ندولهای لنفاوی که در قسنمت بیرونی قرار دارند دو رنگ هستند و قسمت داخلی آن با قسمت بیرونی رنگ متفاوتی دارد این نشان می دهد که ندولهااز نوع ثانویه است یعنی با یک آنتی ژن برخورد کرده و تبدیل به ندول ثانویه شده اندو ندول اولیه که قبل از اینها وجود داشته رنگ یکنواختی دارد .

v    در داخل مدولا طناب های مدولایی و سینوسهای مدولایی وجود دارد خود عقده  لنفی توسط یک کپسولی از بیرون احاطه می شود این کپسول یکسری تیغه های (ترابکول) به اخل می فرستد

v    در قسمت مفعر ندول ، بافت همبند به صورت متراکم است و از این طریق عروق و اعصاب وارد می شود وشریان خارج می شود .

رگ لنفاوی :

 از ویژگی های عروق لنفاوی این است که دارای یک سری دریچه هایی هستند و این دریچه ها فقط در سیاهرگ ها و عروق لنفاوی وجود دارند این دریچه ها از آندوتلیوم عروق به وجود می آیند و جهت جریان لنف را کنترل می کنند اگر جریان لنف به صورت عکس حرکت کند این دریچه ها بسته می شوند . همیشه جهت لنف از طرف احشا به طرف قلب است پس جهت دریچه ها نیز به طرف قلب می باشد . ویژگی دیگر عروق لنفاوی : عروق لنفاوی که وارد عقده می شود را آوران می گویند و از سطح محدب عقده لنفاوی وارد می شود و عروق لنفاوی وابران از ناف عقده خارج می شود .

سینوس های عقده لنفی :

سینوس ها در عقده لنفی کانالها یا فضاهای وسیع و نامنظمی هستند که به وسیله سلول های آندوتیال پهن و نازک و ماکروفاژها پوشیده شده اند لنف وارده به عقده از طریق رگ های لنفی آوران وارد سینوس زیر کپسولی می شود و بعد از عبور از سینوس های قشری به سینوس مغزی می رسد و در نهایت به وسیله رگهای لنفی وابران از عقده خارج می شود .

گردش خون :

شریان عقده لنفی از طریق ناف وارد عقده شده و در مدولا به چند شاخه تقسیم می شود انشعابات کوچکتر آنها در مغز شبکه مویرگی مغز را تشکیل می دهد و پس از نفوذ به قشر شبکه مویرگی ندولها را تشکیل می دهند . مویرگها به وریدچه ها تبدیل و نهایتا به صورت ورید ناف عقده را ترک می کنند .

 

طحال:

طحال بزرگترین عضو لنفی بدن است و کپسول آن ازنوع همبند سست حاوی الیاف الاستیک است و دارای مقداری عضلات صاف است که میزان عضلات صاف در حیوانات مختلف متفاوت است .کپسول آن یک سری تیغه هایی را به داخل پارانشیم یا خود عضو می فرستد .

 طحال دارای ناف می باشد . ناف طحال محلی است که از آن عروق و اعصاب وارد و یا خارج میشود .

v    در طحال عروق لنفاوی آوران نداریم یعنی لنف وارد طحال نمی شود .

نکته مهم :کار طحال تصفیه خون می باشد علاوه بر تصفیه خون RBC  های پیر و پلاکت ها را هم از گردش خون خارج می کند .

از نظر ماکروسکوپی طحال تازه و فیکس نشده دارای یک سری نواحی سفید رنگی در پارانشیم آن است .ک با چشم غیر مسلح هم دیده می شود که به این ها پولپ سفید طحال می گویند و قسمت هایی که کناره های پولپ سفید را اشغال کرده اند اینها را پولپ قرمز می گویند  رنگ این پالپ های سفید در منظر میکروسکوپی به رنگ بنفش (بعد از رنگ آمیزی) دیده میشود ولی رنگ پالپ قرمز بعد از رنگ آمیزی هم به همان صورت اولیه یعنی قرمز رنگ دیده می شود.

v    پالپ سفید را شبیه اثر انگشت انسان در نظر می گیرند .

v    پولپ سفید دارای یک شریانچه مرکزی می باشد . که توسط سلولهای لنفاوی احاطه شده است .

پولپ قرمز :

 حاوی طناب ها و سینوزوئیدهای طحالی است . طناب های طحالی را طناب های بیلروت هم می گویند که از سلول ها و رشته های رتیکولر به عنوان داربست و لنفوسیت ها و ماکروفاژها و سلول های خونی تشکیل شده است.

سینوزوئید ها :

فضاهای پر پیچ و خم  وسیعی هستندکه در حد فاصل طناب هاقرار دارند و دیواره سینوزئید ها توسط سلول های آندوتلیال پهن و ماکروفاژها احاطه شده است .

خونرسانی طحال :

خون از طریق ناف به وسیله شریان طحالی وارد طحال می شود و در ترابکولهای آن به شریانهای تیغه ای تقسیم می شود سپس واردپولپ سفید می شود در پولپ سفید اولین لایه ای که این عروق را احاطه می کند لنفوسیت های نوع T هستند که به نام غلاف شریانی لنفوئیدی معرف هستند . بعد ازاین لایه لنفوسیت های نوع B این شریان را احاطه می کنند بعد از اینکه این شریان از پولپ سفید خارج می شود وارد پولپ قرمز می شود. و در این پولپ های قرمز تبدیل به سینوزوئیدها = شبکه مویرگی می شود . این خونی که وارد می شود در داخل پولپ سفید ، آنتی ژنهای آن برداشته می شود . در داخل پولپ سفید تشکیل سلول ها ی لنفاوی را داریم که از طریق این شرایانچه ها وارد پولپ قرمز می شوندو از این طریق وارد بافت ها می شوند و از این طریق دوباره در چزخه گردش خون وارد می شوند .

v    سینوزئید ها در داخل پولپ قرمز قراردارند  ، در کنار سینوسها یک سری طنابهای سلولی را در کنار هم می بینیم که به طناب های بیلروت معروف هستند .

تیموس :

تیموس قده ای است که در داخل قفسه سینه قرار دارد (در کنار جناق سینه) این عقده بصورت دو لوب مشخص است این عقده در زمان تولد بیشترین نسبت را به وزن بدن دارد و با افزایش سن از حجم آن کاسته می شود و با افزایش سن از تعداد سلول های فعال آن کاسته می شود و به جای انها چربی جایگزین می شود .

v    تیموسی را که تعداد سلولهای چربی  آن بالا باشد را تیموس پیر گویند .

تیموس نیز به وسیله یک کپسول احاطه شده است این کپسول هم یکسری تیغه هایی را به داخل می فرستد و آن را به صورت لبولهایی تقسیم می کند ولی تقسیم شدن در تیموس به صورت ناقص است هر لوب از یک ناحیه تیره قشری و یک ناحیه روشن مرکزی تشکیل شده است . که به دلیل ناقص بودن تقسیم بندی لبولها قسمت های میانی را می توانیم در کنار همدیگر ببینیم .

v    در ناحیه قشر لوبولها سلول های لنفوسیت T و تعداد کمی ماکروفاژ را دارین و با تکثیر و تمایز به لنفوسیت های بالغ تبدیل می شوند و در قسمت مدولا مهاجرت می کنند و از طریق رگ لنفی به تمام بدن صادر می شود . (و کار تیموس ساختن لنفوسیت های T است ) لنفوسیت های T نام خود را از همین تیموس گرفته اند چون در تیموس ساخته می شوند.

v    در ناحیه مدولای ندولها دارای یکسری اجسام قرمز و متحدالمرکزی است به نام اجسام هاسال (HASSALL BODY) که اینها باقی مانده سلولهای اپیتلیو رتیکولر هستند در داربست تیموس به جای سلول های رتیکولر ، سلولهای اپیتلیو رتیکولررا داریم و این سلولها بعد ازمدتی که می خواهند از بین بروند به صورت اجسام هاسال در مدولا دیده میشوند .

v    در تیموس پیر سلولهای چربی زیاد است وچربی ان نیز از نوع سفید می باشد .

عروق تغذیه کننده تیموس :

شریانهای تغذیه کننده تیموس از طریق کپسول وارد تیموس شده و انشعابات آنها از طریق بافت همبند بین لوبولی به عمق تیموس نفوذ می کند . در حد فاصل بین قشر و مغز مویرگهای متعددی منشعب و نواحی قشری و مغزی را خوندهی می کند . خون مویرگها ابتدا به وریدچه ها و سپس به وریدهای بین لوبولی تخلیه میشود و سپس از تیموس خارج می شود

لوزه ها :

لوزه ها اجتماعی از ندولها و بافت لنفاوی منتشر می باشند که در ابتدای لوله دستگاه گوارش قرار دارد لوزه ها در سطحی که در تماس با حفره لوله گوارش است توسط اپی تلیوم پوشیده شده اند و بقیه سطح آنها به وسیله کپسول ناکاملی از بافت همبند پوشیده شده است .

لوزه ها بر اساس موقعیت خود تحت نام های : کامی ، زبانی ، و حلقی نامگزاری می شوند .

لوزه های کامی :دو عدد در ناحیه دهانی – حلقی (Oropharynx)  قرار دارد . اپی تلیوم پوشاننده آن از نوع سنگفرشی مطبق می باشد . که به عمق پارانشیم لوزه ها نفوذ کرده و کریپتها را می سازد .

لوزه زبانی : بصورت توده های کوچک در ریشه زبان جای دارد اپی تلیوم آن از نوع سنگفرشی مطبق و دارای کریپت  است .

لوزه حلقی : منفرد و در قسمت بینی – حلقی (Naso pharynx) قرار دارد . اپی تلیوم پوشاننده ان از نوع شبح مطبق موژک دار است و فاقد کریپت می باشد .

 

دستگاه گردش خون:

خون توسط قلب در سراسر در پمپاژ می شود و این خون از طریق شریان هایی که خون را از قلب خارج می کند به اعضا برده می شود و توسط ورید ها به طرف قلب برگشت داده می شود این شریان ها و ورید ها باید یک جایی به هم دیگر متصل شوند تا گردش خون ادامه داشته باشد . شریانهایی که از قلب خارج می شوند ابتدابه شریانهای عضلانی تبدیل می شوند و سپس تبدیل به شریانچه ها (شریانهای کوچک) می شوند این شریانچه ها به کپیلاری ها = شبکه مویرگی می ریزند بعد از مویرگها وریدچه ها (وریدهای کوچک) را داریم که این وریدچه ها با هم جمع می شوند و وریدهای متوسط را می سازند و وریدهای متوسط هم وریدهای بزرگ را می سازند که خون رابه قلب بر می گرداند . این شریانها و وریدها دارای یک ساختمانی هستند که ساختمان آنها در اکثر نقاط سه لایه است : عروق دارای 3 لایه انتیما ، مدیا و ادوانتیس می باشد و آندوتلیوم عروق جزو انتیما است . خود لایه انتیما یا لایه داخلی ، دارای سلولهای اپی تلیال است که سطح عروق را می پوشاند و بافت همبند شلی زیر آن وجود دارد به نام طبقه زیر آندوتلیال و بعد از آن لایه مدیا را داریم که اکثرا از عضلات صاف (در جهت عرضی) تشکیل شده است که در بین آنها الیاف الاستیک ، کلاژن ،رتیکولر و پروتئوگلیکانها قرار دارد .

سومین لایه : ادوانتیس است که از نوع بافت همبند حاوی کلاژن نوع I  و الیاف الاستیک در جهت طولی می باشد .

در عروق بزرگ ، ادوانتیس حاوی رگهای تغذیه کننده است که این عروق موسو به رگ رگها هستند . در تعدادی از عروق لایه ای از الیاف الاستیک به صورت صفحه ای منفذ دار در حد فاصل انتیما و مدیا قرار دارد به نام تیغه ارتجاعی داخلی .

در عروق بزرگ لایه نازک دیگری از الیاف الاستیک مابین مدیا و ادوانتیس به نام تیغه ارتجاعی خارجی .

شریانها :

خون را از قلب به ارگانها حمل می کنند . براساس ساختمان بافت شناسی 3 دسته هستند :

1-    شرایین بزرگ ( الاستیک )

2-    شرایین متوسط (عضلانی)

3-    شرایین کوچک (شریانچه ها)

شریانهای الاستیک :

شامل آئورت و شاخه های اصلی آن و اغلب شرایین ریوی است .

طبقه انتیما : از سلول های آندوتیال و لایه زیر آندوتلیال حاوی تعداد کمی فیبرو بلاست و ندرتا عضله صاف تشکیل شده است .

طبقه مدیا : ضخیم ترین لایه است و حاوی الیاف الاستیک فراوان و عضلات صاف پراکنده در بین این الیاف و مقدار کمی کلاژن است .

طبقه ادوانتیس : نسبت به مدیا نازکتر می باشد و از الیاف کلاژن ، الاستیک و فیبروبلاست تشکیل شده است . تیغه الاستیک داخلی و خارجی واضح نیست .

شریانهای عضلانی :

طبقه انتیما : مشابه شریان الاستیک بوده ولی فاقد سلول عضله صاف است

طبقه مدیا : عمدتا حاوی عضله صاف حلقوی و به صورت پراکنده حاوی الیاف الاستیک ، کلاژن و رتیکولر می باشد .

تیغه ارتجایی داخلی و خارجی واضح هستند .

طبقه ادوانتیس : دارای الیاف کلاژن طولی است .

شریانچه ها :

قطرشان کمتر از نیم میلیمتر .

طبقه انتیما : حاوی آندوتلیوم و لایه زیرآندوتیوم ظریف است . طبقه مدیا : از یک تا 5 عضله صاف حلقوی تشکیل شده است طبقه ادوانتیس : شامل همبند شلی می باشد .

v     شریانچه ها فاقد تیغه ارتجاعی خارجی می باشد .

ورید ها :

خون مویرگی را به قلب هدایت می کنند. ورید ها در هر ارگان معمولا همراه شریان مربوطه هستند . قطر وریدها بزرگتر از شریان ها است و دیواره ورید ها نازکتر از شریان است و در مقایسه با شریان ها لایه مدیا در آنها نازکتر و لایه ادوانتیس ضخیم تر است.

وریدچه ها :

قطرشان از 2/0 تا یک میلیمتر در تغییر است . طبقه انتیما : حاوی یک ردیف سلول آندوتلیا وغشای پایه است . طبقه مدیا : نازک و حدود یک الی 3 لایه عضلانی و گاهی فاقد عضله صاف است . طبقه ادوانتیس : ضخیم ترین لایه است و حاوی الیاف کلاژن می باشد .

وریدهای بزرگ : کاملا مثل سیاهرگهای بزرگ می باشد

طبقه انتیما : حاوی اندوتلیوم و لایه زیر آندوتلیوم نسبتا ضخیم است . طبقه مدیا : نازک است

طبقه ادوانتیس : ضخیم ترین طبقه و حاوی دسته اسی از عضلات صاف طولی و الیاف کلاژن و الاستیک است .

 

وریدهای متوسط :

طبقه انتیما: نازک   

طبقه مدیا : در مقایسه با وریدهای بزرگ نسبتا ضخیم است

طبقه ادوانتیس : حاوی الیاف کلاژن طولی و الیاف الاستیک پراکنده است

v     وریدهای متوسط حاوی دریچه هایی هستند که از برگشت خون جلوگیری می کند .

v    مویرگها

v    قطری حدود 9-7 میکرومتر دارند .

v    دیواره مویرگها . سلول هایی بانام پری سیت دیده می شود که به وسیله تیغه پایه (لایه بازال) محصور شده اند

نقش پری سیتها :

1-    در موقع لزوم به سلول های عضلانی دیواره رگ تبدیل می شوند .

2-    با داشتن رشته انقباضی دارای فعالیت انقباضی اند .

 

**** قلب ****

عضوی است عضلانی که با انقباضلات منضم خود خون را به داخل دستگاه گردش خون پمپ می کند خود قلب مانند رگ های خونی 3 لایه دارد :

1-    طبقه داخلی ( آندوکارت ) :از یک ردیف سلول اندوتلیال و بافت همبند زیر مخاط ظریف تشکیل شده است .

2-    لایه میانی (میوکارد): ضخامت اصلی جدار قلب را تشکیل می دهد . و حاوی عضلات اسکلتی در جهات مختلف  است .

3-    لایه خارجی (اپی کارد) : همان لایه جداری پری کارد می باشد که سطح آن را یک ردیف سلول پهن به نام مزوتلیوم پوشانده است .

