دانشجویان علوم آزمایشگاهی 87

بافت شناسی اختصاصی
نویسنده : علوم آ زمایشگاهی - ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ خرداد ،۱۳۸۸

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

جزوه درسی

بافت شناسی اختصاصی

رشته علوم آزمایشگاهی دامپزشکی

 

 

استاد مربوطه :

جناب دکتر حسینچی

 

                                                                                                      گردآورندگان :

حسین غنی زاده ، فرهاد محمدی

 

دستگاه گوراش

دستگاه گوارش از لحاظ جنین شناسی دارای دو منشاء است : اپیتلیوم آن و غدد مربوطه از لایه زایگر اکتودرم و عضلات و بافت همبند  آن از لایه زایگر مزودرم بوجود می آید

ساختار آناتومیکی

از لحاظ ساختار آناتومیکی اولین قسمت آن حفره دهان است بعد به ترتیب حلق ،مری ،معده ،روده های باریک ، و روده های کلفت می باشد حفره دهان از زبان لبها کام سخت و کام نرم دندانها و گونه ها تشکیل شده است .

نکته :

 کل دستگاه گوارش دارای یک ساختار عمومی است که عبارتند از

1-    دارای یک لایه مخاطی

2-    طبقه زیر مخط

3-    طبقه عضلانی

4-    طبقه ادوانتیس و یا طبقه سروزی

که قسمت 4 بسته به موقیت عضو حالت آن تغییر می کند : این طبقه 4 در بعضی جاها مثل مری و انتهای راست روده از نوع ادوانتیس (همبند سست )  است ولی بقیه جاها از نوع سروز می باشد . بنابراین اعضایی که در حفره شکم قرار دارند و صفاق آنرا می پوشاند همگی دارای سروز است ولی مری و انتهای راست روده چون  خارج  از حفره صفاق است از نوع ادوانتیس می باشد

1-    لایه مخاطی : خودش شامل 3 قسمت است : الف ) اپیتلیوم پوشاننده  ب ) پارین یا آستر  ج )عضله مخاطی

2-    بافت همبند زیر مخاط : که شامل اعصاب و عروق و سلول های لنفاوی می باشد رشته های عصبی موجود دراین لایه را شبکه عصبی مایسنر می گویند

3-    طبقه عضلانی : که در اکثر جاها دولایه است که لایه داخلی آن در مسیر حلقوی است و در لایه بیرونی رشته های آن در مسیر طولی است . نکته : بین این دو لایه یک شبکه عصبی وجود دار به نام شبکه عصبی اورباخ .

گونه ها و لب ها :

در گونه ها و لب ها یک طرف آن را مخاط و طرف دیگر را پوست می پوشاند که اپیتلیوم مخاط از نوع سنگفرشی مطبق است که در حیوانات گوشتخواربصورت غیر شاخی است و در سایر حیوانات بصورت شاخی است .

در گونه عضله مخاطی را نداریم و پارین و زیر مخاط با هم یکی شده اند. غدد سروزی ( بزاقی ) در زیر مخاط در گونه ها دیده می شود .

زبان :

یک عضو برگی شکل در حفره دهان است از نظر آناتومیک شامل یک قسمت دهانی به نام جسم زبان (body) ویک قسمت حلقی به نام ریشه زبان ( root) و یک قسمت آزاد در جلو به نام نوک زبان یا (apex) است مخاط زبان دارای اپیتلیوم سنگفرشی مطبق می باشد .

در داخل زبان عضلات از نوع مخطط در جهات مختلف کشیده شده اند . زبان دارای غدد سروزی (ابنر ) و موکوسی (وبر) نیز می باشد .

در زبان یک سری برجسته گی هایی به نام پاپیل یا پرز وجود دارد که این پرز ها دو نوع هستند 1- مکانیکی 2- چشایی

پرزهای مکانیکی : شامل پرزهای نخی شکل ، پرزهای مخروطی شکل و پرزهای عدسی شکل است

پرزهای چشایی : شامل پرزهای قارچی شکل ، جامی شکل و برگی شکل هستند .

پرزهای چشایی حاوی جوانه های چشایی هستند ، پرزها از برآمدگی پارین به زیر اپیتلیوم به وجود آمده اند .

پرزهای چشایی :

پرز قارچی شکل دارای گردن نازک و سر بزرگ است و از سطح زبان بیرون آمده است این پرز دارای یک سرذی ساختار است که به صورت گرد و شفاف است به نام جوانه های چشایی که این جوانه های چشایی در پرز قارچی در سطح پشتی یا بالایی آن قرار دارد. پرز جامی شکل در داخل مخاط فرورفته اند و از سطح مخاط بیرون نمی زنند در کناره این پرزها یک فضاهای خندق مانند وجود دارد که این فضاهای خندقی محل باز شدن غدد سروزی یا ابنراست. پرزهای برگی شکل به صورت مستطیل های کنار هم هستند و توسط یک شیارهایی از هم جدا می شوندو به داخل این شیارها غدد ابنر باز می شوند . جوانه های چشاییدر کناره های پرز برگی شکل و جامی شکل قرار می گیرند پرز برگی شکل در اسب و خرگوش کاملا واضح هستند .

پرزهای مکانیکی :

این پرزها دارای اپی تلیوم سنگفرشی مطبق شاخی می باشند : پرز عدسی شکل مخصوص نشخوار کننده گان است . جوانه چشایی در زیر میکروسکوپ نوری دو نوع سلول دیده می شود :

الف) سلولی با هسته کشیده و تیره

ب)سلول هایی با هسته گرد و کمرنگ ( یوکروماتیک ) که به آنها سلول های محافظ هم گفته می شود.

v    یک نوع سلول هایی هم به نام سلول های قاعده ای در قاعده سلول های چشایی و محافظ قرار گرفته اند که قادربه تبدیل شدن به هر دو سلول مذکور می باشند .

ساختار دندان :

در حیوانات دو نوع دندان وجود دارد :

1-    دندان های هیپسودنت (خاص حیوانات است )

2-    دندانهای براکیدونت (همان دندان انسان است )

دندان هیپسودنت : همه دندان های اسب ، دندانهای آسیای نشخوار کننده گان و دندان نیش گراز از نوع هیپسوتیدنت هستند

دندان براکیدنت : در انسان هم وجود دارد شامل 3 قسمت است 1 – بیرون لثه را تاج می گویند 2- قسمتی که داخل فک است که ریشه دندان می گویند 3- مابین ریشه و تاج یقه دندانی را داریم

بیرونی ترین لایه تاج مینا یا انامبل است در زیر مینا لایه دنتاین یا عاج را داریم .

مینا را آملوبلاست ها وعاج را ادونتوبلاست ها می سازند

در زیر عاج پولپ یا مغز دندان را داریم که شامل بافت همبند مزانشیمی ، عروق و اعصاب است بعلاوه سلولهای ادونتوبلاست

v    بیرونی ترین لایه ریشه سیمان است که به وسیله سمنتو سیت ها ساخته میشود سپس لایه عاج و در داخل هم پولپ دندانی را هم داریم .

v    ساختار دندان هیپسودنت طوریاست که تمام سطح بیرون آن را سیمان پوشانده و در زیر سیمان لایه های مینا ، عاج و مغز دندان را داریم .

v    دندان براکی دونت بعد از خارج شدن از لثه قادر به رشد نیست

مری یا ازوفاگوس :

در مری  اپیتلیوم مخاط از نوع سنگفرشی مطبق شاخی است ولی در گوشتخواران غیر شاخیاست در زیر اپی تلیوم پارین قرار دارد در مری عضله مخاطی یک لایه و در جهت طولی است پارین حاوی رشته های الاستیک فراوان است

طبقه زیر مخاط حاوی بافت همبند سست و حاوی عروق خونی و لنفی و رشته های عصبی و غدد سروموکوسی هستند .