رگ های لنفی :

در رگ های لنفی بزرگ 3 لایه انتیما ، مدیا و ادوانتیس به صورت نازکتر و نامشخص تر از ورید ها قابل تشخیص است . رگهای لنفی دارای دریچه هایی هستند .که از چین طبقه انتیما حاصل و به صورت زوج و در مقابل هم دیده می شود .

 

مویرگهای لنفی :

دارای دیواره نازک و پوشیده شده از آندوتلیوم هستند . که بر روی لایه بازال غیر ممتد قرار دارند با افزایش قطر رگهای لنفی غلافی از الیاف کلاژن و الاستیک و عضلات پراکنده  در اطراف رگها دیده می شود .


دستگاه ادراری  

دستگاه ادراری شامل کلیه ها ، حالبها (میزنای ) ، مثانه و مجرای ادراری می باشد . عمال کلیه ها ایجاد تعادل در مایعات بدن و الکترولید ها و کنترل فشار خون می باشد .

کلیه ها اعضای لوبیایی یا بیضی شکل می باشند که دارای یک انحناء بزرگ و یک تقعر بنام ناف Hillus می باشند ناف محل ورود شریان وخروج ورید و حالب می باشد .

در مقطع تشریحی کلیه ،و قسمت مغز به رنگ روشن و قشر به رنگ تیره قابل مشاهده می باشد .مغز کلیه از تعدادی هرم کلیوی تشکیل شده است که قاعده هرمها به طرف قشر و راس آنها که پاپی نامیده می شود . به طرف ناف کلیه قرار دارد .راس هر پاپی حاوی تعدادی سوراخ می باشدکه ناحیه غربالی هم نامیده می شود قسمتی از مجاری تشکیل دهنده مغز کلیه که در درون قشر قرار دارند و شبیه اشعه هایی از مغز دیده می شوند به نام اشعه های مغزی موسومند . ناحیه قشری هم در حد فاصل هرم های کلیوی پیشروی و ستون های کلیوی ( ستون ها برتن ) را به وجود می آورد .

هر هرم کلیوی به علاوه نیمی از ستون های برتن طرفینش و قشر رویی خود  یک لوب کلیوی نامیده میشود .

هر اشعه اشعه مغزی  به علاوه نیمی از قشر طرفینش به یک لوبول کلیوی موسو م است .

ساختمان میکروسکوپی کلیه شامل اجزای زیر می باشد :

1-    کپسول کلیه و

2-    نفرون و قسمت هایس مختلف آن

3-    مجاری جمع کننده

4-    عروق خونی و لنفاوی و اعصاب

5-    دستگاه جنب گلومرولی

کلیه توسط کپسول دو لایه ای پوشیده می باشد که لایه خارجی آن از نوع بافت همبند متراکم (رشته های کلاژن و الاستیک) و لایه داخلی آن از جنس بافت همبند سست هست . که در کلیه سگ و اسب حاوی رشته های عضلانی صاف نیز می باشد . آن قسمت از بافت قشری که در حد فاصل هرم های کلیوی به داخل منطقه مرکزی ادامه می یابد به نام ستون های کلیوی معروف می باشد . منطقه مرکزی دارای ظاهر مخطط هست .که بعلت منظم بودن بخش های مستقیم لوله های ادراری در کنار هم و عروق خونی مجاور آنها می باشد .

نفرون :

واحد عملی کلیه نفرون می باشد که دارای بخش ترشحی و یک قسمت جمع کننده ادرار می باشد .

هر نفرون شامل قسمت های زیر می باشد :

1-    قسمت متسع به نام کورپوسکول کلیوی

2-    لوله پیچیده نزدیک (پروگزیمال )

3-    قوس هنله

4-    لوله پیچیده دور (دیستال )

جسمک کلیوی :

هر کورپوسکول کلیوی محتوی شبکه ای از مویرگها به نام گلومرول می باشد که توسط یک کپسول دو لایه به نام کپسول بومن احاطه شده است .

لایه داخلی کپسول مویرگهای گلومرولی را احاطه کرده که لایه احشایی نامیده می شود .

لایه خارجی حد بیرونی جسمک کلیوی را مشخص می کند و لایه جداری کپسول بومن نام دارد .

بین دو لایه کپسول بومن ، فضای ادراری قرا دارد . هر جسمک کلیوی دارای یک قطب عروقی می باشد که از این محل شریانجه آوران وارد و شریانچه وابران خارج می شود.

هر جسمک کلیوی دارای یک قطب ادراری نیز می باشد که لوله پروکزیمال از آن محل شروع می شود . لایه جداری کپسول بومن از بافت پوششی سنگفرشی ساده ای تشکیل شده است .

سلول های لایه داخلی پدوسیت (podocyte) نامیده می شود که هر کدام دارای چندین زایده سیتوپلاسمی اولیه هستند و از زواعد اولیه چندین زائده کوچک ثانویه  منشعب شده که بدور مویرگ های گلومرول کلیوی می چسبد . سلول های آندوتلیالی جدار مویرگ هااز نوع منفذ داربوده و سیتو پلاسم در اطراف هسته ضخیم می باشد .

لوله های پیچیده نزدیک :

در قطب ادراری جسمک کلیوی بافت پوششی سنگفرشی لایه جداری کپسول بومن در امتداد بافت پوششی مکعبی یا استوانه ای کوتاه لوله پیچیده نزدیک قرار می گیرد .

لوله پروگزیمال (پیچیده نزدیک) بزرگتر از لوله دیستال می باشد و بخش اعظم ناحیه قشری را پر می نماید. در مقطع عرضی این لوله یک لایه سلول مکعبی یا استوانه ای که دارای سیتوپلاسم شدیدا اسیدوفیلی می باشد دیده می شود .هسته سلول ها مدور و هستک برجسته بوده و هسته در نزدیکی قاعده سلول قرار دارد. و راس سلول حاوی میکروویلی های طویلی است که به سلول منظره راس مسواکی (Brush Border)  می دهد .

در قوس هنله حفره داخلی نسبت به مویرگها وسیع تر بوده و اپی تلیوم آن از نوع سنگفرشی ساده می باشد و هسته سلول های پوششی به داخل حفره میانی برجسته بوده و سطح آزاد سلول حاوی تعداد کمی پرزهای کوتاه است .

لوله های پیچیده دور (دیستال) :

ساختمان لوله های دیستال تفاوت هایی با ساختمان لوله پروگزیمال دارد :

1-    در مقطع عرضی لوله دیستال تعداد سلول ها بیشتر است و سلول ها مکعبی شکل می باشند .

2-    سلول ها فاقد راس مسواکی بوده ، حفره میانی وسیع تر می باشد .

3-    سیستوپلاسم سلول اسیدوفیلی کمتری نسبت به سلول های پروگزیمال دارند .

4-    تعدادکمی از مقاطع لوله دیستال در پیرامون جسمک های کلیوی مشاهده می شود .

لوله ها و مجاری جمع کننده ادرار:

ادرار از لوله های پیچیده دور گزشته و وارد لوله های جمع کننده می شود . این لوله ها به همدیگر متصل شده و مجاری جمع کننده بزرگتر و مستقیمی را ایجاد می کنند که به تدریج با نزدیک شدن به راس هرمها ، بزرگتر می شوند .

لوله های جمع کننده کوچکتر بوسیله بافت پوششی مکعبی مفروش شده اند و با ورود به قسمت های مدولای کلیه ارتفاع سلول های آنها افزایش یافته و نهایتا استوانه ای شکل می شوند .

مجاری مستقیم حاوی دو نوع سلول پوششی هستند :

1-    سلول های پوششی تیره : حاوی پرزهای کوچک

2-    سلول های روشن : که بیشتر درناحیه انتهایی و حوالی پاپی قرار دارند .

دستگاه جنب گلومرولی :

لایه میانی شریانچه آوران در مجاورت جسمک کلیوی از سلول های عضلانی صاف تغییر شکل یافته تشکیل شده است . به این سلولها ، سلولهای جنب گلومرولی گفته میشود . که این سلول ها دارای سیتوپلاسمی مملو از گرانول های ترشحی هستند .

کله متراکم لوله پیچیده دور معمولا در مجاورت بخشی از شریانچه آوران که حاوی سلول های جنب گلومرولی است قرار دارد این دو بخش بر روی هم دستگاه جنب گلومرولی را ایجاد می کنند همچنین یک بخش از دستگاه جنب گلومرولی حاوی تعدادی سلول های کم رنگ است که نقش آنها به خوبی مشخص نگردیده است به نام سلول های مزانژیال خارج گلومرولی .

کله متراکم: لوله دیستال در مجاورت آرتریول آوران تغییر ساختمان داده ، سلول های آن استوانه ای هسته های آن در کنار هم به فاصله اندکی قرار میگیرند که کله متراکم را تشکیل می دهد .

مثانه  و مجاری ادراری ، ادرار تشکیل شده در کلیه ها را ذخیره کرده و به خارج از بدن هدایت می کند . ساختمان پایه بافت شناسی کالیسها ، لگنچه ، حالب و مثانه مشابه هم هستند در حالیکه دیواره های حالب ها با نزدیک شدن به مثانه ضخیم تر می شوند .

مخاط این اندام ها از بافت پوششی ترانزیشنال و یک لامینا پروپریا (پارین ) از جنس بافت همبند سست تا متراکم تشکیل شده است .

لگنچه :

اپیتلیوم مخاط از نوع انتقالی و پارین و زیر مخاط از نوع بافت همبند سست است .طبقه عضانی شامل سه لایه (لایه های داخلی و خارجی طولی و میانی حلقوی.) می باشد .

طبقه ادوانتیس نازک و از جنس بافت همبند سست  حاوی عروق خونی میباشد .

حالب :

در حیوانات مختلف دارای طول متفاوت است حالب لگنچه رابه مثانه وصل می کند اپی تلیوم مخاط از نوع انتقالی و پرده مخاطی دارای چین های طولی اتست و در مقطع عرضی به شکل ستاره می باسشد . بافت همبندزیر اپیتلیوم از نوع سست و در تک سمی ها محتوی غدد موکوسی می باشد طبقه ماهیچه ای 3 لایه می باشد (لایه داخلی و خارجی طولی و میانی حلقوی )

ادوانتیس : از جنس بافت همبند سست و رشته های الاستیک می باشد

 

 

مثانه :

به عنوان مخزنی برای تجمع ادرار می باشد بافت پوششی از نوع انتقالی و تعداد ردیف سلول ها 3 الی 14 لایه می باشد . پارین از نوع بافت همبندسست و حاوی رشته های الاستیک است .

طبقه ماهیچه ای شامل 3 لایه عضله است (داخلی و خارجی در مسیر طولی و لایه میانی حلقوی )می باشد . آخرین طبقه در بخشی از مثانه توسط سروز پوشیده شده و بقیه ادوانتیس است .

مجرای ادرار : از گردن مثانه شروع و تا منفذ ادراری ادامه می یابد . مخاطدارای چین های طولی که در نزدیک گردن مثانه انتقلی و به طرف منفذ ادراری سنگفرشی مطبق است پارین و زیر مخاط از نوع سست و طبقه ماهیچه ای حاوی یک لایه عضله حلقوی در داخل و یک لایه نازک طولی ذدر خارج می باشد .


دستگاه تنفس :

دستگاه تنفس به دو قسمت هدایتی و قسمت تنفسی تقسیم می شود .

قسمت هدایتی شامل : حفره بینی ، نازوفارنکس ، حنجره ، نای ، برونش ، برونشیول ها و برونشیولهای انتهایی می باشد .

قسمت تنفسی شامل : برونشیول های تنفسی ،مجاری آلوئولی ، کیسه های آلوئولی و آلوئل ها می باشد . آلوئل ها (خانه های ششی )ساختمان های کیسه مانند تخصص یافته ای هستند که بخش عمده ریه را می سازند .

اپیتلیوم تنفسی معمولا مشتمل بر 5 نوع سلول می باشد :

1-    سلول های استوانه ای مژک دار

2-    سلول های جامی موکوسی : قسمت راس این سلول ها محتوی قطرات موکوسی می باشد

3-    سلول های برسی (Brush cells) : حاوی میکروویلی ها در سطح فوقانی خود و پایانه های عصبی آوران در سطوح قائده خود به عنوان گیرنده های حسی هستند

4-    سلولهای قائده ای (Basal cells) : سلول های گرد و کوچک در لایه قائده ای قرار دارند این سلول ها زایا هستند و باتقسیمات میتوزی به انواع سلولها تمایز می یابند .

5-    سلول های دانه ای کوچک شبیه سلول های قائده ای هستند ولی حاوی گرانولهایی در سیتوپلاسم خود هستند این سلول ها بخشی از سلول های سیستم نورآندوکرین منتشر هستند .

حفره بینی :

شامل دو ناحیه است

1-    ناحیه قدامی به نام دهلیز 2-  حفره اختصاصیبینی

ناحیه دهلیز بینی شامل ادامه پوست می باشد و در بخشقدامی از نوع سنگفرشی مطبق شاخیشده می باشد و به طرف عقب به تدریج به نوع غیر شاخی تبدیل میشود .

بافت همبند زیر اپیتلیوم در اسب محتوی غدد عرق و فولیکول مو می باشد .

ناحیه حفره اختصاصی بینی شامل دو ناحیه می باشد :

1-                ناحیه تنفسی :شامل بوقک های شکمی و پشتی می باشد که دارای اپیتلیوم استوانه ای شبه مطبق مژه دار (تنفسی )می باشد .

2-                ناحیه بویایی : دارای اپیتلیوم استوانه ای شبه مطبق بدون سلول های جامی و باسلولهای متفات می باشد کهدارای3 نوع سلول میباشد :1- سلولهای محافظ: قسمتراس این سلول ها وسیع و حاوی هسته و قسمت قائده، باریک می باشد و سیتوپلاسم راسی این ها حاوی ویزکولهای ترشحی و همچنین دارای میکروویلی در راس خودهستند . 2- سلول های حساسی عصبی :دارای قسمت قائده ای وسیع ، محتوی هسته و ناحیه راسی باریک می باشند کهقسمتراسی حاوی 10 الی 30عدد مژه می باشد. 3- سلولهای قائده ای .

حنجره :

بخشی از مجاری هوایی است که بین نای و حلق قرار گرفته است . اپیتلیوم حنجره در بالای طنابهای صوتی از نوع سنگفرشی مطبق و پایین تر از طنابهای صوتی از نوع تنفسی می باشد پارین در زیر اپیتلیوم سنگفرشی مطبق از نوع متراکم و در زیر اپیتلیوم تنفسی از نوع سست می باشد در بافت همبند زیر مخاط غدد سروزی – موکوسی موجود می باشند .

غضروف های حنجره از نوع شفاف یا الاستیک میباشند .

نای :

ساختمان لوله ای شکل نیمه باز بین حنجره و ریه ها می باشد که به وسیله غضروف های شفاف نعل اسبی شکل موجود در دیواره آن حمایت می شود .

مخاط نای به وسیله اپیتلیوم تنفسی پوشیده شده است (استوانه شبه مطبق مژه دار ).

پارین در مجاورت اپیتلیوم از نوع سست می باشد پارین در قسمت عمق محتوی رشته های ظریف کلاژن و رشته های الاستیک فراوان در جهت طولی می باشد در زیر مخاط حاوی غدد لوله ای آسینی یا آلوئول منشعب می باشد . زیر مخاط به پریکندور غضروف شفاف ادامه مییاشد .

غضروف نعل اسبی شکل بوده و در انتهای باز آن به وسیله بافت همبند فیبروزی به هم وصل می شود.

عضله نایی (Trchealis)  ازنوع صاف بوده و به طور عرضی بین دو انتهای غضروف به پری کندور داخلی وصل میشود که در سگ و گربه این عضله در موقعیت خارجی قراردارد .

آخرین طبقه در نای ادوانتیس می باشد که از جنس بافت همبندسست می باشد .

ریه ها :

ریه ها شامل بخش اصلی دستگاه تنفس می باشندکه دارای مجاری داخل ریه ، پارانشیم و پرده جنب می باشد .

برونش ها :در داخل بافت همبند بین لوبولی ریه واقع شده اند و با منشعب شدن از قطر آنها کاسته میشود .بنابراین تغییر اندازه برونشها همراه با دگرگونی تدریجی دیواره آنهابوده و به همین دلیل آنها را به برونشهای بزرگ ،متوسط و کوچک تقسیم بندی می کنند .

اپیتلیوم مخاط از نوع استوانه ای شبه مطبق مژه دار می باشد پارین از نوع همبند سست و در عمق پارین حاوی عضله صاف حلقوی به نام عضله رایسسن قرار دارد که انقباض آن قطر مجاری هوایی را کنترل می نماید بافت همبند زیر مخاط  غدد سروزی موکوسی قرار گرفته است

قطعات غضروفی در عمق ناحیه مخاط واقع شده که از برونش های بزرگ به طرف انتها ، اپیتلیوم تنفسی نازکتر شده و تعداد سلول های جامی شکل کاهش می یابد .

عضله رایسسن ضخیم تر می شود و تعداد غدد و اندازه قطعات غضروفی کاسته می شود .

برونشیول ها :

برونشها به محض ورود به داخل لوبول ریوی برونشیول نامیده می شود برونشیول هابه انواع I, I I, I I I  یا انتهایی و نیز نوعIV یا تنفسی تقسیم می شود . برونشیول نوع I I I فاقد آلوئول در دیواره خودمی باشد.پس برونشیول غیر آلوئول دار هم به این نوع برونشیولها اتلاق میشود.

در حالیکه برونشیول تنفسی از نوع آلوئول دار می باشد .

اپیتلیوم به طرف برونشیول های انتهایی از نوع تنفسی به نوع استوانه ای ساده مژه دار تغییر شکل میدهد عضله رایسسن از برونشیولهای نوعI به طرف انتها نازک تر می شود .

v    در برونشیولها قطعات غضروف و غدد زیر مخاطی وجود ندارد.

برونشیول های تنفسی دارای اپیتلیوم از نوع مکعبی یا استوانه ایساده بدون مژه هستند و سلول های جامی شکل در این ناحیه وجود ندارد .

برونشیول آلوئول دار به 1 الی 5 مجرای آلوئولی  ادامه می یابد . که این مجاری به کیسه های آلوئولی ادامه می یابد.

مجاری آلوئولی به یک فضای مشترک به نام دهلیز باز می شود  .دیواره مجاری کیسه های آلوئولی همجنس دیواره آلوئولها می باشد.

آلوئول ها بوسیله یک تیغه بین آلوئولی از یکدیگر جدا می شوند .

آلوئول ها به وسیله اپیتلیوم سنگفرشی ساده یا سلول های پوششی آلوئولی یا نوموسیت نوع I پوشیده شده اند نوموسیت نوع I دارای هسته پهن در وسط سلول و حاوی سیتوپلاسم پیرامون هسته به صورت نازک می باشد . و عمل تبادل گاز بین هوا و خون در ناحیه نازک این سلول ها رخ می دهد . نموسیت های نوع II دارای هسته کروی شکل با سیتوپلاسم غنی از توری آندوپلاسمیک دانه دار و گلژی خوب رشد یافته هستند و دارای دانه های ترشحی محتوی مواد مورق در قسمت راس سلول می باشند  که این دانه ها به طریق اگزوسیتوز از سلول خارج میشونداین دانه ها دارای موادی ازجنس فسفو لیپید به نام سورفاکتانت هستند . که سورفاکتانت باعث کاهش نیروی کشش سطحی شده و بعد از هر بار بازدم مانع روی هم خوابیدگی آلوئولها ( کولابس آلوئولها ) می شود .

ماکروفاژهای ریه ذرات ریز گرد و غبار راکه به آلوئول ها نفوذ کرده اند فاگوسیته می کنند که این ذرات بصورت دانه های ریز و تیره رنگ در داخل سیتوپلاسم این ماکروفاژها دیده می شود به همین دلیل سلول های یاد شده را سلول های غباری (  Dust cells) نامیده می شوند .

سلول های غباری در بافت همبند بین تیغه های آلوئولی مشاهده می شوند .


comment نظرات ()
قسمت اول جزوه میکروبیولوژی
نویسنده : علوم آ زمایشگاهی - ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ خرداد ،۱۳۸۸

 

تاریخچه میکروبشناسی

1 ) Microbiology  ....  Micro= کوچک    Bio = زندگی    logy = علم یا شناسایی

2 ) قبل از مشاهده باکتریها توسط آنتونی وان لیون هوک Antony Van Leeuwen Hock 

3 ) فراگاستریوس  Fragastrius  بیماری سیفلیس عامل بیماری کنتاژیوم ویووم Contagium vivum

4 ) کیرشر  Kircherدر خون قربانیان طاعون

5 ) آنتونی وان لیون هوک  میکروسکوپ را ساخت  ( عضو انجمن سلطنتی انگلیس )     در سال 1723 فوت کرد .

6 ) لوئی پاستور Louis Pasteur بعد از یک قرن متولد شد .

شیمی دان

کریستالوگرافی اسید تارتریک و اسید راسمیک

گازهای پاستور و تخمیر 

رد نظریه پلئومرفیسم

رد نظریه خودبخودی موجودات زنده

پیشنهاد اصول میکروبشناسی عملی

سترون کردن با حرارت مرطوب و خشک

طرز تهیه محیط کشت

مطرح کردن شرائط محیط کشت مانند :

PH

درجه حرارت

فشار

اکسیژن

و غیره...

استفاده از پنبه

مطرح کردن و جود الترا میکروبها

واکسیناسیون جهت پیش گیری از بیماریهای عفونی

7 ) روبرت کخ Robert Koch  پزشک آلمانی

سیاه زخم

اختصاصی بودن یک میکروب برای یک بیماری

سل ، وبا و عفونتهای دیگر

ارائه اصول کخ در سال 1884

تهیه گسترش

ثبوت رنگ آمیزی هوفمان ، رنگ آمیزی باکتریها

هس  Hess

آگار

پتری دستیار کخ ( تشتک پتری )

8 ) ژوزف لیستر Joseph Lister

9 ) الی مچنیکف Elie Metchnikoff ، ( عملکرد گلبولهای سفید در تولید ایمنی را کشف کرد )

10 ) کلبس Klebs ، دیفتری ، ثابت کرد عامل دیفتری باکتری است

11 ) کیتازاتو Kitasato  ،  باسیل کزاز ،...( به کمک بهرینگ ضد سم کزاز را تهیه کردند )

12 ) ایوانسکی   ،  ویروس را کشف کرد

13 ) یرسن  Yersin   ، باسیل طاعون

14 ) روس  Ross ( ثابت کرد که پشه آنوفل بیماری مالاریا را انتقال می دهد )

15 ) شیگا  Shiga    ، عامل بیماری اسهال خونی

16 ) اولین گلوله های سحرآمیز  ، Ehrlich  ، آنتی بیوتیک

17 ) دوماک Dpmagk    ،   شروع عصر سولفونامید

18 ) فلمینگ   ، پنی سیلین  ......  ( فلوری وچینی میکروبهای مولد آنتی بیوتیک را پیدا نمود )

19 ) واکسمن   ،  کشف استرپتومایسن و بعد ............ کلرامفنیکل و تتراسایکلین     
میکرب شناسی (
Microbiology ) از سه جز تشکیل شده است :
1) Micro  =  ریز       
2 ) Bio   = زندگی     
3 ) Logy = علم شناسایی یا مطالعه       
میکروبیولوژی :       
 علمی است که از مطالعه زندگی موجودات ریز ذره بینی که با چشــــم غیر مسلح نمی توان دید ، بحث می کند و رابطه این موجودات را با بیماریهای انسان و حیوان و غیره ... مورد بحث قرار می دهد .
1) میکروبیولوژی پزشکی : Medical Microbiology 
2 ) میکروبیولوژی دامپزشکی : Veterinary Microbiology  
3 ) میکــروبیولوژی صنعتی : Industrial Microbilogy        
4 )میــکروبیــولوژی گیـــاهی : Plant Microbiology
5 ) میکرو بیولوژی خاک ، آب و ...Water, Soil  & etc

طبقه بندی میکروبها :
قبل از کشف میکروارگانیسم ها ، تمـــام موجودات زنده را به دو سلســـله گیاه و حیــوان تقســـیم می نمودند. پس از پی بردن به وجــود میـــکرو ارگانیسم ها ، بیولوژیست ها نمی توانسـتند از نظر طبقه بندی ، در طبیعت محــل مشخصی برای میکروبها منظور نمایند . روی این اصل پرتوزوئرها را که متـحرک بوده و خاصیت فتـوسنتز نداشـتند جزء حیـوانات ، الگ ها و قارچــها را که به نظـــر می رســید بیحرکت باشند جزء گیــاهان قرار دادند اما نمی دانســتند باکتــریها جزء کـدام دسته می باشند ، تا این که ارنست هکل گیاه شناس آلمانی در سال 1866 یک راه حل منطقی برای این مشـکل ارائه نمود و آن پیشنهاد سلسله سومی به نام پروتیسـتا یا مـوجـودات ابتـدائی ( آغـازیان ) بود که تمـام پرتوزوئرها ، الگ ها ، قارچها و باکتریها را دربر می گرفت.
بعد از کشف میکروسکوپ الکترونی در سال 1961 با مطالعه روی سلولهای گیاهی ، حیوانی ، پرتوزوئرها ، الگ ها و قارچ ها را بعلت داشتن هسـته  مشخص و کامل تر جزء اوکاریوتیک ها ( Eukaryotes ) و باکتـریها را به دلیــل نداشــتن هســته مشخص و ساختمان سـاده جزء پروکاریوتیک ها (Prokaryotes ) طبـقه بنـدی کردند .

سلسله
اوکاریوتیک
( پروتیستا )

پروتوزوئرها Protozoa

تک سلولی با مشخصات سلولهای حیوانی .

 بدون کلروفیل واحد کاملی است  .

 می تواند تمام اعمال فیــــزیولوژیک را  که در موجودات پر

   سلولی بوسیله سلولهای مخصوص انجام می گیرد ، انجام دهد.

 پاهای کاذب ایجاد می کند .

 اشکال کوچکتر را می بلعند .

 بیشتر آنها ســـاپروفیت و برخی از آنها برای انســان و حیوان

   بیماریزا هستند.

الگ Algae

موجودات تک یا چند سلولی هستند .

دارای کلروفیل بوده و فتوسنتز می نمایند .

بعضی از آنها متحرکند .

ساپروفیت

در خاک مرطوب و آب زندگی می کنند .

قارچ       Fungi

موجودات گیاهی ساده

بدون کلروفیل ، ریشه ، ساقه ، گل و برگ

ساپروفیت زندگی می کنند

رشته های درازی به نام میسلیوم تشکیل می دهند

بطور جنسی و غیر جنسی تکثیر پیدا می کنند

عده ای از قارچها آنتی بیوتیک تولید می کنند

اصطلاح کلی قارچ Fungus شامل :

         - کپک ها Molds

         - مخمرها Yeasts

         - قارچهای گوشتی Mashrooms

اختلاف اساسی اوکاریوتیک ها و پروکاریوتیک ها

 

پروکاریوتیک

اوکاریوتیک

گروه مهم

باکتریها

پروتوزوئرها ، الگ ها ، قارچها ، سلولهای گیاهی و حیوانی

تعداد کروموزوم

1

بیش از یک

غشاء هسته

-

+

هستک

-

+

ساختمان ریبوزومهای سیتوپلاسمی

S70

s80

کلروپلاست

-

+

دستگاه گلژی

-

+

شبکه آندو پلاسمیک

-

+

وجود استرول در غشاء

-

+

تموج سیتوپلاسمی

-

+

آلات حرکت

یک رشته ای

چند رشته ای

 

 

طبقه بندی پروکاریوتیک 1974

1 ) فتو باکتریها

2 ) اسکوتو باکتریها

فتو باکتریها Photobacteries

1 ) فتو باکتریهای سبز و آبی

( سیانو باکتریها که سابقاً الگ های سبز و آبی گفته می شدند )

2 ) فتو باکتریهای قرمز

3 ) فتو باکتریهای سبز

اسکوتوباکتریها Scotobacteries   

1 ) باکتریها

2 ) باکتریهای بدونCell wall

 مانند کلابس (Mullicuteo) جنس مایکوپلاسما

3 ) باکتریهائی که زندگی داخل سلولی اجباری دارند

( ریکتزیا Rickettsia    و کلامیدیا  Chlamydia )

جدیدترین طبقه بندی پروکاریوتیک 1986

1 ) گراسیلیکوتی Gracillicuteo دارای Cell Wall نازک و پیچیده

                                                A ) اسکوتوباکتریها

                         ـ G                 B ) آنوکسی فتوباکتریها

                                                C ) اکسی فتوباکتریها    

                                                                                                 فیرمی باکتریها + G

2 ) فیرمی کوتی Firmicuteo   دارای Cell Wall

                                                                                                تالوباکتریها + G         

3 ) کزیکوتی : پروکاریوتهای دارای غشاء ، نرم و قابل انعطاف ، فاقد Cell Wall  ، فقط یک

         شاخه دارند : مولیکوتی

4 )  مندوزیکوتی: دارای Cell Wall اشتباهی و غلط  ، دیواره سلولی آنها فاقد پپتیدوگلیکان

        می باشد . آرکئوباکتریها (باکتریهای باستانی)

 

اختلاف باکتریهای معمولی با باکتریهای بدون Cell Wall

 

َ

باکتریها

مایکوپلاسما

ریکتزیا

کلامیدیا

Vir

رشد  درخارج سلول زنده

+

+

-

-

-

قابلیت تولید انرژی

+

+

+

-

-

قدرت سنتز پروتئین بطور مستقل

+

+

+

+

-

حساس به

 آنتی بیوتیک

+

َ+

+

+

-

وجود ریبوزم

+

+

+

+

-

حساس به انترفرون

-

-

-

+

+

 

 

 

شکل ، اندازه و ساختمان تشریحی باکتریها

شکل باکتریها

باکتریها را از حیث شکل به شش گروه تقســــیم نموده اند :

باکتریها اگر کــروی یا بیضی شکل باشند کوکوس یا کوکــسی Cocci ، اگر میـــله ای باشند باســیل Bacilli (Bacillus)    ، اشـکال کوتاه باســیل را کوکوباســیل Coccobacilli می نامند . اگر باکتـریها خمیده باشند ویبریون Vibrio  ، اگر مارپیچی شـکل و غیرقابل انعـطاف باشند اســپریل  Spirilla و اگر شکل فنــری و قابلیت انعطاف داشـته باشند اســــپیروکت Spirochate نامیده می شوند

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


باکتریهای عالی Higher Bacteries

این باکتــریها اغلب غـلاف دار و شـاخـه هـای حقـیـقی ایجــاد می کنند که اکتـیـنـومـیـسـت    Actino mycete نام می گیرند.

باکتریها بر حسب نحوه قرار گرفتن بعد از تقسیم به گروه های فرعی تقسیم می شوند :

1 ) اگر 2 به 2 به هم متصل باشند دیپلوکوکوس (Diplococcus ) یا دیپلوباسیل نامیده می شوند .

2 ) اگر پس از تقســـیم مانند زنجیـــر به دنبـــال هم قــرار گیرند استرپتوکـوکـوس ( Streptococcus ) یا استرپتوباسیل نامیده می شوند .

3 ) اگر اشکال چهار تائی به وجود آورند آنرا تتراد Tetrad می نامند .

4 ) اگر اشـــکال هشت تائی به وجــود آورند آنرا سارسیـنا یا سـارسین ( Sarcina ) می نامند .

5 ) اگر شکل خوشــه انگور به وجــود آورند آنـــرا اســتافلیوکوکوس     (Staphylococcus ) می نامند .

1/1000 millimeter = 1 میکرومتر

1/1000 micrometer = 1 نانومتر

1 نانو متر = 1 میکرون

1/10  nanometer=1 انگستروم A

ساختمان تشریحی باکتری

باکتریها مانند سایر سلولهای زنده از سه قسمت تشکیل شده اند :

1 ) پوشش سلولی

2 ) سیتوپلاسم

3 ) در جایگاه هسته ، مولکول DNA  قرار دارد

پوسته خارجی یا دیواره سلولی که سل وال Cell Wall   نامیده می شود :

در بعضی از باکتریها علاوه بر سل وال لایه لعابی (Slime Layer ) وجود دارد . اطراف برخی از باکتریهای کپسول دار و بدون کپسول توسط یک لایه ژلاتینی از جنس پلی ساکارید ( P.S ) که لایه لزجی است در اطراف باکتری و جنس آن از جنس کپسول می باشد .