طبقه عضلانی دارای ساختار دو لایه است : داخلی حلقوی و خارجی به شکل طولی است

طبقه عضلانی در نشخوار کننده گان و سگ در تمام طول مری از نوع مخطط اسکلتی و در اسب در  بخش قدامی از نوع عضله مخطط اسکلتی و بقیه از نوع صاف است در گربه این میزان  می باشد .

1-    آخرین لایه ادوانتیس ( بافت همبند سست ) چون در داخل صفاق قرار ندارد مگر در قسمت شکمی مری که بوسیله سروز پوشیده شده است .

معده :

اپیتیو م در معده به استوانه ساده تبدیل می شودو به داخل مخاط یک سری تو رفتگی هایی را ایجاد می کند که به آنها پیت یا  چاله های معدی گفته می شود ( محل باز شدن غدد مخاط معده است )اپیتلیوم عمل ترشح موکوس را در معده به عهده دارد .لایه پارین در معده از نوع بافت همبند سست است چون تعداد سلول ها زیاد است

ساختار کلی معده :

 از همان 4 طبقه عمومی دستگاه گوارش تبعیت می کتد . در داخل مخاط غدد معدی قرار دارد که از نوع لوله ای یا منشعب است که به ته چاله های معدی باز میشود .

2-    لایه عضله مخاطی :

در گوشتخواران 3 لایه است : لایه داخلی و خارجی در مسیر حلقوی و لایه میانی به صورت طولی است اما در سایر حیوانات لایه عضله مخاطی2 لایه است : لایه داخلی به صورت حلقوی و لایه خارجی در مسیر طولی است .

طبقه زر مخاط از نوع بافت همبند سست است که به مقدار کم در بین غددقرار می گیرند

طبقه عضلانی در معده 3 لایه است : لایه داخلی رشته های عضلانی در جهت مورب قرار داغرند و در لایه میانی رشت های عضلانی در جهت حلقوی قرا دارند و لایه آخر هم در جهت طولی قرار دارند

نکته : آخرین لایه معده از نوع سروز  است چون معده در داخل صفاق قرار دارد شامل لایه ای از بافت همبند سست با پوشش مزوتلیوم میباشد .

3-    منظور از سروز بافت همبندی است که عضو را در بر گرفته و توسط یک لایه سنگفرشیساده احاطه شده است .

غدد معدی : دارای 5 نوع سلول هستند . خود غده معدی دارای 3 قسمت : گردن (neck) قاعده (base) بدنه (body) است .

انواع سلول های غدد معدی :

1-    در قسمت گردن سلول های موکوسی گردن را داریم که عموما تعداد آنها زیاد است با هسته کشیده در قاعده سلول و باسیتوپلاسم بازوفیلی

2-    سلول های پاریتال یا مرز نشین : کار این نوع سلول ها ترشح اسید معده و ترشح فاکتوری به نام فاکتور داخلی می باشد که در جذب ویتامین B12 موثر است .

3-    سلولهای اصلی یا Chif cells : ترشح موکوسی را به عهده دارند .

4-    سلول های آپ یو دی Apud : به انها سلول های نوروآندو کرین هم می گویند .

v    سلول های مرزنشین : سلول های ائوزینوفیلی دارند و اندازه آنها بزرگ و هسته گرد دارند . در کنار اینها یکسری سلولهای با سیتوپلاسم بازوفیل وجود دارد که سلول های اصلی می باشند .

5-    سلول های قاعده ای = بازال سل = سلول های غیر متمایز .

سلول های مرز نشین : دارای سیتوپلاسم اسیدوفیلی با هسته  کروی شکل و در وسط سلول .

سلول های مرزنشین در نیمه فوقانی غدد معده به تعداد بیشتری وجود دارند .

سلول های اصلی : دارای سیتوپلاسم بازوفیلی و دانه های ترشحی زیموژن در راس سلول هستند .

سلول های آندوکرین روده ای : در نزدیک قائده غدد معدی قرار دارند .

سلول های آندوکرین روده ای در سراسر معده وروده ها پخش هستند و ترشح مواد زیر را در دستگاه گوارش را بر عهده داررند : گلوکاگون ، گاسپرین ، سکرتین ، کوله سیستوکینین ، سوماتواستاتین موتیلن ، سروتونین .

روده های کوچک :

روده کوچک شامل 3 قسمت : دئودنوم ، ژژنوم ، ایلئوم  می باشد .

v    همان ساختار 4 لایه عمومی دستگاه گوارش را در روده ها نیزداریم (فقط قسمت ابتدایی دوازدهه چون خارج صفاق است از نوع سروز است )

v    اپیتلیوم روده کوچک از نوع استوانه ای ساده است، پارین آن از نوع سست است که پارین به داخل اپیتلیوم نفوذ می کند و آن را به صورت زوائد انگشتی شکلی در می آورد که به آنها پرز می گویند . بعد از پارین عضله مخاطی قرار دارد که دو لایه است : لایه داخلی به صورت حلقوی و لایه خارجی به صورت طولی است . بعد از عضله مخاطی لایه زیر مخاط قرار دارد که دارای شبکه عصبی مایسنر است . بعد از لایه زیر مخاط طبقه عضلانی قرا دارد که دو لایه است داخلی به صورت حلقوی و خارجی به صورت طولی می باشد .

v    روده ها محل هزم و جذب غذا می باشد که مقدار آن بستگی به اندازه سطح روده دارد . برای افزایش سطحروده ها 3 مکانیسم وجود دارد : 1- چین های حلقوی 2- پرزها 3- میکروویلی ها (میکرو پرزها).

v    چین های حلقوی : سطح روده های کوچک را 3 برابر زیاد می کند ، پرزها سطح روده را 10 برابر افزایش می دهد و یکروپرزها سطح روده را20 برابر زیادتر می کند . در مجموع 600 برابر سطح روده های کوچک را افزایش می دهد .

v    اپیتلیوم به داخل پارین کشیده می شود و غدد لیبرکوهن را می سازد که در قاعده پرزها باز میشوند .

نکته مهم : در زیر مخاط دوازدهه غدد موکوسی برونر را داریم این غدد فقط در دوازدهه دیده می شوند . در زیر مخاط ندول های لنفاوی را داریم که در ایلئوم تجمع پیدا می کند و ایجاد یک سری ساختار به نام پلاک های پایر می کنند . پلاک های پایر به علت افزایش حجم می تواند به مخاط هم نفوذ کنند .

v    در پرزها سلول های استوانه ای وجود دارد که به آنها سلولهای جاذب روده ای هم می گویند. سلول های جاذب روده ای دارای هسته بیضی شکل در قاعده سلول و در قسمت راس سلول حاوی میکروویلی فراوانی می باشد . و به آن منظره مخطط می دهد و آن را حاشیه مخطط می نامند .

بافت همبند پارین از نوع سست است و حاوی سلول های لنفوسیتی که به طرف انتهای روده باریک افزایش می یابد .طبقه زیر مخاط روده باریک از نوع همبند سست حاوی عروق خونی و لنفی که به طرف انتهای روده حاوی ندول های لنفاوی می شود که در ایلئوم پلاک های پایر را تشکیل میدهند در ابتدای روده باریک غدد زیر مخاطی برونر وجود دارد .