پوسته خارجی یا دیواره سلولی ( Cell Wall ) : سل وال پروتوپلاست را احاطه می کند و بلافاصله بعد از پروتوپلاست قرار دارد و حدود 40% از وزن خشک باکتری را تشکیل می دهد . پرده سیتوتوپلاسمی فشار داخلی باکتری که حدود 5 الی 25 اتمسفر است را تحمل می کند .

Cell Wall با رنگ آمیزی اختصاصی رنگ آمیزی می شود و دارای خلل و فرجی است که ملکولهای کوچکتر از 10000 دالتون وزن و یک نانومتر قطر آزادانه از آن عبور می کنند و شکل باکتری مربوط به این لایه بوده و آنتی ژن جسم باکتری در این لایه قرار دارد. این لایه باکتری را از عوامل خارجی محافظت کرده ، در تقسیم سلولی  و رنگ آمیزی باکتری دخالت دارد .

ساختمان شیمیایی Cell Wall :

ترکیب شیمیایی سل وال در انواع مختلف باکتریها متفاوت است ولی در تمام باکتریها دارای یک ساختمان اصلی است که از موکوپپتید یا پپتیدوگلیکان یا موریسن تشکیل شده است.

علاوه بر این سل وال دارای ساختمان مخصوصی است که در باکتریهای گرم مثبت و گرم منفی متفاوت می باشد .

 

1- استریلیزاسیون:sterilization    
عبارت است
از، از بین بردن کلیه اشکال حیاتی شامل میکروارگانیسم ها ویروس ها ، قارچ ها ، باکتری ها و اسپور و انگل و غیره از ماده ی مورد استریل یا شیء ld fhan   
2- ضد عفونی کردن یا گند زدایی : disin fection        
عبارت است از بین بردن تمام میکروارگانیسم های بیماری زا که احتمالا بروز عفونت می نمایند در ضد عفونی کردن اسپور، باکتری ها از بین نمی روند .
     
 
3- دز انکفتان : disinfectant      
موادی هستند که میکروب های بیماری زا را از بین می برند ولی به پوست و مخاط و بافت بدن آسیب می رسانند .
      
4- آنتی سپسیس :antisepsis         
عبارت است از جلوگیری از رشد باکتری های بیماریزا از بافتهای زنده
      
5-آنتی سپتیک :anti septic
آنتی سپتیک موادی هستند که باعث جلوگیری از رشد میکروارگانیسمها میشوند ولی به پوست مخاط و بافتهای بدن صدمه نمی رسانند این مواد اثر ضد میکروبی داشته و کاملا"اثر مهار کنندگی دارند.

6- باکتری سایدها :bactrericide

داروهای شیمیایی میباشند که باکتری ها را از بین میبرند و اثر آنها غیر قابل برگشت است.

7- باکتریواستاتیک :bacteriostic  
به موادی اطلاق میشود که از تکثیر باکتریها جلوگیری میکنند و اثر آنها غیرقابل برگشت است.یعنی پس از اثر مواد بر باکتری،اگر مواد را از محیط خارج سازیم دوباره باکتریها تکثیر خواهند یافت .

یک ماده شیمیایی هم می تواند باکتری ساید و هم باکتریواستاتیک باشد بستگی دارد به غلظت ان ماده شیمیایی .

ماده شیمیایی در غلظت بالا باکتری ساید و در غلظت کم باکتریو استاتیک می باشد .

عواملی که بر فعالیت ضد میکروبی اثر می گذارند عبارتند از :

1- حساسیت میکرو ارگانیسم ها  
2- غلظت و یا دز ماده ضد میکروبی
       
3- مدت زمان
  
4- تعداد میکرو ارگانیسم ها .

روش های استریلیزاسیون :

1- روش فیزیکی ( (physical agents

2- روش شیمیایی(chemical agents )

متداول ترین آنها در روش فیزیکی عبارتند از:

1- نور خورشید 2- حرارت شامل : حرارت خشک یعنی سوزاندن ( incineratio ) 3- خشک کردن 4- حرارت مرطوب ( جوشاندن ، پاستوریزه کردن برای حرارت دادن در دمای زیر 100 درجه سانتی گراد یعنی 75 درجه سانتی گراد به مدت 20 الی 25 دقیقه مواد مورد پاستوریزه را حرارت می دهیم مثل مواد نوشیدنی ، دمای بخار تحت فشار زیاد مثل اتوکلاو 210 درجه سانتی گراد به مدت 15 دقیقه با فشار 15 پوند 5- فیلتر کردن ( filteration  ) 6- اشعه  ( radiation  ) 7- اولترا سونیک ( ultrasonic vibration  ) امواج ماوراء میدان شنوایی

1- نور خورشید :

نور خورشید به خاطر داشتن اشعه ماوراء بنفش و وجود اوزون در بالای جو اگر با ناخالصی هوا فیلتر نشود قدرت استریلیزاسیون دارد و در حالت طبیعی باکتری ها را از بین می برند و این کار اکثرا در بیابان ها و رودخانه ها و حوضچه ها و یا دریاچه ها انجام می شود .

برای مثال باسیل تیفوئید روی پارچه سفید در مقابل اشعه خورشید در مدت 2 ساعت از بین می رود ولی ساعت ها در تاریکی دوام می آورد و این روش یک روش طبیعی استریلیزاسیون است .

2- خشک کردن :

رطوبت برای رشد باکتری ها ضروری است از آنجایی که چهار پنجم وزن باکتری ها را آب تشکیل می دهد خشکی روی باکتریها اثر گذاشته و رشد آنها را باکتری ها را مختل می کند و مقدار حساسیت باکتری ها به خشکی نیز در باکتری ها مختلف و شرایط محیط متفاوت است و این کار در عمل امکان پذیر نیست و یک تئوری بیش نیست چون اسپور نسبت به خشکی مقاوم هست.

3- حرارت ( heat   ):

متدوال ترین روش برای استریلیزاسیون می باشد .

حرارت خشک ( dry heat ):

حرارت خشک با ایجاد اکسیداسیون در مواد تشکیل دهنده باکتری ها آن ها را از بین می برد .

سوزاندن : (incineration  )

این روش در کوره های مخصوص انجام می گیرد و برای بعضی از میکرو ارگانیسم های موجود در لاشه  حیوانات و از بین بردن آنهلپا و مواد آلوده مانند لباس ، پنبه گاز زخم و نمونه های پاتولوژیکی و خلاصه کلیه وسایل غیر قابل مصرف را در این کوره ها می سوزانند و خاکستر می کنند .

عبور دادن از روی شعله (flaming ) :

از این روش برای استریل کردن سوزن لوپ اسکالپل سر بطری و دهانه لوله های کشت استفاده می شود، برای این کار جسم مورد استریل را چند بار از روی شعله عبور می دهیم بدون اینکه سرخ شود با این کار اسپور باکتری ها از بین نمی رود و فقط میکروب های  موجود در سطح ماده از بین می رود و گاهی قیچی و اسکالپل و پنس و غیره را  در الکل فرو برده و آن را آتش می زنند .

حرارت خشک فور یا کوره پاستور :

این روش بهترین طریق استریل کردن با حرارت خشک می باشد وسایل و موادی که حرارت و دمای بالا را تحمل می کنند عبارتند از : ظروف شیشه ای مثل بطری و پیپت و پیست سرنگ های شیشه ای ، پنس ، لوله های آزمایشگاهی ، اسکالپل ، قیچی و مواد خشکی که در ظروف سر بسته قرار دارند مثل پودر ها و غیره استفاده می کنیم و برای استریلیزاسیون بعد از شستن و خشک کردن آنها را توی کاغذ کاهی پیچیده و سر لوله ها و فلاسک ها را با پنبه معمولی و غیر هیدروفیل مسدود کرده و در داخل دستگاه فور چیده طوری قرار می دهیم که جریان هوای خشک بتواند بین تمام آنها جریان پیدا کند و برای اینکه جریان پیدا کند داخل دستگاه پنکه و روی دستگاه دماسنج تعبیه شده است و پنکه هوای خشک داخل دستگاه را یکنواخت جریان می دهد و دماسنج دمای داخل دستگاه را نشان می دهد .

خود دستگاه به شکل استوانه یا مکعب و مستطیل در اندازه های مختلف می باشد و دو جداره است و جدار خارجی از جسم عایق حرارت مثل مقوای نسوز و جدار داخلی آن از مس یا آلومنیوم ساخته شده است که به وسیله جریان برق یا گاز کار می کند پس از آماده  کردن و قرار دادن وسایل صبر می کنند تا وسایل استریل گردد مدت زمان لازم جهت استریل شدن وسایل در حرارت های مختلف متفاوت می باشد و طبق جدول زیر اعلام می گردد .

120 درجه سانتی گراد = 8 ساعت

140 درجه سانتی گراد = 5 / 2 ساعت

160 درجه سانتی گراد = 1 ساعت

170 درجه سانتی گراد = 40 دقیقه

180 درجه سانتی گراد = 20 دقیقه

و باید توجه داشت که زمان استریل کردن از مواقعی شروع میشود که درجه حرارت به حد نساب رسیده باشد دستگاه نباید بیش از حد پر باشد و فضای موجود در بین اجسام استریل شونده برای عبور هوا از خلال آنها الزامی است پس از پایان کار جریان برق را قطع کرده و صبر میکنیم تا دستگاه به تدریج خنک شود و سپس آنرا باز میکنیم در غیر این صورت وسایل شیشه ای به علت سرد شدن ناگهانی میترکد و زمانی که دستگاه کار می کند نباید در دستگاه را باز و بسته کرد و برای کنترل استریلیزاسیون کاغذ و پنبه که سفید بودند در درجه حرارت 160 سانتی گراد در مدت یک ساعت به رنگ کرم در می آید و اگر درجه حرارت بیش از این باشد کاغذ و پنبه سوخته و قهوه ای رنگ میشوند و اگر درجه حرارت کمتر از این حد باشد استریل ناقص و به همان رنگ سفید اولیه باقی میماند .

کنترل استریلیزاسیون

1-  برای کنترل دستگاه از اسپور باکتری های کلاستریدیوم تتانی استفاده میکنیم . strain of cl tetani

برای کنترل اثر دمای خشک یک تکه کاغذ فیلتر را به اسپور باکتری که در حدود 1000000 اسپور دارد اغشته کرده و در یک کاغذ می پیچیم و درداخل دستگاه همراه وسایل قرار می دهیم   بعد از پایان کار دستگاه در محیط کشت thiogly collate و یا     از محیط بی هوازی RCM

در محیط های بی هوازی مثل RCM در درجه حرارت 37 درجه  سانتی گراد به مدت 72 ساعت کشت می دهیم. اگر محیط تغییر رنگ داد نشان دهنده عدم استریل شدن مواد می باشد.

2-  یا از brownes tube لوله براونی یا green spot نقطه سبز (نوار شاهد)استفاده می شود که بعد از پایان استریلیزاسیون نقطه سبز که در درجه حرارت 160 درجه سانتی گراد بعد از یک ساعت تغییر رنگ می دهد.

حرارت :

الف) دمای 100 درجه سانتی گراد جوشاندن

ب ) دمای زیر 100 درجه سانتی گراد(1- پاستوریزاسیون 2- تندالیزاسیون)

ج ) دمای بالاتر از 100 درجه سانتی گراد

الف ) دمای مرطوب در 100 درجه سانتی گراد :

جوشانیدن باکتری های بدون اسپور  در مدت 5 10 دقیقه در دمای 100 درجه از بین میروند و برای از بین بردن اسپور باکتری ها 3 تا 5 ساعت متوالی وقت لازم است از این روش می توان برای استریل کردن لوله های آزمایش پیپتها اسکالپل پنس قیچی سرنگهای شیشه ای یا فلزی به کار میرود و برای تسریع عمل استریلیزاسیون از کربنات 2% استفاده می شود .

تندالیزاسیون

از این روش برای استریل کردن محیط های کشت حاوی سرم و آلبومین غیره که نسبت به حرارت حساس هستند استفاده می شود، و در این روش از 3 بار حرارت هر بار به مدت 1 ساعت و در فواصل 3 بار حرارت محیط کشت را به مدت 24 ساعت در یخچال نگهداری می کنند . حرارت مورد استفاده در محلول های قابل هیدرولیز 70 درجه و محلول های آلبومین دار نظیر خون ، سرم بعضی واکنشها 85 درجه سانتی گراد و در مورد قند ها 100 درجه سانتی گراد میباشد

ب ) دمای زیر 100 درجه پاستوریزاسیون:

از این روش جهت نگهداری موادی نظیر شیر و مواد نوشیدنی غیر الکلی و غیره استفاده می شود که حرارت کمتر از 100 درجه را بکار میبرند و سپس آن را فورا سرد کرده و در یخچال نگه داری می کنند فقط در صورتی می توان ماده مورد نظر را مدت زیادی نگه داشت که فاقد اسپور باشد در این طریقه شیر را به مدت 25 دقیقه در 75 درجه سانتی گراد  حرارت می دهند سپس بلافاصله شیر را تا 30 درجه سانتی گراد  سرد می کنند ولی امروزه از دمای 90 درجه سانتی گراد به مدت 1 دقیقه از صفحه های پلاتینی غیر اکسیده استفاده عبور می دهند و بلافاصله خنک می کنند که شیر و مواد نوشیدنی طعم جوشیده به خود نمی گیرند با این روش می توان شیر را تا یک هفته  در یخچال نگه داری کرد .

امروزه شیر را در یک دقیقه در 90 درجه حرارت می دهند و یکباره تا 10 درجه سرد می کنند به این ترتیب شیر مزه جوشیده به خود نمی گیرد و این عمل را در بین دو صفحه فولادی غیر قابل اکسید شدن عبور می دهند  باید توجه داشت در پاستوریزاسیون فقط باکتری های بیماری زا کشته می شوند مثل استرپتوکوک باسیل کخ بروسیلا سالمونلا باسیل دیفتری و غیره از بین می روند.

Coxiella burneti به این حرارت مقاومت دارد و از بین نمی رود محیط های کشت  Lowenstem Jensen (L J ) محیط کشت اختصاصی برای سل است.

برای کشت باسیل کخ و سرم loeffler برای کشت باسیل دیفتری (محیط کشت اختصاصی دیفتری)

درجه حرارت 80-85 درجه سانتی گراد به مدت نیم ساعت در 3 نوبت در دستگاه Inspecitor استفاده می شود.

 

 

 

ج ) دمای بالاتر از  100 درجه سانتی گراد:

این روش مطمئن ترین روش استریل کردن است و بیشتر محیط های کشت و لوازم آلوده به میکروب و مواد حاصل از بیماریها بدین روش استریل می شود. (در این روش از دستگاه اتوکلاو با فشار  و 100 درجه سانتی گراد و حرارت خشک از فور یا کوره پاستور استفاده می شود.

آب در فشار طبیعی اتمسفر در 100 درجه به جوش می آید و هرچه فشار اتمسفر زیاد باشد نقطه جوش و در نتیجه حرارت بخار حاصل بالاتر از 100 درجه خواهد بود و هرچه فشار اتمسفر کمتر باشد نقطه جوش کمتر پایین تر است حرارت مرطوب کمتر از 100 درجه در مدت کوتاهی میکروب ها و اسپور آنها از بین می رود برای استیریلیزاسیون با بخار آب تحت فشار از دستگاهی به نام auto calve استفاده می شود .

ساختمان اتوکلاو

اتوکلاو در اندازه و ابعاد مختلف وجود دارد که به شکل استوانه ای یا مکعبی و مستطیلی است که دارای 2 جدار داخلی از مس یا آلومینیوم جدار خارجی از چدن ساخته شده است که در یک حامل قرار گرفته است . بین دو جداره ها فضای خالی وجود دارد و دستگاه به صورت برق یا گاز کار می کند در چدنی به وسیله میله ای به بدنه دیگ وصل شده و با پیچ های متعدد بسته می شود و داخل دیگ استوان های تا حد معینی آب دارد که در بالای آن صفحه مشبکی قرار دارد که وسایل استریل را روی آن قرار می دهند . در پایین اتوکلاو شیر آب برای خرج آب نصب شده و از بالای دستگاه فشار سنج دماسنج و دریچه اطمینان تعبیه شده است .

طرز کار اتوکلاز

در داخل اتوکلاو اشیاء را روی صفحه مشبک قرار می دهیم در دستگاه را بسته و شیر خروج  هوا را باز کرده و دستگاه را روشن می کنیم و با جوشیدن  آب داخل دستگاه بخار آب مداوم از دستگاه خارج می شود و در این موقع شیر را بسته و تدریجا فشار داخل دستگاه بالا می رود که به وسیله فشار سنج می توان رویت نمود و فشار سنج ممکن است بر حسب اتمسفر یا کیلوگرم بر حسب سانتی متر مربع یا پوند بر اینچ درجه بندی شده باشد. وقتی که فشار و حرارت دستگاه به حد مطلوب رسید یعنی 121 درجه سانتی گراد  و فشار 15 پوند، حدود 15دقیقه صبر می کنیم سپس دستگاه را خاموش میکنیم و صبر می کنیم تا اتوکلاو سرد شود و فشار خود به خود را به حد اتمسفر برساند در این موقع شیر تخلیه بخار را باز می کنیم تا تمام بخار از دستگاه تخلیه شود و بعد در دستگاه را باز می کنیم.

دما و زمان لازم برای استریل کردن با اتوکلاو

121درجه سانتی گراد، فشار 15 پوند زمان 15 دقیقه

وجود هوا در داخل اتوکلاو تشکیل یک لایه متراکم می دهد و نمی گذارد فشار داخل دستگاه به فشار ایده آل برسد.

کنترل استریلیزاسیون در اتوکلاو

برای کنترل اتوکلاو:

1-  از اسپور باکتری های غیرتوکسیژن استفاده می کنیم.

2- از نوار شاهد استفاده می کنیم.

اشعه های یونیزاسیون یا اشعه های یون زا

تعدادی از اشعه ها دارای انرژی زیادی و باعث به وجود آمدن مولکول های بیولوژیکی یونیزه می شوند و این قبیل اشعه های پر انرژی را اشعه های یونیزاسیون می نامند که استریل کننده قوی میباشند این اشعه با دز های بالا به هر چیزی بتابد باعث مرگ آن می شود این اشعه به عنوان استریل کننده قوی برای استریل کردن پتری  دیش ها و سرنگهای پلاستیکی یکبار مصرف و غیره به کار می رود دو نوع اشعه یونیزاسیون برای استریل کردن به کار می رود

 اول: اشعه گاما که از طریق عناصر رادیواکتیو مانند کوبالت به کار برده می شود .

دوم : گروه شتاب دهنده های الکترونی می باشند قدرت نفوذ اشعه گاما آن را برای استریل کردن اشیاء حجیم مساعد می سازد این اشعه ها برای سلول های انسانی زیان آور می باشند بر خلاف اشعه گاما الکترونهای پر انرژی قدرت نفوذشان کمتر است از این اشعه برای استریل کردن اشیاء کوچک استفاده می شود و به نام استریلیزاسیون سرد معروفند .

اشعه غیر یون زا

اشعه ماورا بنفش : ( ultra-violet radiation ) DNA سلول اشعه ماوراء بنفش را در طول موج های بین 250 260 نانومتر جذب کرده و باعث تشکیل پیوند های گمراه کننده بین نوکلئوتیدهای مجاور می گردد ( تیمن بایمر THYMIN BIMMER) باعث آسیب رساندن به همانند سازی در ترجمه DNA می گردد که در نتیجه باعث اختلال در پروتئین سازی می شود . تیمن دایمر اگر در ژنهایی اتفاق بیافتد که عمل آنها برای سلولها حیاتی است کشنده میباشد اگر میکروب کشی اشعه  ماورای بنفش بستگی به دز اشعه و مدت زمان تابش اشعه دارد آندوسپور بعضی از باکتری ها به علت وجود مواد خاص به نام سیستئین در مقابل اشعه اولتراویوله مقاوم  می شوند بنابراین اشعه اولترا ویوله به علت قدرت نفوذ کم  آن است که قادر به عبور از شیشه ها و پلاستیک ها محلول های کدر و ورق های نازک از شیر و روغن نیست تابش مستقیم آن به شبکیه چشم صدمه می زند و بر پوست اثر سرطان زایی دارد اشعه اولترا ویوله استریل کننده نیست ولی اثر ضد عفونی کننده دارد .

5 فیلتراسیون ( Filtrasion )

مایعات سوسپانسیون باکتری ها را می توان از طریق عبور دادن از صافی استریل کرد و به شرط سایز سوراخ ها کمتر از سایز باکتریها باشد . فیلترهای ذکر شده باعث جلوگیری از عبور میکروارگانیسم ها می شوند که قطر آن ها بیشتر از سوراخ های صافی باشد و فیلترهای معمولی باکتریولوژیکی  درست شده که دارای سوراخ هایی به قطر 4/0 میکرومتر است، ولی مایکوپلاسما و ویروس ها از آن عبور می کنند این عمل تضمین کننده استریلیزاسیون نمی باشد و این کار بیشتر در واکسن سازی برای جدا کردن ویروس از باکتری استفاده می شود فیلتر ها دارای انواع زیر می باشند :

صافی پروسیلن ( proce lain ) صافی شامبولاند ( shamber land ) برکولوز (bercland ) که برای صاف کردن مایعات استفاده می شود .

روش شیمیایی ( chemical agents ) :

تعداد بیشماری از مواد شیمیایی در غلظتهای مناسب قادر به کشتن و یا متوقف کردن رشد  میکروارگانیسم ها می باشند یک ماده ضدعفونی کننده شیمیایی خوب باید این خواص را داشته باشد .

1- با ثبات باشد . 2- محلول در آب باشد . 3- خوش بو و ارزان قیمت باشد . 4- باعث فرسودگی یا زنگ زدن وسایل مورد استفاده نشود قدرت میکروب کشی وسیع داشته باشد و بر روی انواع مختلف باکتری ها اثر کند - پایدار باشد - خاصیت سمی انتخابی داشته باشد

ایندکسی تراپیوتیک ( Therapeatic Index ). آن بالا باشد . اندکس پراپیوتیک عبارت است از رابطه بین غلظت میکروب کشی دارو به غلظتی که در بافت ها اثر زیان آور دارد .

1- مهمترین مواد شیمیایی که در ضد عفونی بکار می روند عبارتند از :

الکلها : ( Alcohols )

از الکل اتکییک و الکل ایزوپیلیک برای ضد عفونی کردن پوست و وسایل مختلف استفاده می کنند . قدرت میکروب کشی الکل ها با افزایش وزن مولکولی آنها افزایش می یابد از آنجائیکه با افزایش وزن مولکولی الکلها حلالیت آنها کاهش می یابد ، بدین جهت به عنوان میکروب کش بکار نمی روند از میان الکلها ، الکل اتیلیک و الکل ایزوپروپیلیک مواد ضد عفونی کننده متداول هستند که مصرف خارجی آنها سمی نیست . متیل الکل خیلی سمی است و موجب صدمه به چشم می گردد و به عنوان میکروب کش استعمال نمی شود . الکلها انعقاد کننده پروتئین ها و حلال چربیها می باشند الکلهای خیلی غلیظ 100 95 % باعث جذب آب بیشتر از سلول باکتریها شده بطوریکه الکل نمی تواند نفوذ کند و عمل دهیدرتاسیون ( Dehydration ) الکل باعث توقف رشد باکتری ها می گردد . الکل با غلظت 90 50 درصد باعث از بین بردن باکتریها و قارچ ها و بعضی از ویروس ها می گردد ولی برای اسپور باکتریها اثر ندارد و در عمل بیشتر از الکل 70 درصد استفاده می کنند و یا با مواد دیگر از قبیل ید فرمالدئید و یا ترکیبات کواتونری آمونیوم مخلوط می کنند خاصیت ضد میکروبی ایزوپروپیلک الکل کمی بیشتر از الکل اتیکیک است و برای ضد عفونی کردن ترمومتر بهتر است از الکل ایزوپروپیلیک استفاده کرد .

فنل و ترکیبات فنلی : ( Phenols )

فنل یا کاربولیک اسید برای اولین بار در سال 1968 توسط ژوزف لستر دانشمند انگلیسی جهت ضد عفونی کردن اتاق عمل به کار برده مکانیسم اثر فنل دناتوره کردن پروتئینها و لیز کردن میکروارگانیسم ها است امروزه از .فنل به علت گرانی و سمیت کمتر مصرف می شود بیشتر از مشتقات فنل استفاده می شود . قدرت ضد میکروبی آنها بیشتر و قیمتشان ارزانتر می باشد و ضمننا کمتر خاصیت تحریک و سوزانندگی و تخریب روی بافتها دارند مشتقات فنل شامل فنلهای آلکیل شده و فنلهای هالوژندار هستند و چون اکثر مشتقات فنل حلالیت کمتری در آب دارند آنها را با مواد امولسیون کننده از قبیل صابونها مخلوط می کنند که باعث افزایش خاصیت ضد میکروبی آنها نیز می گردد .

مهمترین مشتقات فنل عبارتند از :

کروزول :

کروزول ساده ترین مشتق آلکیلی فنل است کروزول ترکیبی از 3 ایزومر ارتو- متاوپاراکروزول است که کروزول را در صنعت از تقطیر زغال سنگ به دست می آورند و با صابون سبز به صورت امولسیون در آورده و بنامهای لیزول و کرولین بفروش می رسانند از آنجایی که کروزولها جهت کشتن میکروب ها احتیاج به مقدار کمی آب دارند و بنابراین بعد از خارج شدن آب در سطح خشک قدرت ضد میکروبی خودشان را حفظ می کنند کروزولها بسیار موثرتر از فنل ها هستند و برای ضد عفونی کردن مدفوع و وسایل آلوده به کار می روند و از آنجائیکه کروزولها سمی هستند به ندرت بر روی پوست استفاده می شوند .

بی فنیل ها :

بی فنیل ها را می توانند همراه با صابون ها یا سایر مواد تانسیواکتیو به کار برد هگزا کروفن (0 Hexa chloxophene ) مهمترین ماده این دسته است . که این  ماده را همراه با یک دتر ژان برای ضد عفونی پوست یا به عنوان شامپو طبی بکار می برند بسیار موثر است بنابراین اگر جذب خون شود سمی است و به خاطر این مصرفش بسیار محدود می باشد .

کلرواکسی لنولها ( Chloroxylenols )

این ماده شبیه فنل می باشد ولی از آن موثر تر است پوست را تحریک نمی کند یکی از مشتقات آن به نام دتول می باشد که به علت خوشبو بودن و تحریک نکردن پوست آنتی سپتیک متداول است.   

هالوژنها :

کلمه هالوژن از کلمه هالو ( Halos ) به معنی تک مشتق می شود در بین هالوزنها کلروید بهترین ضدعفونی کننده هست و با تشکیل کمپلکس دائمی با پروتئینها باکتری  را سریعا می کشد..

فلور F :

مهمترین مصرف این ماده در پیش گیری از فساد دندان است باین منظور از فلورور سدیم

 ( NoF ) استفاده می شود ، ثابت شده است که وجود 1-2 (PPM ) ( partper million ) فلوروسدیم در آب آشامیدنی میزان پوسیدگی دندان اطفال را بطور قابل توجهی کاهش می دهد و در بسیاری از خمیر دندانها از فلوئور ( Fluor ) استفاده می شود .

کلر CL :

کلر گازی بسیار موثر ولی بسیار سمی است و برای ضد عفونی کردن آب آشامیدنی و آب استخر ها به صورت گاز یا هیپوکلرید سدیم و کلسیم به صورت پودر یا مایع مصرف می شود .

ترکیبات کلر مثل هیپوکلریت ها ، کلرو آمینی های معدنی و آلی عمل ضد عفونی کنندگی تمام ترکیبات کلر به علت آزاد شدن کلر آزاد است موقعی که کلرو یا هیپوکلریت ها به اب اضافه می شوند کلر با آب واکنش نشان داده و تشکیل اسیدهیپوکلرو را می دهد که یک محلول اسیدی و یا خنثی می باشد و اسید هیپوکلرویک ماده ء اکسید کننده ء قوی بوده و دارای خاصیت ضد عفونی کنندگی شدیدی دارد . تجزیه هیپوکلرو بستگی به PH دارد که قدرت ضد عفونی کنندگی را مشخص می کند.

هیپوکلریت کلسیم : یا کلروردوشو ( Caocl )

محلول آبکی هیپوکلریت با غلظت 1 تا 5 % ضد عفونی کننده خوبی است و مصارف مختلفی دارد . با اضافه کردن هیپوکلریت کلسیم به آب کلر گازی قابل حل آزاد می شود و قدرت ضد عفونی کنندگی این ماده از روی میزان کلر آزاد شده یا درجه کلرو متری تعیین می شود . در عفونتهای روده ای جهت ضد عفونی کردن مدفوع در یک ظرف سر بسته به مقدار مساوی 5 % هیپوکلریت کلسیم مخلوط می کنند کلر در سطح پروتئین ها جذب می شود تا مدفوع به طور کامل ضد عفونی شود

ید I :

این ماده یکی از قدیمی ترین ضد عفونی کننده های شناخته شده است و دارای اثر ضد قارچی و نیز باکتری کشی دارد . ید در آب محلول است ولی به سادگی در الکلها یا محلولهای آبکی ید و سدیم وپتاسیم حل می شود.

تنتورید :

که مخلوط 2 % ید و سدیم و الکل اتیلیک می باشد باعث غیر فعال شدن سریع میکروبها می گردد تنتورید یک ماده ضد عفونی کننده مفید برای ضد عفونی کردن حول جراحی پوست می باشد باید دانست که این ماده باعث تحریک پوست می شود . مخلوط ید با دترژنها تشکیل یدوفر ( Ioduphers ) را می دهند ، یدوفرها فاقد اٍثرات مضر محلول آبکی و الکلی ید هستند ، سمیتشان کم است و پوست را لکه دار نمی کند و لکه های پاک نشدنی روی ملافه ها به جا نمی گذارد . در یدوفرها ید به آهستگی آزاد شده و باعث از بین بردن میکروب ها می شود . اسپورباکتریها نیز در بعضی شرایط در این مواد کشته می شوند از ید و فرهای متداول می توان وسکودین ( wescodyne ) و بتادین ( Betadine ) و پروویودین (Proviodine ) را نام برد .

هیپوکلریت سدیم = آب ژاول( Naod )

   آب ژاول ضد عفونی کننده بسیار موثر است برای ضد عفونی کردن اماکن والبسه استفاده می شود از هیپوکلریت سدیم بسیار رقیق برای ضد عفونی کردن آب آشامیدنی استفاده می شود محلول های قوی غلیظ برای پوست سمی اند از هیپوکلریت به عنوان سفید کننده نیز تحت نامهای کلروکس Clorex ، وپیورکس Purex استفاده می کنند .

ترکیبات آلی کلر :

از ترکیبات آلی می توان آزوکلرامید Azoehloramide و کلرآمینی ChloramineT را نام برد این مواد ترکیبات آلی غیر پایداری هستند که اثرشان طولانی ولی ملایمتر است از این ماده برای ضد عفونی کردن اماکن عمومی و هتلها و رستورانها و غیره استفاده می شود کلروهگزیدن Chlorohexidine این ماده ضد عفونی کننده های باکتری های گرم مثبت و گرم منفی و بعضی از قارچها است ولی بر اسپور باکتری ها بی اثر است و قدرت باکتری کشی  خود را ساعتها حفظ می کند و از طریق پوست جذب نمی شود و از صابون آن برای شستن دست و جراحی استفاد می شود .

پراکسید هیدروژن ( H2O2 ) :

محلول 3 % آب اکسیژنه ماده بی ضرر بوده و قدرت آنتی سپتیکی دارد . برای پاک کردن زخمها استفاده می شود زمانیکه آب اکسیژنه روی بافتها ریخته می شود اکسیژن نوزاد در اثر عمل آنزیم کاتالاز ( catalose ) از بافتها متصاعد شده با عمل اکسید کردن یا احتمالا تشکیل رادیکال هیدروکسیل آزاد میکروبها را از بین می برد برای ضد عفونی کردن وسایل جراحی پلاستیکی و غیره استفاده می شود .

 

 

 

پرمنگناتها :

   از ترکیبات پرمنگنات پتاسیم ( kmno4 ) از زمانهای قدیم برای ماده ضد عفونی کننده استفاده می شده اثر میکروب کشی این ماده در مجاورت مواد های آلی بسیار کاهش می یابد و با غلظت یک ، صدم به صورت  آنتی سپتیک مصرف می شود ،پرمنگنات پتاسیم سم مارها را با اکسیده کردن به سرعت خنثی می کند.