در کنار سلول های جاذب روده ای یک سری سلو های حجیم که درون آن خالی است به نام سلول های جامی یا گابلت دیده می شود و ترشحات موسینوژنی دارند .

v    در سطح سلول های استوانه ای جاذب روده ای سلول های میکروبیلی قرار دارند هسته های پارین (پرو پریا ) بین پرزها نفوذ می کند .

v    در روده کوچک یک سری سلول به نام سلولهای پانت که در قاعده غدد لیبرکوهن قرار می گیرد دیده می شود که ترشحات آنها در قسمت راسی آنها جمع میشود این سلول ها در گوشتخواران وجود نداردو فقط در دوازدهه علفخواران وجود دارند و ترشحات لیزوزیمی که ویژگی ضد باکتریایی دارد بر عهده دارند شکل این سلولها هرمی می باشد .

نکته مهم : در معده پرز وجود ندارد ولی وقتی که به دوازدهه متصل شد پرزها کم کم شروع به ایجاد شدن می کند .

سلول های غیر متمایز : به شکل استوانه کوتاه یا مکعبی شکل در قاعده غددروده وجود دارند . عمل اینها جایگزینی سایر سلول های غدد و پوشش مخاط می باشد .

ایلئوم :

دارای یک سری پلاک های پایر در زیر مخاط می باشد در بالای پلاک های پایر ویلی ها دیده نمی شود . سطح آنها را یکسری سلول به نام سلول های غشایی (m cellام سل)پوشش می دهد که توانایی فاگوسیته کردن آنتی ژنها را بر عهده دارند که آنتی ژن را گرفته و به سلول های لنفاوی پلاک های پایر تحویل می دهند .

روده های کلفت :

شامل سکوم ، کولون ، رکتوم ، و مقعد می باشد .محل تخمیر میکروبی و جذب آب و الکترولید ها و ترشح موکوس میباشد . سلول های جامیشکل فراوان و فاقد سلول های پانت است .روده بزرگ فاقد چینهای حلقوی و پرزها می باشد . غددمخاطی لیبرکوه در این بخش از روده ها طویل ترو مستقیم تر و متراکم تر می باشد .

v    روده بزرگ فاقد چین حلقوی و پرز است و تعداد گابلت سل ها از ابتدای روده باریک تا انتهای روده بزرگ به تدریج زیادتر می شود . روده کلفت دارای چین های طولی است که دربرش عرضی دیده می شود . 4 لایه عمومی دستگاه گوارش را در روده ضخیم هم میتوان دید .

v    بیرونی ترین لایه سروز است چون داخل صفاق قرار دارد .

v    رکتوم = راست روده : دارای چین های طولی می باشد

پیش معده های نشخوار کننده گان :

پیش معده ها به ترتیب شامی شکمبه ، نگاری ، هزارلا و (شیردان = معده اصلی یا معده غده ای) .

شکمبه = اپیتلیوم آن از نوع سنگفرشی مطبق شاخی است و پارین از نوع همبند متراکم است ، عضله مخاطی ندارد و طبقه عضلانی شکمبه به این صورت می باشد که رشته های داخلی حلقوی و خارجی بصورت  طولی است و بین این دو لایه شبکه عصبی اورباخ قرار دارد زیر مخاط از نوع همبند سست است . آخرین طبقه طبقه سروزی می باشد .

v    بر روی اپیتلیوم شکمبه پرزهای مخاطی را داریم .

نگاری = دارای یک سری چین های اولیه است که سطح آن را مثل لانه زنبور می کند و دارای یک سری چین های ثانویه است که هر یک از لانه های زنبوری را به قسمت های مختلفی تقسیم می کند و اپیتلیوم نگاری از نوع سنگ فرشی مطبق شاخی است . پارین نگاری از نوع همبند متراکم است .

v    عضله مخاطی فقط در راس چین های اولیه دیده می شود زیر مخاط هم از نوع همبند سست است و طبقه عضلانی در نگاری دو لایه مورب است . و بین این دو لایه شبکه عصبی اورباخ قرار دارد . عضله مخاطی راس چین های اولیه ادامه عضله صاف مخاطی مری می باشد . بنابراین پارین و زیر مخاط با هم مخلوط شده اند .

هزارلا= دارای یک سری چین های طولی است که از خم بزرگ آن به طرف خم کوچک کشیده شده است و از لحاظ طول این چین ها 4 نوع هستند .

اپیتلیوم هزار لا از نوع سنگفرشی شاخی است و پارین آن از نوع همبند متراکم است . عضله  مخاطی در دو لایه وارد چین ها می شود .: که در کنارچین ها قرا می گیرد. زیر مخاط از نوع بافت همبند سست است . طبقه عضلانی هزارلا دو لایه است: لایه داخلی  از نوع حلقوی ضخیم و لایه خارجی از نوع طولی نازک است . ازطبقه حلقوی یک سری رشته ها به داخل پرز کشیده می شود بنابراین داخل پرز 3 لایه وجود دارد : دولایه کناری مربوط به عضله مخاطی و لایه مرکزیمربوط به لایه داخلی طبقه عضلانی است. بین دو لایه عضلانی شبکه عصبی اورباخ قرار دارد.

غدد ضمیمه دستگاه گوارش :

شامل کبد ، پانکراس، و غدد بزاقی می باشد .

پانکراس :

پانکراس توسط یک بافت همبند سست احاطه شده است که به داخل غدد ، یکسری تیغه هایی را  می فرستد که این تبغه ها ، پانکراس  را به یکسری لوبولها تقسیم می کنند در داخل این لبول هاغدد آسینی سروزی وجود دارند که این غدد قسمت اگزو کرین غده را تشکیل می دهد .

آسینی ها ترشحات خود را به درون مجاری رابط (پوشیده شده با سلول های مکعبی کوتاه ) می ریزند.مجاری رابط به هم پیوسته و مجاری بین لوبولی را به وجود می آورند که به مجرای اصلی پانکراس (مجرای ویرسونگ) ختم می شوند .مجرای ویرسونک پس از خوروج از پانکراس همراه با مجرای صفراوی مشترک به دوازدهه می ریزد .

 ترشحات آسینی های پانکراس شامل :  آب ، یونها ، بی کربنات و آنزیم های گوارشی می باشد . غده پانکراس یک غده آمفی کرین است (هم ترشح اگزوکرین و هم ترشح آندوکرین دارند) . در داخل غدد سروزی یک سری تو ده های سلولی وجود دارد به نام جزایر لانگر هانس که این ها قسمت آندوکرین غده راتشکیل می دهند در داخل جزایر لانگر هانس یک سری سلول هایی داریم که به ترتیب : A,B,C,D,F می باشند . جزایر لانگرهانس به صورت توده های سلولی روشن دربین آسینی ها دیده میشوند.

v    سلول های A ترشح گلوکاگوی دارند . سلول های Bترشح انسولین دارند سلول هایC ترشح سوماتو استاتین دارند .

v    در بین لوبولها مجاری بین لوبولی را داریم که ساختار آن مکعبی ساده است .

v    واحد های ترشحی سروزی پانکراس دارای دانه های زیموژن هستند که در قسمت راس سلول قرار می گیرند .

کبد :

کبد دارای کپسولی به نام گلیسون است و کبد را به لوبولهایی تقسیم می کند هر لوبول کبدی شکل 5 ضلعی و یا 6 ضلعی دارد که در وسط آن یک ورید مرکزی وجود دارد در بین لوبول ها بافت همبندی ضخیم می شود و فضایی را می سازدبه نام فضای پورتال .

در بین چند لوبول بافت همبند متراکم می شود و فضایی را به نام فضای پورتال ایجاد می کند که حاوی : ورید باب ، شریان کبدی و مجرای صفراوی است که مجرای صفراوی دارای اپیتلیوم مکعبی ساده است .

نکته مهم : سلول های کبدی به صورت تیغه هایی از ورید مرکزی به کناره های لوبول کشیده شده اند در بین این تیغه های سلولی یک فضایی وجود دارد که محل سینوزوئید کبدی است (یک نوع مویرگ است) در دیواره سینوزوئید سلول هایی با هسته مثلثی شکل به نام سلولهای کوپفر وجود دارد که سلول های کوپفر عمل ماکروفاژی دارند .

سلول های کبدی (هپاتوسیت ها ):

سلول های بزرگی هستند با یک یا دو هسته که هسته آنها درشت کروی و روشن و با هستک مشخص می باشد .

انواع لوبولها براساس سیستم گردش خون :

1-    لوبولهای کلاسیک : همان لوبولهای 6 ضلعی هستند که قبلا توزیح داده شده است.

2-    لوبول پورتال : هر لوبول به صورت مثلثی است که در روئوس آن وریدهای مرکز لوبولی و در مرکز آن فضای پورتال قرار دارد .

3-    آسینی کبدی : به شکل لوزی است که در دو سر قطر بزرگ آن وریدهای مرکزی و در دو سر قطر کوچک آن فضای پورت قرار دارد  .

v    کیسه صفرا : حجم کیسه صفرا در حدود 30 الی 50 CC می باشد .  اپیتلیوم کیسه صفرا از نوع استوانه ای ساده است و حاوی گابلت سل می باشد.

غدد بزاقی :

دو نوع غده بزاقی داریم : 1- غدد متراکم = اصلی که شامل : بناگوشی ، زیر زبانی و تحت فکی هست و غدد مولار در گربه و غده زایگوماتیک در گوشتخواران وجود دارد. 2- غدد پراکنده = فرعی : که در همه جای حفره دهانی وجود دارند .

واحد های ترشحی بزاق : 3 نوع واحد ترشحی داریم : الف ) واحد های سروزی ب) واحد های موکوسی ج)واحد های مختلط .

غدد موکوسی : هسته آنها کشیده و در قاعده است

غدد سروزی : هسته گرد دارند و رنگ تیره تری دارند .

غدد مختلط : در این ها غدد سروزی به صورت یک هلال بر روی غدد موکوسی قرار دارند .

v    در غده بناگوشی اکثر غدد از نوع سروزی است

v    در غده تحت فکی از تعداد غدد سروزی کم شده و غدد موکوسی زیاد می شود .

v    در غده زیرزبانی تعداد غدد موکوسی زیاد است .

غدد بزاقی از قسمت های : مترشحه و مجاری تشکیل شده است . 3 نوع مجرا با اسامی مجاری رابط و مخطط (در داخل لوبول) و مجاری بین لوبولی (در خارج از لوبول ) قابل تشخیص می باشند .

مجاری رابط : سلول های پوششی

مجاری مخطط : حاوی میتوکندری فراوان در سلول هستنمد .

مجاری بین سلولی . اپی تلیوم این مجاری از نوع استوانه ای ساده و بلند می باشند .


دستگاه لنفاوی :

برای اینکه سیستم ایمنی بتواند وضایف خود را به نحو مطلوب انجام دهد سلول های دخیل در پاسخ های ایمنی به صورت بافت ها و اعضا سازماندهی شده اند مجموع این بافت ها و اعضا سیستم لنفی نامیده میشود.

 بافت های لنفاوی :

عمده ترین سلول های تشکیل دهنده بافت های لنفاوی لنفوسیت ها هستند و در کنار اینها ماکروفاژها و پلاسماسلها هم وجود دارند سلول های بافت لنفاوی به دو صورت : 1- ندولر 2- منتشر دیده میشوند .

1-    خود ندولهای لنفاوی به دو صورت اولیه و ثانویه وجود دارند . ندولهای اولیه دارای تراکم سلولی یکنواختی هستند. ندولهای ثانویه : یک ناحیه متراکم و تیره محیطی و یک ناحیه کم تراکم و روشن مرکزی به نام مرکز زایا هستند .

2-    بافت لنفاوی منتشر : جاهایی که تراکم سلول های لنفاوی کم است و ندول تشکیل نمی گردد وجود دارد .

اعضای لنفاوی : برخلاف بافت های لنفاوی توسط کپسولی از بافت همبند احاطه شده اند و ارگانی مستقل محسوب می شوند .

اعضای لنفاوی به دو دسته اولیه و ثانویه تقسیم می شوند . اعضای  لنفاوی اولیه شامل : مغز استخوان و تیموس است .

اعضای لنفاوی ثانویه شامل : عقده های ، طحال ، لوزه ها و پلاکهای پی یر  است .

عقده لنفاوی دارای دو سطح محدب و مقعر است  به سطح مقعر آن ناف عقده هم می گویند که از ناف عقده ، شریان ها وارد می شوند و عروق لنفاوی و ورید ها از آن خارج می شوند عقده های لنفاوی در نقاط مختلف بدن قرار دارندو بر اساس محل قرار گرفتن آنها ، نامگزاری می شوند مانند : عقده های لنفاوی زیربغلی ، گردنی ، روده ای ، (مزانتر )

از نظر بافت شناسی خود عقده دارای یک ناحیه خارجی = قشری = کورتکس CORTEX و یک ناحیه داخلی = مغزی = مدولا می باشد در بخش خارجی آن یک سری ندول های لنفاوی دیده میشود که از تجمع سلول های لنفاوی مثل : لنفوسیت ها و پلاسماسل ها به وجود امده اند . قسمت قشری بفه دو قسمت تقسیم می شود : 1- قسمت بیرونی قشر ، 2- قسمت داخلی قشر .

در قسمت بیرونی قشر ندول های لنفاوی فراوان است در قسمت داخلی ثشر ندول های لنفاوی کمتراست یا اصلا وجود ندارد .

v    در مدولا یکسری تیغه ها دیده می شود که به آنها تیغه ها یا طنابهای مدولایی = مغزی می گویند و بین این تیغه ها یک سری فضا ها وجود دارد که به آنها سینوس های مغزی می گویند .

v    ندولهای لنفاوی که در قسنمت بیرونی قرار دارند دو رنگ هستند و قسمت داخلی آن با قسمت بیرونی رنگ متفاوتی دارد این نشان می دهد که ندولهااز نوع ثانویه است یعنی با یک آنتی ژن برخورد کرده و تبدیل به ندول ثانویه شده اندو ندول اولیه که قبل از اینها وجود داشته رنگ یکنواختی دارد .

v    در داخل مدولا طناب های مدولایی و سینوسهای مدولایی وجود دارد خود عقده  لنفی توسط یک کپسولی از بیرون احاطه می شود این کپسول یکسری تیغه های (ترابکول) به اخل می فرستد

v    در قسمت مفعر ندول ، بافت همبند به صورت متراکم است و از این طریق عروق و اعصاب وارد می شود وشریان خارج می شود .

رگ لنفاوی :

 از ویژگی های عروق لنفاوی این است که دارای یک سری دریچه هایی هستند و این دریچه ها فقط در سیاهرگ ها و عروق لنفاوی وجود دارند این دریچه ها از آندوتلیوم عروق به وجود می آیند و جهت جریان لنف را کنترل می کنند اگر جریان لنف به صورت عکس حرکت کند این دریچه ها بسته می شوند . همیشه جهت لنف از طرف احشا به طرف قلب است پس جهت دریچه ها نیز به طرف قلب می باشد . ویژگی دیگر عروق لنفاوی : عروق لنفاوی که وارد عقده می شود را آوران می گویند و از سطح محدب عقده لنفاوی وارد می شود و عروق لنفاوی وابران از ناف عقده خارج می شود .