نموداری از ضد عفونی کننده های آنتی سپتیک متداول

 

نام

نحوه ارائه ماده

موارد استعمال

هالوژن ها

کلر

هیپوکلریت کلسیم

هیپوکلریت سدیم

Nacl رقیق شده

ید

کلر گازی Cl2

عوامل سفید کننده

محلول داکن

محلول 2%(یدوردوپتاسIk)

محلول الکلی 2 تا 7%

ضد عفونی کردن آب آشامیدنی

ضدعفونی کردن مدفوع و غیره

پانسمان ها

ضدعفونی کننده موضعی

ضدعفونی کننده موضعی

فلزات سنگین

جیره آمونیاکال

مرکوروکرم

نیترات فنیل مرکوریک

متافن

مرتیولات

قلم نیترات نقره

ارژیرول(توام نقره-پروتئین)

مرحم با 5% جیوه

محلول آبکی 1تا2%

به صورت محلول یا مرهم به رقت 1500/1

محلول آبکی 1:1500

محلول آبکی 1:15000

خمیر Agno3

محلول آبکی 3تا5%

به عنوان ضدعفونی کننده موضعی در عفونتهای

ضدعفونی کننده پوست و مخاط

ضدعفونی کننده پوست

ضدعفونی کننده پوست و مخاط

در عفونتهای پوستی بکار میرود

ضدعفونی موضعی(محرق)

ضدعفونی کننده پوست و مخاط

عوامل اکسید کننده

پراکسید هیدروژن

پرمنگنات پتاسیم

پربرات دوسدیم

پراکسید دو زنگ

محلول آبکی2تا4%

محلول آبکی 1:15000

محلول اشباع

ضدعفونی کننده پوست و مخاط

(برای مخاط سمی است و موتازن می باشد)

ضدعفونی کننده پوست و مخاط(برای مخاط سمی است)

ضدعفونی کننده دهان و پوست

ضدعفونی کننده دهان و پوست

ترکیبات معدنی

کروزول صابونی شده

محلول آبکی 2تا5%

ضدعفونی کننده اشیاء و وسایل

 

کرئولین (creolin)

هگزاکلروفن

محلول آبکی 25تا5/0%

صابونهای5/0تا3%

ضدعفونی کننده پوست  (بلافاصله بایستی موضع ضدعفونی شده را آبکشی نمایم)

ترکیبات آمونیوم کواتریز

 

محلول های آبکی با رقت 1 در هزار یا 1 در 1500 مرهم، لوسیدن

ضدعفونی کننده اشیء و وسایل ، پوست و مخاط

الکل ها

اتانل ، ایزوپروپانل

مول های آبکی 70%

ضدعفونی کننده پوست و وسایل

اسید

اندسیلینیک

 

مرهم 1تا10% محلول الکلی ، پودر

به عنوان ضد قارچ پوستی بکار می رود

رنگ کننده ها

کریستال ویوله و...

محلول آبکی 5/0 تا 1%

ضد عفونی کننده پوست و مخاط

 

 

 

 

مواد ضدعفونی که در خارج از بدن مورد استفاده اند .

جهت ضد موضعی

اشیاء و وسایل

لیزول 5% یا سایر ترکیبات فنلی

فرمالدئید 1-10%

گلوتارآلدئید آبکی 2%

بی گلرو دومرکور 1/0 %

ترکیبات آمونیوم کواترنری 1/0 %

خلط- نوار زخم ملهفه

هیپوکاریت سدیم 1%

لیزول 5% یا سایر ترکیبات فنلی

هوا

پروپیلن گلیکول به صورت پاشیدن یا ائروسل

بخار فرمالدئید

وسایل حساس به حرارت

گاز اتیلن اکسید

 

 

ضد عفونی پوست یا زخم

شستشو با صابون و آب

صابونها یا دترژانهای حاوی 1% هگزاکلروفن یا 5/1 % یا کلرهگزیدین

تنتورید2%

اتیل الکل 70% الکل ایزوپروپیلیک 70-90%

پرویدون یدین (محلول در آب )

ژل یا محلول نیتروفورازون 2/0 %

ویوله دوژانسین 1 در 2000 واحد گرم

کرم نیستاتین 100000 واحد گرم

پمادکاندیسیدین 6% میلی گرم

کرم میکونازول2%

در کاندیدیازیس

 

نیترات نقره 5/0 %

کرم استات مافنید

سولفادیازین نقره

در سوختگی

 

پودر اسید اندیسلنیک  یا کرم 5 تا 10%

کرم توانفتات 1%

در درماتوفیتوزیس

 

پماد جیوه ، امونیاکال 2 5%

پماد باسیتراسین نئومایسین- پلی میکسین

پرمنگنات پتاسیم 01/0 %

درپیودرم

 

 

 

 

صابونها دترژانها Soap and detergents

صابون ها املاح سدیم ، پتاسیم با اسید هی چرب از قبیل اسید اولئیک و اسید لینولئیک و غیره هستند و با وزن مولکولی بالا . مکانیسم اثر باکتری کشی صابون ها معلوم نیست . به نظر می رسد بر اثر حل کردن مواد چربی یا کم کردن کشش سطحی باکتری ها قابلیت نفوذ آنها را نسبت به مواد ضد عفونی کننده  در آن زیاد می کند و برخی معتقدند که صابون ها اثر مکانیکی دارد . میکروب ها درون شبکه کف مانندی محبوس می شوند و سپس به وسیله آب کشی از محل خارج می شوند صابون ها علاوه بر کاهش سطحی تا اندازه ای نیز باکتری کش هستند . تروپونماپالیدوم ( treponema palidam  ) به علت داشتن چربی زیاد صابون روی آن بیشتر موثر است و محل زد عفونی کنندگی صابون ها بستگی به رادیکال اسید چرب آن دارد .

دترژان های سنیتیتیک  ( Synthetic detergents )

در کنار صابون های قلیایی اخیرا مقداری دترژن یا مواد پاک کننده ساخته شده است که نه تنها دارای قدرت کاهش کشش سطحی بالایی می باشند ولی کار اصلی آنها امولسیون کردن چربی ها نیز می باشد. از لحاظ ساختمان شیمیایی به 3 گروه تقسیم می شوند .

دترژان های کاتیونی :

دارای بار الکتریکی مثبت بوده و خاصیت زد میکروبی زیادی دارند اغلب دترژان های کاتیونی ترکیبات آمونیوم کواترنری quaterienary ammonium  هستند . مکانیسم اثر آنها به علت تخریب دیواره سلولی می باشد ، غیر سمی و ارزان هستند . ترکیبات الی در عمل دترژان ها ی کاتیونی اثر گذاشته و همچنین صابون ها و دترژان های آنیونی آنها را غیر فعال می سازند . از مهمترین مواد کاتیونی می توان زفیران (( zephiran)) ، ستریمید ((  cetarimide )) ، ستاولن  (( cetavlon )) ، رکال (( Rocal )) نام برد .

    دترژان های آنیونی Anionic detergents

    که دارای بار الکتریکی منفی می باشند خاصیت باکتری کشی کمتری دارند و بیشتر برای باکتری های گرم منفی موثرند مثل تی پول ((tee pol ))

    دترژان های غیر یونی Non ionic detergents

    که بار الکتریکی آنها صفر است و بیشتر برای تهیه پودر های رخت شویی ، ظرف شویی ، شامپو ها به مار یم روند و خاصیت باکتری کشی ندارند .

    ترکیبات فلزات سنگین :

    امواج فلزات سنگین بسیار موثر تر از خود فلز هستند و موارد استفاده بسیار دارند مکانیسم اثر فلزات سنگین مربوط به ترکیب این مواد با عامل سولفیدریل SH پروتئین ها و آنزیم های باکتری ها بوده که باعث رسوب آنها می گردد . برخی از فلزات سنگین حتی به میزان جزئی نیز اثر باکتریسید دارند و این قدرت را الیگودینامیک (( oligo dynamiqe )) ، می نامند . یعنی قدرت یونیزاسیون جزئی فلز و قابلیت ترکیب یون ها با پروتئین های سلول از املاح فلزات سنگین بیشتر از املاح نقره ، جیوه ، مس ، روی و حتی طلا استفاده می شود . و باسیتی در غلظت های بسیار کم استعمال کرد چون نسبت به بافت های انسانی خیلی سمی هستند از مهمترین آنها می توان جیوه ، ترکیبات آلی جیوه ، نیترات نقره ، فرمالدئید ، گلوتار آلدئید ، اتیلن اکساید  را نام برد .

جیوه Hg :

    بی کلرید مرکور ((Mercuy bichloride)) این ترکیب را مدت های زیاد با رقت های یک هزارم و یک پنج هزارم ، به عنوان ضد عفونی کننده مصرف می کرده اند و امروزه مصرف چندانی ندارد .

   ترکیب آلی جیوه :

    به نام های تجاری مرکروکرم مرتیولات متافن و غیره برای ضد عفونی کردن پوست و جراحات خفیف به کار می روند در غلظت های کم جیوه باکتریواستاتیک است تا باکتریسید ، تا یوگلیکولات سدیم و هیدروژن سولفور . اثر این مواد را خنثی می کند .

    نیترات نقره :

    این ماده را به صورت محلول آبکی با رقت 1 % برای پیشگیری از افتالمی گنوککی نوزادان به کار می برند پس از درمان لازم است زیادی نیترات نقره را به کمک سرم فیزیولوژی شست و شو داده و خارج کنند . امروزه به جای نیترات نقره از پنی سیلین استفاده می شود .

    فرمالدئید (( Formaldehyde )) :

   فرمالدئید بعضی مواقع به حالت گازی شکل (( Fumigation )) به کار می رود محلول را فرمالین می نامند که دارای 37 % تا 40 % فرمالدئید است . فرمالدئید گازی است که در غلظت بالا و درجه حرارت بالا پایدار است و در درجه حرارت 22 درجه سانتی گراد یا دمای اتاق پلیمریزه شده و تشکیل ماده ای جامد ای  را می دهد از پلی مر های مهم فرمالدئید ، پارافرمالدئید است که ماده ای بی رنگ بوده و سریعا در اثر حرارت ایجاد فرمالدئید می نماید از فرمالدئید و پارافورلمالدئید برای استریلیزاسیون گازی استفاده می کنند بخار حاصل از این دو ماده در غلظت های دو درصد در مکان های در بسته در مدت زمان کافی باعث استریلیزاسیون می گردد و فرم وژتاتیوباکتری ها زودتر از اسپور ها از بین می روند ، رطوبت و درجه حرارت باعث افزایش اثرات فرمالدئید می شود برای استریل کردن یک مکان بسته دمای 22 درجه سانتی گراد و رطوبت 60 %  الی 80 % ضروری است یکی از عیوب روش استریلیزاسیون ، عدم نفوذ فرمالدئید به سطح پوشیده می باشد و غلظت 1 % الی 2 % باعث تحریک دستگاه تنفس می شود از این روش برای استریل کردن اتاق عمل ، اتاق بیمار ، سند ، دستکش و یخچال و غیره استفاده می کنند .

    و از عیوب دیگر آن کندی عمل و بجا گذاشتن رسوب سفید روی اشیا میباشد.از محلول 37% فرمالین در میکروبشناسی برای کشتن باکتریها،قارچها،ویروسها و اسپورها و همچنین تبدیل سم به توکسوئید و ضمنا" بعنوان ثابت کننده در آناتومی جهت بافتها مصرف میشود.

    گلوتارآلدئید:glutaraldehyde

    این ماده دارای اثرات ضد میکروبی وسیع است و محلول 2% آن در 10 دقیقه باکتریها ودر عرض 10 ساعت اسپور باکتریها را از بین میبرد اثر آن بر روی هپاتیت مشخص نیست و محلول 2% گلوتارآلدئید و بافر NaCO3 بمدت 4 هفته قدرت خودش را حفظ میکند و برای استریل کردن وسایل اورولوژیکی(( urologic)) و وسایل دارای عدسی استفاده میکنند و بعد از استریل کردن با این ماده باید اشیا را خوب با آب شست و خشک کرد چون این ماده برای غشاهای مخاطی سوزاننده است و در حین استفاده باید از دستکش استفاده کرد و اسم تجاری آن سایدکس ((((cide x نام دارد.

     اتیلن اکساید:Ethylen oxide

     این ماده ترکیب آلی ساده است در درجه حرارت پایین تر از8-10 درجه سانتی گراد مایع است و در درجه حرارت بالاتر از آن سریعا" بخار میشود.بخارات این ماده در هوا خیلی قابل اشتعال است.

     اگر آنرا با دی اکسیدکربن و نیتروژن و یا گاز نئون مخلوط کنند این خاصیت از بین میرود سرعت اثر اتیلن اکساید با افزایش رطوبت 30% افزایش می یابد در 4 ساعت و در دمای اطاق 12-6 ساعت برای استریل کردن وسایل وقت لازم است.

    و برای استریل کردن باید وسایل را در کاغذ پیچید با این روش میتوان اشیایی را که به حرارت مقاوم نیستند و یا در برابر رطوبت خراب میشوند مثل اشیای پلاستیکی،لاستیکی،اندوسکوپ،ماشینهای قلب و وسایل ظریف الکتریکی را استریل کرد و از دستگاهی مثل اتوکلاو مانندی استفاده میکنند که هوای آنرا خالی کرده به نسبت 90% co2 و 10% اتیلن اکساید پر میکنند و مخلوط این دو ماده بنام Carboxide بفروش میرسد.

    چون آب با اتیلن اکساید ترکیب شده و تشکیل اتیلن گلیکول را مینماید که ماده ای چسبنده است بهمین جهت وسایل را قبل از استریل کردن باید حتما" خشک کرد و اشیایی که به آنها اشعه ی گاما تابیده باشد مخصوصا" وسایل پولی وینل کلراید یا اتیلن اکساید واکنش نشان داده و تشکیل اتیلن کلوروهیدرین مینماید که چسبناک است.

اثر آنتی بیوتیک ها و مواد ضد میکروبی:

مکانیسم اثر داروهای ضد میکروبی:

از نظر مکانیسم تاثیر،آنتی بیوتیکها و مواد ضد میکروبی به یکی از چهار طریق زیر اثر خود را نشان میدهند:

1-ممانعت از سنتز دیواره ی سلولی

2-ایجاد تغییراتی در تراوایی غشای سلولی یا جلوگیری از نقل و انتقال فعال از ورای  غشای سلولی

3-جلوگیری از سنتز پروتئینها

4-جلوگیری از سنتز اسیدنوکلئیک

جلوگیری از سنتز دیواره ی سلولی:

آنتی بیوتیکهایی که جلوگیری از سنتز دیواره ی سلولی میکنند عبارتند از پنی سلین ها-p باسی تراسین-سفالوسپورینها-سیکلوسیرین-وانکومایسین

پنی سیلین و سفالوسپرین ها مانع فعالیت آنزیمهای ترانس پپتیداز میشوند trans peptidation اثر میکند.

باسی تراسین و وانکومایسین واحدهای انتقال دهنده اجزای ساختمانی cell wall را بلوکه میکنند

ایجاد تخریب در تراوایی غشای سلولی:

داروهای مهم عبارتند از آمفوتریسین B (    Amphotericin-B)،کلیسیتین(cholistin)،نیستاتین(Nystatin) و پلی میکسین ها(polymyxins) باعث تراوش پروتئینها،بازهای پورین،پریمیدین،نوکلئوتیدها به بیرون ونهایتا"مرگ سلول میشود.

جلوگیری از سنتز پروتئینها:

داروهای مهم کلرآمفنیکل(Cholor amphenical)،اریترومایسین(Erythromycins)،لینکومایسین s50 (Lincomycins)،تتراسیکلینها s50،آمینوگلیکوزیدها s30(Aminoglycoside) که مکانیسم اثرشان دقیقا" معلوم نیست.

سنتز پروتئینها در باکتریها نتیجه ی دو پدیده اصلی است،یکی سنتز RNA که خود وابسته به DNA است و رونوشت برداری(transcreption) نامیده میشود.دوم سنتز اصلی پروتئین که وابسته به RNA است و آن را ترجمه translation مینامند.جلوگیری ازهر کداممانع سنتز p است.