سینوس های عقده لنفی :

سینوس ها در عقده لنفی کانالها یا فضاهای وسیع و نامنظمی هستند که به وسیله سلول های آندوتیال پهن و نازک و ماکروفاژها پوشیده شده اند لنف وارده به عقده از طریق رگ های لنفی آوران وارد سینوس زیر کپسولی می شود و بعد از عبور از سینوس های قشری به سینوس مغزی می رسد و در نهایت به وسیله رگهای لنفی وابران از عقده خارج می شود .

گردش خون :

شریان عقده لنفی از طریق ناف وارد عقده شده و در مدولا به چند شاخه تقسیم می شود انشعابات کوچکتر آنها در مغز شبکه مویرگی مغز را تشکیل می دهد و پس از نفوذ به قشر شبکه مویرگی ندولها را تشکیل می دهند . مویرگها به وریدچه ها تبدیل و نهایتا به صورت ورید ناف عقده را ترک می کنند .

 

طحال:

طحال بزرگترین عضو لنفی بدن است و کپسول آن ازنوع همبند سست حاوی الیاف الاستیک است و دارای مقداری عضلات صاف است که میزان عضلات صاف در حیوانات مختلف متفاوت است .کپسول آن یک سری تیغه هایی را به داخل پارانشیم یا خود عضو می فرستد .

 طحال دارای ناف می باشد . ناف طحال محلی است که از آن عروق و اعصاب وارد و یا خارج میشود .

v    در طحال عروق لنفاوی آوران نداریم یعنی لنف وارد طحال نمی شود .

نکته مهم :کار طحال تصفیه خون می باشد علاوه بر تصفیه خون RBC  های پیر و پلاکت ها را هم از گردش خون خارج می کند .

از نظر ماکروسکوپی طحال تازه و فیکس نشده دارای یک سری نواحی سفید رنگی در پارانشیم آن است .ک با چشم غیر مسلح هم دیده می شود که به این ها پولپ سفید طحال می گویند و قسمت هایی که کناره های پولپ سفید را اشغال کرده اند اینها را پولپ قرمز می گویند  رنگ این پالپ های سفید در منظر میکروسکوپی به رنگ بنفش (بعد از رنگ آمیزی) دیده میشود ولی رنگ پالپ قرمز بعد از رنگ آمیزی هم به همان صورت اولیه یعنی قرمز رنگ دیده می شود.

v    پالپ سفید را شبیه اثر انگشت انسان در نظر می گیرند .

v    پولپ سفید دارای یک شریانچه مرکزی می باشد . که توسط سلولهای لنفاوی احاطه شده است .

پولپ قرمز :

 حاوی طناب ها و سینوزوئیدهای طحالی است . طناب های طحالی را طناب های بیلروت هم می گویند که از سلول ها و رشته های رتیکولر به عنوان داربست و لنفوسیت ها و ماکروفاژها و سلول های خونی تشکیل شده است.

سینوزوئید ها :

فضاهای پر پیچ و خم  وسیعی هستندکه در حد فاصل طناب هاقرار دارند و دیواره سینوزئید ها توسط سلول های آندوتلیال پهن و ماکروفاژها احاطه شده است .

خونرسانی طحال :

خون از طریق ناف به وسیله شریان طحالی وارد طحال می شود و در ترابکولهای آن به شریانهای تیغه ای تقسیم می شود سپس واردپولپ سفید می شود در پولپ سفید اولین لایه ای که این عروق را احاطه می کند لنفوسیت های نوع T هستند که به نام غلاف شریانی لنفوئیدی معرف هستند . بعد ازاین لایه لنفوسیت های نوع B این شریان را احاطه می کنند بعد از اینکه این شریان از پولپ سفید خارج می شود وارد پولپ قرمز می شود. و در این پولپ های قرمز تبدیل به سینوزوئیدها = شبکه مویرگی می شود . این خونی که وارد می شود در داخل پولپ سفید ، آنتی ژنهای آن برداشته می شود . در داخل پولپ سفید تشکیل سلول ها ی لنفاوی را داریم که از طریق این شرایانچه ها وارد پولپ قرمز می شوندو از این طریق وارد بافت ها می شوند و از این طریق دوباره در چزخه گردش خون وارد می شوند .

v    سینوزئید ها در داخل پولپ قرمز قراردارند  ، در کنار سینوسها یک سری طنابهای سلولی را در کنار هم می بینیم که به طناب های بیلروت معروف هستند .

تیموس :

تیموس قده ای است که در داخل قفسه سینه قرار دارد (در کنار جناق سینه) این عقده بصورت دو لوب مشخص است این عقده در زمان تولد بیشترین نسبت را به وزن بدن دارد و با افزایش سن از حجم آن کاسته می شود و با افزایش سن از تعداد سلول های فعال آن کاسته می شود و به جای انها چربی جایگزین می شود .

v    تیموسی را که تعداد سلولهای چربی  آن بالا باشد را تیموس پیر گویند .

تیموس نیز به وسیله یک کپسول احاطه شده است این کپسول هم یکسری تیغه هایی را به داخل می فرستد و آن را به صورت لبولهایی تقسیم می کند ولی تقسیم شدن در تیموس به صورت ناقص است هر لوب از یک ناحیه تیره قشری و یک ناحیه روشن مرکزی تشکیل شده است . که به دلیل ناقص بودن تقسیم بندی لبولها قسمت های میانی را می توانیم در کنار همدیگر ببینیم .

v    در ناحیه قشر لوبولها سلول های لنفوسیت T و تعداد کمی ماکروفاژ را دارین و با تکثیر و تمایز به لنفوسیت های بالغ تبدیل می شوند و در قسمت مدولا مهاجرت می کنند و از طریق رگ لنفی به تمام بدن صادر می شود . (و کار تیموس ساختن لنفوسیت های T است ) لنفوسیت های T نام خود را از همین تیموس گرفته اند چون در تیموس ساخته می شوند.

v    در ناحیه مدولای ندولها دارای یکسری اجسام قرمز و متحدالمرکزی است به نام اجسام هاسال (HASSALL BODY) که اینها باقی مانده سلولهای اپیتلیو رتیکولر هستند در داربست تیموس به جای سلول های رتیکولر ، سلولهای اپیتلیو رتیکولررا داریم و این سلولها بعد ازمدتی که می خواهند از بین بروند به صورت اجسام هاسال در مدولا دیده میشوند .

v    در تیموس پیر سلولهای چربی زیاد است وچربی ان نیز از نوع سفید می باشد .

عروق تغذیه کننده تیموس :

شریانهای تغذیه کننده تیموس از طریق کپسول وارد تیموس شده و انشعابات آنها از طریق بافت همبند بین لوبولی به عمق تیموس نفوذ می کند . در حد فاصل بین قشر و مغز مویرگهای متعددی منشعب و نواحی قشری و مغزی را خوندهی می کند . خون مویرگها ابتدا به وریدچه ها و سپس به وریدهای بین لوبولی تخلیه میشود و سپس از تیموس خارج می شود

لوزه ها :

لوزه ها اجتماعی از ندولها و بافت لنفاوی منتشر می باشند که در ابتدای لوله دستگاه گوارش قرار دارد لوزه ها در سطحی که در تماس با حفره لوله گوارش است توسط اپی تلیوم پوشیده شده اند و بقیه سطح آنها به وسیله کپسول ناکاملی از بافت همبند پوشیده شده است .

لوزه ها بر اساس موقعیت خود تحت نام های : کامی ، زبانی ، و حلقی نامگزاری می شوند .

لوزه های کامی :دو عدد در ناحیه دهانی – حلقی (Oropharynx)  قرار دارد . اپی تلیوم پوشاننده آن از نوع سنگفرشی مطبق می باشد . که به عمق پارانشیم لوزه ها نفوذ کرده و کریپتها را می سازد .

لوزه زبانی : بصورت توده های کوچک در ریشه زبان جای دارد اپی تلیوم آن از نوع سنگفرشی مطبق و دارای کریپت  است .

لوزه حلقی : منفرد و در قسمت بینی – حلقی (Naso pharynx) قرار دارد . اپی تلیوم پوشاننده ان از نوع شبح مطبق موژک دار است و فاقد کریپت می باشد .

 

دستگاه گردش خون:

خون توسط قلب در سراسر در پمپاژ می شود و این خون از طریق شریان هایی که خون را از قلب خارج می کند به اعضا برده می شود و توسط ورید ها به طرف قلب برگشت داده می شود این شریان ها و ورید ها باید یک جایی به هم دیگر متصل شوند تا گردش خون ادامه داشته باشد . شریانهایی که از قلب خارج می شوند ابتدابه شریانهای عضلانی تبدیل می شوند و سپس تبدیل به شریانچه ها (شریانهای کوچک) می شوند این شریانچه ها به کپیلاری ها = شبکه مویرگی می ریزند بعد از مویرگها وریدچه ها (وریدهای کوچک) را داریم که این وریدچه ها با هم جمع می شوند و وریدهای متوسط را می سازند و وریدهای متوسط هم وریدهای بزرگ را می سازند که خون رابه قلب بر می گرداند . این شریانها و وریدها دارای یک ساختمانی هستند که ساختمان آنها در اکثر نقاط سه لایه است : عروق دارای 3 لایه انتیما ، مدیا و ادوانتیس می باشد و آندوتلیوم عروق جزو انتیما است . خود لایه انتیما یا لایه داخلی ، دارای سلولهای اپی تلیال است که سطح عروق را می پوشاند و بافت همبند شلی زیر آن وجود دارد به نام طبقه زیر آندوتلیال و بعد از آن لایه مدیا را داریم که اکثرا از عضلات صاف (در جهت عرضی) تشکیل شده است که در بین آنها الیاف الاستیک ، کلاژن ،رتیکولر و پروتئوگلیکانها قرار دارد .

سومین لایه : ادوانتیس است که از نوع بافت همبند حاوی کلاژن نوع I  و الیاف الاستیک در جهت طولی می باشد .

در عروق بزرگ ، ادوانتیس حاوی رگهای تغذیه کننده است که این عروق موسو به رگ رگها هستند . در تعدادی از عروق لایه ای از الیاف الاستیک به صورت صفحه ای منفذ دار در حد فاصل انتیما و مدیا قرار دارد به نام تیغه ارتجاعی داخلی .

در عروق بزرگ لایه نازک دیگری از الیاف الاستیک مابین مدیا و ادوانتیس به نام تیغه ارتجاعی خارجی .

شریانها :

خون را از قلب به ارگانها حمل می کنند . براساس ساختمان بافت شناسی 3 دسته هستند :

1-    شرایین بزرگ ( الاستیک )

2-    شرایین متوسط (عضلانی)

3-    شرایین کوچک (شریانچه ها)

شریانهای الاستیک :

شامل آئورت و شاخه های اصلی آن و اغلب شرایین ریوی است .

طبقه انتیما : از سلول های آندوتیال و لایه زیر آندوتلیال حاوی تعداد کمی فیبرو بلاست و ندرتا عضله صاف تشکیل شده است .

طبقه مدیا : ضخیم ترین لایه است و حاوی الیاف الاستیک فراوان و عضلات صاف پراکنده در بین این الیاف و مقدار کمی کلاژن است .

طبقه ادوانتیس : نسبت به مدیا نازکتر می باشد و از الیاف کلاژن ، الاستیک و فیبروبلاست تشکیل شده است . تیغه الاستیک داخلی و خارجی واضح نیست .

شریانهای عضلانی :

طبقه انتیما : مشابه شریان الاستیک بوده ولی فاقد سلول عضله صاف است

طبقه مدیا : عمدتا حاوی عضله صاف حلقوی و به صورت پراکنده حاوی الیاف الاستیک ، کلاژن و رتیکولر می باشد .

تیغه ارتجایی داخلی و خارجی واضح هستند .

طبقه ادوانتیس : دارای الیاف کلاژن طولی است .

شریانچه ها :

قطرشان کمتر از نیم میلیمتر .

طبقه انتیما : حاوی آندوتلیوم و لایه زیرآندوتیوم ظریف است . طبقه مدیا : از یک تا 5 عضله صاف حلقوی تشکیل شده است طبقه ادوانتیس : شامل همبند شلی می باشد .

v     شریانچه ها فاقد تیغه ارتجاعی خارجی می باشد .

ورید ها :

خون مویرگی را به قلب هدایت می کنند. ورید ها در هر ارگان معمولا همراه شریان مربوطه هستند . قطر وریدها بزرگتر از شریان ها است و دیواره ورید ها نازکتر از شریان است و در مقایسه با شریان ها لایه مدیا در آنها نازکتر و لایه ادوانتیس ضخیم تر است.

وریدچه ها :

قطرشان از 2/0 تا یک میلیمتر در تغییر است . طبقه انتیما : حاوی یک ردیف سلول آندوتلیا وغشای پایه است . طبقه مدیا : نازک و حدود یک الی 3 لایه عضلانی و گاهی فاقد عضله صاف است . طبقه ادوانتیس : ضخیم ترین لایه است و حاوی الیاف کلاژن می باشد .

وریدهای بزرگ : کاملا مثل سیاهرگهای بزرگ می باشد

طبقه انتیما : حاوی اندوتلیوم و لایه زیر آندوتلیوم نسبتا ضخیم است . طبقه مدیا : نازک است

طبقه ادوانتیس : ضخیم ترین طبقه و حاوی دسته اسی از عضلات صاف طولی و الیاف کلاژن و الاستیک است .

 

وریدهای متوسط :

طبقه انتیما: نازک   

طبقه مدیا : در مقایسه با وریدهای بزرگ نسبتا ضخیم است

طبقه ادوانتیس : حاوی الیاف کلاژن طولی و الیاف الاستیک پراکنده است

v     وریدهای متوسط حاوی دریچه هایی هستند که از برگشت خون جلوگیری می کند .

v    مویرگها

v    قطری حدود 9-7 میکرومتر دارند .

v    دیواره مویرگها . سلول هایی بانام پری سیت دیده می شود که به وسیله تیغه پایه (لایه بازال) محصور شده اند

نقش پری سیتها :

1-    در موقع لزوم به سلول های عضلانی دیواره رگ تبدیل می شوند .

2-    با داشتن رشته انقباضی دارای فعالیت انقباضی اند .

 

**** قلب ****

عضوی است عضلانی که با انقباضلات منضم خود خون را به داخل دستگاه گردش خون پمپ می کند خود قلب مانند رگ های خونی 3 لایه دارد :

1-    طبقه داخلی ( آندوکارت ) :از یک ردیف سلول اندوتلیال و بافت همبند زیر مخاط ظریف تشکیل شده است .

2-    لایه میانی (میوکارد): ضخامت اصلی جدار قلب را تشکیل می دهد . و حاوی عضلات اسکلتی در جهات مختلف  است .

3-    لایه خارجی (اپی کارد) : همان لایه جداری پری کارد می باشد که سطح آن را یک ردیف سلول پهن به نام مزوتلیوم پوشانده است .

رگ های لنفی :

در رگ های لنفی بزرگ 3 لایه انتیما ، مدیا و ادوانتیس به صورت نازکتر و نامشخص تر از ورید ها قابل تشخیص است . رگهای لنفی دارای دریچه هایی هستند .که از چین طبقه انتیما حاصل و به صورت زوج و در مقابل هم دیده می شود .