جلوگیری از سنتز اسیدنوکلئیک:

مثل

اسیدنالیدیسیک(Nalidixidacid)،نووبیوسین(Novobiocin)،پری متامین(Pyrimethamin)،سولفانامیدها(Sulphonamides)،تری متوپریم(Trimethprim)،ریفامپین(Rifampin)،اکتینومایسین

(Actinomycins)،ممانعت کننده سنتز DNAمیباشند با اتصال به داکسی گوانوزین که کمپلکس با DNA تشکیل میدهد و مانع فعالیت RNA پلیمراز و از تشکیل یا سنتز مولکول mRNA جلوگیری میکند.

مقاومت نسبت به داروهای ضد میکروبی:

مکانیسمهای متعددی وجود دارد که بر اساس آنها باکتری ها نسبت به داروها از خود مقاومت نشان میدهند.

1- تولید آنزیم که باعث تخریب داروی فعال میشود،مثال: استافیلوکوک مقاوم به پنی سیلین G و باکتریهای گرم منفی میله ای مقاوم به آمینوگلیکوزید مربوط به پلاسمید میباشند که تولید آنزیمهای آدنیله کننده،فسفریله کننده و یا استیله کننده مینماید و برای کلرامفنیکل تولید استیل ترانسفرازکلرامفنیکل می نمایند.

2- میکروارگانیسمها نفوذپذیری خود را نسبت به دارو عوض میکنند،مثال:تترا سایکلین و آمینوگلیکوزید و پنیسیلین در استرپتوکوکها

3- میکروارگانیسمها گیرنده های خود را که برای دارو لازمند تغییر میدهند،مثال: مقاومت نسبت به آمینوگلیکوزید که منشاء کروموزومی دارد.

4- استفاده از راههای متابولیکی دیگر که تحت تاثیر دارو قرار نمی گیرند،مثال:باکتریهای مقاوم به سولفانامید نیازی به P ABA خارج سلولی ندارند و از  اسید فولیک استفاده می کنند.

5-  تولید آنزیمهای جدید یا آنزیمهای تعویض یافته که فعالیت متابولیکی خود را انجام خواهند داد.

منشاء مقاومت نسبت به داروها :

1- منشاء غیرژنتیکی مقاومت پایا(persister-T.B)

2- منشاء ژنتیکی مقاومت:1-کروموزومی 

2-خارج کروموزومی(plasmid)

مقاومت متقاطع:

ارگانیسمهایی که به یک دارو مقاوم هستند نسبت به داروهای دیگر که مکانیسم اثرشان با داروی اول مشابه باشد مقاومت نشان میدهند.مثل:پلی میکسین B،کلیستین،اریترومایسین،نئومایسین و کانا مایسین.

پیشگیری از مقاوم شدن باکتریها نسبت به داروهای شیمیایی و آنتی بیوتیکها:

1- داروی شیمیایی و آنتی بیوتیکها باید به مقدار کافی مصرف شود و از استعمال مقدار کم در مدت طولانی خودداری نمود.

2- از مصرف بی مورد وغیر لازم داروهای شیمیایی و آنتی بیوتیکها خودداری کرد.

3- از انتقال انواع مقاوم باکتریها به بیماران بستری بیمارستانها جلوگیری کرد.

4- تجویز همزمان دو دارو که فاقد خصوصیت مقاومت متقاطع باشند.مثل:تجویز همزمان اتان بوتول و    در درمان سل.

5- از در معرض قرار گرفتن میکروارگانیسمها نسبت به داروهای مهم و پرارزش باید جلوگیری نمود و منحصرا" در بیمارستانها مورد استفاده قرار داد.

اثرات ضد میکروبی داروها در خارج از بدن (Invitro):

ارزیابی ضد میکروبی دارو بصورت Invitro به 3 منظور انجام میگیرد:

1-تعیین قدرت ضد میکروبی دارو بصورت معادل به دو طریق رقت و پخش انجام می گیرد.            

2-تعیین غلظت دارو در مایعات بدن و

3-تعیین حساسیت یک میکروب خاص نسبت به غلظتهای مشخص دارو.

عواملی که در فعالیت ضد میکروبی دارو دخالت دارند:

1-PH محیط ؛PH اسیدی نیتروفورانتوئین و بازی آمینو گلیکوزیدها

2-مواد تشکیل دهنده محیط کشت میکروبی

3-پایداری دارو درطی آزمایش

4-مقدار بذر اولیه Size of inoculum

5-طول مدت انکوباسیون

6- فعالیت متابولیکی میکروارگانیسمها


comment نظرات ()
جزوه میکروبیولوژی دکتر طاهر طلاتپه
نویسنده : علوم آ زمایشگاهی - ساعت ٧:٠٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ خرداد ،۱۳۸۸

توجه :

صفحات اسکن شده به صورت واضح در تکثیر دانشگاه سراسری موجود می باشد امکان وضوح تصاویر در وبلاق وجود نداشت .

اکولوژی باکتری ها

مبحثی است که از رابطه موجودات زنده با یکدیگر و یا محیطی که در آن زندگی می کنند و  مشتمل بر سه قسمت زیر است

1-     رابطه باکتری ها با یکدیگر

2-     رابطه باکتری ها با موجودات زنده

3-     رابطه باکتری ها با مواد بی جان

رابطه باکتری ها با یکدیگر

1-     تضاد Antogonism  مثال : آنتی بیوتیک

2-     همکاری Synergism مثال : در تجزیه و یا ترکیب مواد شیمیایی یا ایجاد بیماری lمثل سالمونلا و پروتئوس ، مالتوز ---> مانیتول و سوربیتول تولید گاز می کنند  ؛ باکتری های روده بیلی روبین را تبدیل به اروبیلین می کنند 

3-     بی طرفی  مثال : در تصاحب غذا و دفع فضولات و ایجاد مزاحمت

رابطه باکتری ها با مواد بی جان

زندگی انسان و کلیه حیوانات بستگی به وجود گیاهان دارد

گیاهان برای رشد و نمو احتیاج به نیترات ها – سولفاتها – کربناتها – اکسیژن و آهن و غیره ، این مواد در روی زمین محدوداند

باکتری ها لاشه حیوانات و گیاهان را تجزیه (مواد عالی را) به ---> معدنی (mineralization)

سیکل عناصر (Cycle of matters) عناصری مانند fe ,H , S, N , O, C  را از عالم جماد به عالم حیات

ساپروفیت (زندگی روی مواد گندیده و فاسد شده )

ساپرو ---> فساد

فیت --- > گیاه

رابطه باکتری ها با موجودات زنده (انسان ، گیاه و حیوان )

1-     سیمبیوزیس Symbiosis

2-     کومنسالیسم Commonsalism

3-     پارازیتیسم Parasitism

سیمبیوزیس :

همزیستی مسالمت آمیز  ، مثال :       می توانند ازت هوا را جذب و در ریشه گیاهان شبدر و یونجه همزیستی تشکیل دهند .

مثال 2 : باکتری ها ی موجود در سیرابی نشخوار کننده گان سلولز را تجزیه به اسید های چرب تبدیل می کنند و پس از جذب به جای قند به مصرف سوخت و ساز می رسد .

کومنسالیسم :

مثال : باکتری های روی پوست و مخاط بدن انسان و حیوانات زندگی کرده و از ترشحات ، فضولات آنها تغذیه می کنند این قبیل باکتری ها را فلور طبیعی بدن می نامند . نظر به اینکه شرایط زندگی در نقاط مختلف پوست و مخاط متفاوتند فلور نواحی مختلف با یکدیگر تفاوت دارند شناختن فلور طبیعی هر ناحیه از بدن انسان از نظر تشخیصی باکتری های بیماری زا حائز اهمیت است

باکتری های فلور طبیعی پوست و مخاط طبیعی انسان :

1-     فلور میکروبی بومی و ساکن

2-     فلور میکروبی مهاجر

وظیفه فلور میکروبی ساکن :

میکروارگانیسم هایی که به طور دائم در سطوح برجسته بدن وجود دارند از دسته باکتری های کمونسال commensals هستند .

زندگی و زنده موندن کمونسال ها در هر مکان بستگی به شرایط فیزیولوژی محل مانند درجه حرارت ، مقدار رطوبت ، و وجود بعضی از مواد غذایی و بعضی از مواد ممانعت کننده دارد .

(Germ free ,colonization, Bactteria inter ference)

پارازیتیسم :

بعضی از باکتری ها برای به دست آوردن غذای بیشتر و محل مناسب از پوست و مخاط در داخل نسوج انسان یا حیوانات زندگی می کنند به اینها پارازیت یا انگل می گویند معمولا به میزبان خود آسیب می رساند و آنها را بیمار می کنند . به همین جهت به نام باکتری های پاتوژن Pathogenیا بیماریزا می نامند

برای اینکه یک باکتری بتواند در انسان یا حیوان بیماری تولید کند باید این خواص را داشته باشد.

1-     قابلیت انتقال transmissibility

2-     قابلیت آلوده کردن Infectivity

3-     قدرت بیماری زایی Vi  ulence

قابلیت انتقال از 6 طریق زیر انجام می گیرد

1-     از راه دستگاه گوارش مانند شیگلا

2-     از راه دستگاه تنفس مانند دستگاه مایکو باکتریوم

3-     از راه تماس مستقیم مانند HIV

4-     بوسیله گزش حیوانات و حشرات مانند هاری و آنوفل

5-     از راه زخم مانند کزاز

6-     از راه جفت (پلاسنتال )

قدرت بیماری زایی

1-     قابلیت ترشح سم : به دو نوع اگزوتوکسین و اندوتوکسین تقسیم می شود

**** فرق بین اگزوتوکسین و اندوتوکسین ****

1- اگزوتوکسین جنسش از پروتپئین می باشد ولی اندوتوکسین غیر پروتئینی می باشد ، 2-اگزوتوکسین خاصیت آنتی ژنیستی دارد ولی اندو توکسین ندارد 3- اگزوتوکسین حساس به حرارت ولی اندوتوکسین تقریبا مقاوم به حرارت است 4- اگزوتوکسین توسط گرم مثبت و گرم منفی تولید می شود ولی اندوتوکسین فقط توسط گرم منفی تولید می شود 5- انودتوکسین قابلیت تبدیل به توکسئید را دارد ولی اگزوتوکسین این خاصیت را ندارد .

 

2-    قابلیت انتشار

آنزیم های مختلف ، کپسول

مثال : استرپتوکوک توسط آنزیمی به نام هیالورونیداز بافت همبند را لیز می کند و باعث پخش استرپتوکوک می شود ؛ پروتئاز : پروتئین ها را لیز و لیپاز : لیپید ها را لیز می کند این آنزیم ها آنزیم های اساسی یا آنزیم های سوبسترایی هستند

آلوده شدن یا عفونت Infection

مراحل عفونت

1-     وارد شدن پارزیت به داخل بدن میزبان

2-     جایگزین شدن و تکثیر پارازیت در داخل بدن میزبان

توانایی های میکروارگانیسم ها که آنها را قادر به ایجاد بیماری می نمایند

الف ) آسیب زایی Pathogenicity

ب) ویرولانی Virulence

قدرت آسیب زایی و ویروانی پارازیت

1-     توانائی آنها در تولید سم Toxigenicity

2-     توانایی داخل شدن به انساج تکثیر در محل Invasireness . LDS

مکانیسم های آسیب زایی در بیماریهای حاصله توسط اگزوتوکسین باکتری ها

v    دیفتری : جلوگیری از سنتز پروتئینی در سلول ها و ایجاد نکروز در مخاط و ماهیچه قلب و کلیه وE F - 2.با فعالیت آنزیمی همراه است و موجب جدا شدن نیکوتینی ....... ملکول می شود یعنی کمپلکس E F - 2 – ریبوزAD-

v    کزاز باعث ازدیاد اسیتیل کولینی و در نتیجه انقباض دیرپا و طولانی ماهیچه ها به صورت ........

v    قانگرن گازی :توسط CL .welechi  ، cl novyi ، CL septicom  و... و اسپورنژ ایجاد و کلستریدیوم دفی سیل ایجاد کلیت

گلیسرید + فسفوکاین 

 

v     بوتولیسم باعث رحها شدن استیل کولین در محل صفحه محرک ماهیچه ها و یا سیناپس های عصب یو باعث پیدایشDiplopia دوبینی می شود

v    مسمومیت غذایی استافیلوکوکی : موجب تحریک گیرنده های عصبی روده و ...

v    وبا vibrio cholera: باعث فعالیت شده و فیلات سیکلاز --> ازدیات و غلظت Camp

v    توکسین اریتروژنیک اسپرتوکوک : مخملک : stereptokinase- کوآگولاز و کلاژناز را تجزیه می کند

v    آنزیم های برون سلولی هیالورونیداز – فیزیولوژی

همولیزین و لوکوسیتین .پروتئاز - لیپاز

 

متابولیسم انرژی زا در باکتری ها

در باکتری های مختلف برای تبدیل انرژی شیمیایی یا انرژی نوری به نیرویی که بتواند از نظر بیولوژیکی مورد استفاده یاخه قرار گیرد به تفاوت 3 دستگاه 1 تنفس 2 تخمیر 3 فتوسنتز موجود است . در تمام این دستگاهها دستگاههای انرژی زا ر جریان پدیده ها – ادنوزین تری فسفات تشکیل می شود .

تخمیر و تنفس در باکتری ها : کلیه ارگانیسم های هتروتروفیک انرژی مورد نیاز خود را از واکنش های اکسیداسیون و احیا تامین می کنند ولی در آنها میزان و مکانیسم کسب انرژی یکسان نیست . در باکتری هایی که از انرژی شیمیایی استفاده می کنند 2 مکانیسم اساسی تامین انرژی وجود دارد یکی تخمیری و دیگری تنفسی ، تخمیر به وسیله باکتری های بی هوازی اجباری و اختیاری انجام  می شود و برای انجام آن وجود اکسیژن لازم نیست . تنفس پدیده ای است که در آن معمولا ملکول اکسیژن به عنوان پذیرنده الکترون به کار می رود وقتی اکسیژن پذیرنده نهایی باشد پدیده را تنفس هوازی می نامند تا از تنفس بی هوازی مشخص شوند . در تنفس بی هوازی یک ترکیب غیر آلی از قبیل نیترات ، سولفات یا کربنات در یافت کننده الکترون است .

گذرگاه گلیکولیتیک :

در اکثر یلخته ها مهترین راه کاتابولیسم گلوکوز همانا گلیکولیز است که در آن جریان ملکول گلوکز بدون دخالت اکسیژن به دو ملکول اسید لاکتیک تجزیه می شود اساس گلیکولیز ددر .واکنش های 11 آنزیمی EMP امبدن – می اراف – پارناس وجود دارد

گذرگاه فسفوگلوکنات ( پنتوز فوسفات )

در اینم گذرگاه آنزیمها نیاز به NADP دارند و ATP حاصل نصف  EMP می باشد .

گذرگاه انتر – دودراف

این گذرگاه به عنوان دستگاه فعالیتی تنها در گونه پزودوموناس مشخص شده ولی آنزیم های مربوط به آن در سایر ارگانیسم ها نیز نشان داده شده اند .

سرنوشت پیرووات ها  در شرایط بی هوازی :

در  برخی از اجرام اخرین فراورده الکل یا اسید لاکتیک و در برخی دیگر از میکروب ها اسید پیروویک متابولیزه می شود و به فراورده هایی از قبیل بوتیریک اسید – بوتیل الکل – استنی یا پیروبیونیک اسید مبدل می گردد.

تخمیر الکلی 

قدیمی ترین نوع شناخته شده تخمیر الکلی تولید اتانول از گلوکز است تمام اعضای گونه استرپتوکوکوس و بسیاری از انواع لاکتوباسیلوز گلوکزرا به اسید لاکتیک تخمیر می کنند  و فراورده دیگری  خیلی ناچیز است این پدیده را همولاکتیک و ارگانیسم ها را همو فرمانتر می نامند در برخی دیگر مثل لکونوستوک  و بعضی از لاکتوباسیلوزها پدیده های تخمیری حالت مخلوت دارند و نیمی از گلوکز را به اسید لاکتیک و نیمی دیگر را به CO2 و اسید فورمیک و اسید اسیتیک مبدل می شود و اینگونه تخمیر را هترو لاکتیک می گویند .

1-    سیکل TCA

2-    سیکل گلیگو اکسیلات  ص 206 کتاب 3 خط اول تا وجود ندارند

آنزیمها – ایزو سیترات لیاز و مالات سنتاز می باشد .