 

مویرگهای لنفی :

دارای دیواره نازک و پوشیده شده از آندوتلیوم هستند . که بر روی لایه بازال غیر ممتد قرار دارند با افزایش قطر رگهای لنفی غلافی از الیاف کلاژن و الاستیک و عضلات پراکنده  در اطراف رگها دیده می شود .


دستگاه ادراری  

دستگاه ادراری شامل کلیه ها ، حالبها (میزنای ) ، مثانه و مجرای ادراری می باشد . عمال کلیه ها ایجاد تعادل در مایعات بدن و الکترولید ها و کنترل فشار خون می باشد .

کلیه ها اعضای لوبیایی یا بیضی شکل می باشند که دارای یک انحناء بزرگ و یک تقعر بنام ناف Hillus می باشند ناف محل ورود شریان وخروج ورید و حالب می باشد .

در مقطع تشریحی کلیه ،و قسمت مغز به رنگ روشن و قشر به رنگ تیره قابل مشاهده می باشد .مغز کلیه از تعدادی هرم کلیوی تشکیل شده است که قاعده هرمها به طرف قشر و راس آنها که پاپی نامیده می شود . به طرف ناف کلیه قرار دارد .راس هر پاپی حاوی تعدادی سوراخ می باشدکه ناحیه غربالی هم نامیده می شود قسمتی از مجاری تشکیل دهنده مغز کلیه که در درون قشر قرار دارند و شبیه اشعه هایی از مغز دیده می شوند به نام اشعه های مغزی موسومند . ناحیه قشری هم در حد فاصل هرم های کلیوی پیشروی و ستون های کلیوی ( ستون ها برتن ) را به وجود می آورد .

هر هرم کلیوی به علاوه نیمی از ستون های برتن طرفینش و قشر رویی خود  یک لوب کلیوی نامیده میشود .

هر اشعه اشعه مغزی  به علاوه نیمی از قشر طرفینش به یک لوبول کلیوی موسو م است .

ساختمان میکروسکوپی کلیه شامل اجزای زیر می باشد :

1-    کپسول کلیه و

2-    نفرون و قسمت هایس مختلف آن

3-    مجاری جمع کننده

4-    عروق خونی و لنفاوی و اعصاب

5-    دستگاه جنب گلومرولی

کلیه توسط کپسول دو لایه ای پوشیده می باشد که لایه خارجی آن از نوع بافت همبند متراکم (رشته های کلاژن و الاستیک) و لایه داخلی آن از جنس بافت همبند سست هست . که در کلیه سگ و اسب حاوی رشته های عضلانی صاف نیز می باشد . آن قسمت از بافت قشری که در حد فاصل هرم های کلیوی به داخل منطقه مرکزی ادامه می یابد به نام ستون های کلیوی معروف می باشد . منطقه مرکزی دارای ظاهر مخطط هست .که بعلت منظم بودن بخش های مستقیم لوله های ادراری در کنار هم و عروق خونی مجاور آنها می باشد .

نفرون :

واحد عملی کلیه نفرون می باشد که دارای بخش ترشحی و یک قسمت جمع کننده ادرار می باشد .

هر نفرون شامل قسمت های زیر می باشد :

1-    قسمت متسع به نام کورپوسکول کلیوی

2-    لوله پیچیده نزدیک (پروگزیمال )

3-    قوس هنله

4-    لوله پیچیده دور (دیستال )

جسمک کلیوی :

هر کورپوسکول کلیوی محتوی شبکه ای از مویرگها به نام گلومرول می باشد که توسط یک کپسول دو لایه به نام کپسول بومن احاطه شده است .

لایه داخلی کپسول مویرگهای گلومرولی را احاطه کرده که لایه احشایی نامیده می شود .

لایه خارجی حد بیرونی جسمک کلیوی را مشخص می کند و لایه جداری کپسول بومن نام دارد .

بین دو لایه کپسول بومن ، فضای ادراری قرا دارد . هر جسمک کلیوی دارای یک قطب عروقی می باشد که از این محل شریانجه آوران وارد و شریانچه وابران خارج می شود.

هر جسمک کلیوی دارای یک قطب ادراری نیز می باشد که لوله پروکزیمال از آن محل شروع می شود . لایه جداری کپسول بومن از بافت پوششی سنگفرشی ساده ای تشکیل شده است .

سلول های لایه داخلی پدوسیت (podocyte) نامیده می شود که هر کدام دارای چندین زایده سیتوپلاسمی اولیه هستند و از زواعد اولیه چندین زائده کوچک ثانویه  منشعب شده که بدور مویرگ های گلومرول کلیوی می چسبد . سلول های آندوتلیالی جدار مویرگ هااز نوع منفذ داربوده و سیتو پلاسم در اطراف هسته ضخیم می باشد .

لوله های پیچیده نزدیک :

در قطب ادراری جسمک کلیوی بافت پوششی سنگفرشی لایه جداری کپسول بومن در امتداد بافت پوششی مکعبی یا استوانه ای کوتاه لوله پیچیده نزدیک قرار می گیرد .

لوله پروگزیمال (پیچیده نزدیک) بزرگتر از لوله دیستال می باشد و بخش اعظم ناحیه قشری را پر می نماید. در مقطع عرضی این لوله یک لایه سلول مکعبی یا استوانه ای که دارای سیتوپلاسم شدیدا اسیدوفیلی می باشد دیده می شود .هسته سلول ها مدور و هستک برجسته بوده و هسته در نزدیکی قاعده سلول قرار دارد. و راس سلول حاوی میکروویلی های طویلی است که به سلول منظره راس مسواکی (Brush Border)  می دهد .

در قوس هنله حفره داخلی نسبت به مویرگها وسیع تر بوده و اپی تلیوم آن از نوع سنگفرشی ساده می باشد و هسته سلول های پوششی به داخل حفره میانی برجسته بوده و سطح آزاد سلول حاوی تعداد کمی پرزهای کوتاه است .

لوله های پیچیده دور (دیستال) :

ساختمان لوله های دیستال تفاوت هایی با ساختمان لوله پروگزیمال دارد :

1-    در مقطع عرضی لوله دیستال تعداد سلول ها بیشتر است و سلول ها مکعبی شکل می باشند .

2-    سلول ها فاقد راس مسواکی بوده ، حفره میانی وسیع تر می باشد .

3-    سیستوپلاسم سلول اسیدوفیلی کمتری نسبت به سلول های پروگزیمال دارند .

4-    تعدادکمی از مقاطع لوله دیستال در پیرامون جسمک های کلیوی مشاهده می شود .

لوله ها و مجاری جمع کننده ادرار:

ادرار از لوله های پیچیده دور گزشته و وارد لوله های جمع کننده می شود . این لوله ها به همدیگر متصل شده و مجاری جمع کننده بزرگتر و مستقیمی را ایجاد می کنند که به تدریج با نزدیک شدن به راس هرمها ، بزرگتر می شوند .

لوله های جمع کننده کوچکتر بوسیله بافت پوششی مکعبی مفروش شده اند و با ورود به قسمت های مدولای کلیه ارتفاع سلول های آنها افزایش یافته و نهایتا استوانه ای شکل می شوند .

مجاری مستقیم حاوی دو نوع سلول پوششی هستند :

1-    سلول های پوششی تیره : حاوی پرزهای کوچک

2-    سلول های روشن : که بیشتر درناحیه انتهایی و حوالی پاپی قرار دارند .

دستگاه جنب گلومرولی :

لایه میانی شریانچه آوران در مجاورت جسمک کلیوی از سلول های عضلانی صاف تغییر شکل یافته تشکیل شده است . به این سلولها ، سلولهای جنب گلومرولی گفته میشود . که این سلول ها دارای سیتوپلاسمی مملو از گرانول های ترشحی هستند .