متابولیسم باکتری  B . metabolism

مجموعه فعل و انفعالات شیمیایی که باکتری ها به منظور به دست آوردن نیرو مصرف آن برای انجام اعمال حیاتی مثل رشد و نمو ، تولید مثل و حرکت ایجاد حرارت نور و غیره انجام می دهند در ساختمان اکثر اجزای سلولی ماکرو مولکولهایی به کار رفته اند ( هسته ، سیسم های مربوط  به سنتز پروتئین آنزیمها ، غشا  ، دیواره سلولی و فلاژن ) وظیفه اصلی متابولیسم سلولی را انجام می دهند . ماکرومولکولها از واحد های کوچکتری ساخته شده اند که در مئورد پروتئین ها و اسیدآمینه ها و نوکلئیدها ساختمان اسیدها ی نوکلیئیک و قنده ای ساده واحد ساختمانی پلی ساکارید ها و بلاخره گلیسرین و دیگر الکن ها واحد های ساختمانی چربی را تشکیل می دهند در تمامی موارد تجمع واحد های ساختمانی و اتصال آنها به یکدیگر نیاز به فعال شدن قبلی دارد . این فعال شدن معمولا به صورت اتصال پر انرژی مناسب مابین واحد ساختمانی و یک ماده جایگزین ظاهر می گردد . (مثل اتصال پیروفسفات  به ATP و یا کوآنزیم آ – COA ، منبع انرژی گروههای فعال کننده ATP می باشد .)

ADP --------- ATP

متابولیسم سلولی به قسمت های زیر تقسیم می شود .

1-    تبدیل کربن مواد واحد ساختمانی اصلی basic building bloks

2-    تبدیل ADP به ATP به وسیله energy yielding metabolism

این دو مرحله را کاتابولیسما Catabolismld khlkn  

که اکثرnon parasitic orgs.

مثل گیاهان که CO2 را منبع اصلی کربن استفاده می کنند که برایشان اتوتروف outotrophs یا Lithotrophs

که انرژِی اصل در این ارگانیسم از اکسیداسیون مواد معدنی حاصل می شود باکتری هایی که انرژِی اصل در این ارگانیسم از اکسیداسیون مواد الی حاصل می شود کیموارگانوتروف chemoorganotrophs

باکتری ها از نقطه نظر  متابولیسم به 4 دسته تقسیم می شوند

1-    فوتولیتوتروف photo lithotrophsاز نور خورشید و مواد معدنی استفاده می کنند

2-    فتوارگانوتروفphoto organotrophs که از نور خورشید و مواد آلی اشستفاده می کنند

3-    کیمولیتوروف Chemolithotrophs که انرژی لازم را از اکسیداسیون مواد معدنی حاصل می کنند.

4-    کیموارگانوتروف chemoorganotrophکه انرژی لازم را از اکسیداسیون مواد آلی حاصل می کند .

که باکتری های بیماری زای انسان همه از دسته 4 می باشئد

3- واحد ساختمانیbuilding bluks     تبدیل می شود به منومر در فرم فعال

4- پلای مریزه شدن مونیمر های فعال و فرم 3 و 4 را آنابولیسم anabolism  که انرژی لازم به صورت ATP می باشد

5- مواد پلیمریزه شده به قسمت های مختلف منتقل می شود برای عمل درست برای مثال بعضی از به غشای سیتوپلاسمی منتقل می شود بعضی به هسته و بعضی به ریبوزوم ، که راجع به این اطلاعات کم می باشد .

 توالی و نظم پشت سر هم قرار گرفتن واحتد های کوچک در ماکرو ملکولها به یکی از دو روش زیر تعیین می گردد . در مورد پروتئین ها  و اسید های نوکلئیک از طریق قالب گیری این عمل صورت می گیرد و آن را Templatdirectedمی نامند

قالب مورد استفاده برای سنتز dna خود همان ملکول می باشد که rna از DNA ساخته می شود و ملکول MRNA مجازا قالب سنتز پروتئین ها تلقی شود

2- در مورد کربو هیدراتها و لیپیدها – نظم و ترتیب قرارگرفتن واحد های کوچک به دنبال هم توسط آنزیم های اختصاصی مشخص می گردد

برای اتصال واحد های کوچک ساختمانی در نظم خاص به یکدیگر 3 نوع فعالیت متابولیکی مختلف در سلول صورت می گیرد این فعالیت های متابولیکی عبارتند از :

1-    تولید  واحد های ساختمانی کوچک از طریق استفاده از متابولیت های سلولی

2-    تولید ATP از ملکول ADP و فسفر معدنی

3-    تولید قدرت احیاء کافی ( مثلا به صورت NAD – H2 )

برای اینکه سلول بتواند از سوبسترا های خاصی که در محیط به حالت اکسیده وجود دارد استفاده نماید .

 

 

 

 

  

 

آنزیم ها  enzymeo

ولی قبلا لازم است چند کلمه ای درباره آنزیم ها که عمل مهمی در متابولیسم باکتری ها و کلیه موجودات زنده دارا هستند گفته شود .

آنزیمها : H2 ,Oà H2O کاتالیست هایی که در انجام اعمال متابولیک دخالت دارند آنزیم یا دیاستاز گویند .

انرژی اکتیویشن energy activation یعنی نیرویی که برای شروع فعل و انفعالات لازم است . اگر به جای حرارت مخلوط این دو گاز را مجاور اسفنج طلای سفید یا پالادیوم قرار دهند این اجسام را کاتالیستkatalyste می نامند .

 سابستریت substrate: ماده ای را که در  اثر تاثیر آنزیم ها تغییر پیدا می کند سابستریت می نامند .

آنزیم ها از پروتئین و بعضی از آنها علاوه بر پروتئین از ملکولهای غیر پروتئینی الی و مثل یون فلزات ZN , CO, CU, K, FE, mg, MN,و .. هم وجود دارد قسمت غیر پروتئینی آنزیم ها به نام پروستیک گروه prosthretice group که به آسانی از یک آنزیم جدا و به دیگر آنزیم می چسبند آن را به نام کوآنزیم و قسمت پروتئین را آپو آنزیم گویند هر یک از این دو قسمت تنهایی بی اثرند و پس از اتصال خاصیت آنزیمی پیدا می کنند .

مهمترین عمل آنریم ها عبارتند از اکسیدیشن ، هایدوریشن ، دی هایدوریشن و کربوکسیلیشن ، دی کربوکسیلیشن ، امی نیشن ، دی امی نیشن ، سولفوریشن و دی سولفوریشن ، فسفوریشن و دی فسفوریشن ،....

چون پروتئین ها آنفوتیک هستند یعنی هم ریشه بازی و هم ریشه اسیدی دارند اثر آنها بستگی کامل به واکنش محیطی که در آن قرار گرفته اند دارد . یعنی در این محیط ها خراب می شوند و هر کدام از آنها در واکنش معینی می توانند بهتر کار خود را انجام دهد این واکنش به نام پ ها فی PH  یا اپتی موم پی اچ نامیده میشود و درجه حرارت نیز در واکنش آنزیم ها دخالت دارد .( حرارت اپتیما )

بعضی از آنزیم ها در باکتری ها وجود دارند زیرا بدون آنها ادامه حیات غیر ممکن می شود این آنزیم ها را آنزیم های اساسی یا  می نامند و بعضی از آنزیم ها نیز همیشه وجود ندارند و موقعی ترشح می شوند که سابستریت آنها در محیط اطراف موجود باشد و ترشح آنها را ایجاد نماید این ها را آنزیم های اساسی یا   substrative می نامند

و بعضی آنزیم ها نیز همیشه وجود ندارند  و موقعی ترشح می شوند که سابستریت آنها در محیط اطراف موجود باشد و ترشح آنها را ایجاد نماید اینها را آنزیم های ایندوسیبل آنزیم Inducibleمی نامند و یک دسته آنزیم متوالیا به وجود می آید این کیفیت را سکوئن شال ایندکشنenzame  sequenhial inductionمی نامند مثل:در پزودوموناس ذخیره نیروی حاصل از اکسیدیشن

چون از طرفی باکتری ها نمی توانند تحمل حرارت حاصل از اکسیدیشن را بنمایند و از طرف دیگر این نیرو برای اعمال آنابولیک آنها لازم است ترتیبی حاصل شده که نیروی حاصل از اکسیدیشن در باند های شیمیایی ذخیره شود و در موقع لازم به مصرف برسد . هیدرولیز آلدهید ها 12 تا 13 کیلو کالری حرارت حاصل می شود . و اگر به جای آب با فسفر ترکیب شود فقط یک کالری حرارت آزاد و بقیه در باند میان فسفات و ملکول آلی ذخیره خواهد شد

 ADP(+pi(i))----- ATP

فسفات = i

از روی مواد و گاز های حاصل بر اثر اکسیدیشن می توان برای تشخیص با کتری ها استفاده کرد .

باکتری ها را از نکته نظر تنفسی می توان به 4 دسته تقسیم کرد .

1-    هوازی – دارای سیتوکروم آنزیم کاتالاز و پروکسیداز بوده

2-    بی هوازی مطلق – فاقد سیتوکروم – کاتالاز و پروکسیداز بوده و Flavo protein دارند

3-    بی هوازی اختیاری  - می توانند در غیاب هوا نیز  زندگی کنند

4-    میکرو آیروفیل ها – هوازی هستند ، و در فشار اکسیژن کم زندگی می کنند.

5- مصرف نیروی ذخیره شده

قسمت اعظم نیروئی حاصل از اکسیدیشن که در باندهای شیمیایی ذخیره شده صرف انجام آنابولیک می شود و در بعضی موارد هم مقداری از آن به مصرف تولید حرارت و نور می رسد مصرف نیرو در اعمال آنابولیک هرگاه یک ملکول فسفر از مواد فسفردار نامبرده جدا شود حدود 8 کیلو کالری حرارت ایجاد می شود و حرارت حاصله صرف اعمال آنابولیک می شود .

آتش سوزی کاه : تولید نور در باکتری ها در باقی الکترون ها از راه غیر از اکسیدیشن خود را به ملکول o  می رسانند و تولید نور آبی مایل به سبز ایجاد می کنند  و این عمل که آن را به نام باکتریال بایو لومی نه سنس Bioluminescence  O امکان پذیر نیست و در ماهی ها و بعضی سخت پوستان در باقی این باکتری ها همزیستی تشکیل می دهند .

انتقال ژن در باکتری ها از طرق زیر انجام می گیرد.

1-    ترنس فرماسیون  Transformation

2-    کنژوگاسیون conyggation

3-    ترانس داکسیون  Transducttion

ترانس کانورژن Trans conversion

 

 

 

 

 

 تطبیق دهند

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


ژنتیک باکتری ها

جهش یا موتاسیون

موتاسیون عبارت است از تغییر ناگهانی در رشته DNA (در کد ژنتیکی  کروموزوم) و منجر به بروز یا ناپدید شدن یک یا چند صفت در موجود زنده می گرد و هرگونه تغییری که در کد ژنتیکی DNA رخ می دهد ضمنا به نسل های بعدی منتقل می گردد

موتاسیون

انواع موتاسیون

1-    موتاسیون خود به خودی

2-    موتاسیون ایجادی

در نوع اول عامل جهش زا    ناشناخته است

ولی در نوع دوم عامل جهش زا    مشخص می باشد

تغییرات ژنتیکی در حین تقسیم هسته سلول به وجود می آیند و بر حسیب چگونگی تغییر به چند گروه تقسیم بندی می شوند .

1-    موتاسیون ممکن است که به علت تبدیل یک جفت باز از ته به یک جفت باز از ته دیگر حاصل شود و احتمال برگشت آن به همان اندازه حاصل آن می باشد یعنی یک در میلیون می باشد و این نوع جهش قابل برگشت می باشد .

2-    حذف یا اضافه شدن یک جفت نوکلئودید در ملکول ممکن است موجب موتاسیون گردد احتمالش کمتر از نوع اول و به ندرت قابل برگشت می باشد .اگر یکی از نوکلئوتید ها از بین برود چون میشود هر سه  باز  با با هم مجتمع شوند بنابرایسن باز بعدی با دو باز اولی یک سر بازی را تشکیل می دهد و در نتیجه ساختمان ردیفی اسید نوکلوئیک دگرگون می شود . مثلا اگر در شکل زیر در سه باز دوم برداشته شود ردیف بدین قرار خواهد شد

 


CCA       ACG        GGA        TAG    ----------- MILD

 

GCA      CGG        GAT         AG ---------- MUTANT

 


GCA     GAC       GGG      ATAG --------- MUTANT

 

3-    یک گروه نوکلئوتید ممکن است به ملکول dna اضافه و یا از آن حذف شود در این نوع موتاسیون گاهی 100 ها نکلوتئد به ملکول DNA اضافهAdition  و یا از آن حذف   deletion می گردد. و بعد از این عمل غیر قابل برگشت  می باشد

 

 

 


 

 

بنیان ملکولی موتاسیون

بطور کلی موتاسیون ممکن است 4 نوع اختلال در ردیف نوکلئوتیدی DNA بروز کند و وضعیت کد ژنتیک را تغییر دهد و به بروز موتاسیون منجر گردد

1-    نقصان : یک یا چند نوکلئوتید احتمال دارد در جریان همانند سازی از ساختمان DNA حذف شود در این صورت چون هر 3 باز نکلئوتیدی یک کد را تشکیل می دهند کد های جدیدی در MRNA ایجاد می شوند و اسید آمینه های جدیدی وارد ساختمان پروتئینی می شوند که منجر به تغییر ساختمان ، حذف و یا تغییر فعالیت پروتئینی می گردند .و در نتیجه موتاسیون پیش می آید .

2-    افزایش : احتمال دارد در جریان همانند سازی یک یا چند نوکلئوتید به DNA اضافه شود که باز موجب تغییر وضعیت 3 بازهای نکلئوتیدی و در نتیجه تغییر کدن ، اسید ریبو نکلئوئیک پیامبر می گردند و نتیجه نهایی مشابه حالت قبلی خواهد بود .

3-    تقاطع : در این حالت بجای یک باز پورین باز پریمیدین قرار می گیرد و برعکس . که خود موجب تغییر کد ژنتیک ژن مربوطه می شود

4-    تبدیل برزخی : در  این وضعیت بجای یک باز پورین ، پورین دیگر و بجای یک پریمیدین ، پریمیدین دیگر قرار می گیرد . که باز موجب تغییر کد ژنتیک ژن مربوطه می گردد.

مکانیسم ایجاد موتاسیون

واتسون ، گویک در مورد مکانیسم موتاسیون هایی که در اثر نوع باز اذته به وجود می آید اینطور بیان کرده اند که برای آنکه باند هیدروژنی بتواند بین A و T و یا Cو G تشکیل شود بازهای اذته باید در وضع ملکولی خاصی باشد یعنی به فرم توتومری باشند برای مثال : تیمین معمولا به فرم کتونی وجود دارد که در این فرم می تواند با a ایجاد باند هیدروژنی نماید اما در اثر جابه جا شدن یک اتم هیدروژن ملکول T به فرم انولی در می اید که با G به جای A باند هیدروژنی می دهد که ایتن حالت را می نامند . که در مورد بازهای اذته دیگر نیز صدق می کند

عوامل جهش زا یا موتا ژنها :

1-    عوامل شیمیایی

2-    عوامل فیزیکی

I- عوامل شیمیایی : در حال حاضر بر اهمیت مواد شیمیایی مموتان زا افزوده شده و آنها را بسته به چگونگی بر هم زدن دسته های نکلئوتیدی دسته بندی می کنند

1- عواملی که پیریمیدین ها یا پورین را مختل کرده و در جفت شدن بازهای نکلئوتیدی اختلال ایجاد نموده و یا آنها را حساس به تغییرات شیمیایی خود به خودی آماده می نمایند.

2- عواملی که با DNA  واکنش نشان داده و در مارپیچ ضایعاتی تولید نموده و سبب اشتباه در همانند سازی می گردد .

3- مواد مشابه بازهای نوکلئودی در ساختمان DNA وارد شده و طرح سازی DNA را مختل می کنند .

                                                                                                                               تهیه  و تنظیم 

حسین  غنی زاده - پیمان وفای








توجه :

صفحات اسکن شده به صورت واضح در تکثیر دانشگاه سراسری موجود می باشد امکان وضوح تصاویر در وبلاق وجود نداشت .


comment نظرات ()
به پرشین بلاگ خوش آمدید
نویسنده : پرشین بلاگ - ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ خرداد ،۱۳۸۸
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com
comment نظرات ()