کله متراکم لوله پیچیده دور معمولا در مجاورت بخشی از شریانچه آوران که حاوی سلول های جنب گلومرولی است قرار دارد این دو بخش بر روی هم دستگاه جنب گلومرولی را ایجاد می کنند همچنین یک بخش از دستگاه جنب گلومرولی حاوی تعدادی سلول های کم رنگ است که نقش آنها به خوبی مشخص نگردیده است به نام سلول های مزانژیال خارج گلومرولی .

کله متراکم: لوله دیستال در مجاورت آرتریول آوران تغییر ساختمان داده ، سلول های آن استوانه ای هسته های آن در کنار هم به فاصله اندکی قرار میگیرند که کله متراکم را تشکیل می دهد .

مثانه  و مجاری ادراری ، ادرار تشکیل شده در کلیه ها را ذخیره کرده و به خارج از بدن هدایت می کند . ساختمان پایه بافت شناسی کالیسها ، لگنچه ، حالب و مثانه مشابه هم هستند در حالیکه دیواره های حالب ها با نزدیک شدن به مثانه ضخیم تر می شوند .

مخاط این اندام ها از بافت پوششی ترانزیشنال و یک لامینا پروپریا (پارین ) از جنس بافت همبند سست تا متراکم تشکیل شده است .

لگنچه :

اپیتلیوم مخاط از نوع انتقالی و پارین و زیر مخاط از نوع بافت همبند سست است .طبقه عضانی شامل سه لایه (لایه های داخلی و خارجی طولی و میانی حلقوی.) می باشد .

طبقه ادوانتیس نازک و از جنس بافت همبند سست  حاوی عروق خونی میباشد .

حالب :

در حیوانات مختلف دارای طول متفاوت است حالب لگنچه رابه مثانه وصل می کند اپی تلیوم مخاط از نوع انتقالی و پرده مخاطی دارای چین های طولی اتست و در مقطع عرضی به شکل ستاره می باسشد . بافت همبندزیر اپیتلیوم از نوع سست و در تک سمی ها محتوی غدد موکوسی می باشد طبقه ماهیچه ای 3 لایه می باشد (لایه داخلی و خارجی طولی و میانی حلقوی )

ادوانتیس : از جنس بافت همبند سست و رشته های الاستیک می باشد

 

 

مثانه :

به عنوان مخزنی برای تجمع ادرار می باشد بافت پوششی از نوع انتقالی و تعداد ردیف سلول ها 3 الی 14 لایه می باشد . پارین از نوع بافت همبندسست و حاوی رشته های الاستیک است .

طبقه ماهیچه ای شامل 3 لایه عضله است (داخلی و خارجی در مسیر طولی و لایه میانی حلقوی )می باشد . آخرین طبقه در بخشی از مثانه توسط سروز پوشیده شده و بقیه ادوانتیس است .

مجرای ادرار : از گردن مثانه شروع و تا منفذ ادراری ادامه می یابد . مخاطدارای چین های طولی که در نزدیک گردن مثانه انتقلی و به طرف منفذ ادراری سنگفرشی مطبق است پارین و زیر مخاط از نوع سست و طبقه ماهیچه ای حاوی یک لایه عضله حلقوی در داخل و یک لایه نازک طولی ذدر خارج می باشد .


دستگاه تنفس :

دستگاه تنفس به دو قسمت هدایتی و قسمت تنفسی تقسیم می شود .

قسمت هدایتی شامل : حفره بینی ، نازوفارنکس ، حنجره ، نای ، برونش ، برونشیول ها و برونشیولهای انتهایی می باشد .

قسمت تنفسی شامل : برونشیول های تنفسی ،مجاری آلوئولی ، کیسه های آلوئولی و آلوئل ها می باشد . آلوئل ها (خانه های ششی )ساختمان های کیسه مانند تخصص یافته ای هستند که بخش عمده ریه را می سازند .

اپیتلیوم تنفسی معمولا مشتمل بر 5 نوع سلول می باشد :

1-    سلول های استوانه ای مژک دار

2-    سلول های جامی موکوسی : قسمت راس این سلول ها محتوی قطرات موکوسی می باشد

3-    سلول های برسی (Brush cells) : حاوی میکروویلی ها در سطح فوقانی خود و پایانه های عصبی آوران در سطوح قائده خود به عنوان گیرنده های حسی هستند

4-    سلولهای قائده ای (Basal cells) : سلول های گرد و کوچک در لایه قائده ای قرار دارند این سلول ها زایا هستند و باتقسیمات میتوزی به انواع سلولها تمایز می یابند .

5-    سلول های دانه ای کوچک شبیه سلول های قائده ای هستند ولی حاوی گرانولهایی در سیتوپلاسم خود هستند این سلول ها بخشی از سلول های سیستم نورآندوکرین منتشر هستند .

حفره بینی :

شامل دو ناحیه است

1-    ناحیه قدامی به نام دهلیز 2-  حفره اختصاصیبینی

ناحیه دهلیز بینی شامل ادامه پوست می باشد و در بخشقدامی از نوع سنگفرشی مطبق شاخیشده می باشد و به طرف عقب به تدریج به نوع غیر شاخی تبدیل میشود .

بافت همبند زیر اپیتلیوم در اسب محتوی غدد عرق و فولیکول مو می باشد .

ناحیه حفره اختصاصی بینی شامل دو ناحیه می باشد :

1-                ناحیه تنفسی :شامل بوقک های شکمی و پشتی می باشد که دارای اپیتلیوم استوانه ای شبه مطبق مژه دار (تنفسی )می باشد .

2-                ناحیه بویایی : دارای اپیتلیوم استوانه ای شبه مطبق بدون سلول های جامی و باسلولهای متفات می باشد کهدارای3 نوع سلول میباشد :1- سلولهای محافظ: قسمتراس این سلول ها وسیع و حاوی هسته و قسمت قائده، باریک می باشد و سیتوپلاسم راسی این ها حاوی ویزکولهای ترشحی و همچنین دارای میکروویلی در راس خودهستند . 2- سلول های حساسی عصبی :دارای قسمت قائده ای وسیع ، محتوی هسته و ناحیه راسی باریک می باشند کهقسمتراسی حاوی 10 الی 30عدد مژه می باشد. 3- سلولهای قائده ای .

حنجره :

بخشی از مجاری هوایی است که بین نای و حلق قرار گرفته است . اپیتلیوم حنجره در بالای طنابهای صوتی از نوع سنگفرشی مطبق و پایین تر از طنابهای صوتی از نوع تنفسی می باشد پارین در زیر اپیتلیوم سنگفرشی مطبق از نوع متراکم و در زیر اپیتلیوم تنفسی از نوع سست می باشد در بافت همبند زیر مخاط غدد سروزی – موکوسی موجود می باشند .

غضروف های حنجره از نوع شفاف یا الاستیک میباشند .

نای :

ساختمان لوله ای شکل نیمه باز بین حنجره و ریه ها می باشد که به وسیله غضروف های شفاف نعل اسبی شکل موجود در دیواره آن حمایت می شود .

مخاط نای به وسیله اپیتلیوم تنفسی پوشیده شده است (استوانه شبه مطبق مژه دار ).

پارین در مجاورت اپیتلیوم از نوع سست می باشد پارین در قسمت عمق محتوی رشته های ظریف کلاژن و رشته های الاستیک فراوان در جهت طولی می باشد در زیر مخاط حاوی غدد لوله ای آسینی یا آلوئول منشعب می باشد . زیر مخاط به پریکندور غضروف شفاف ادامه مییاشد .

غضروف نعل اسبی شکل بوده و در انتهای باز آن به وسیله بافت همبند فیبروزی به هم وصل می شود.

عضله نایی (Trchealis)  ازنوع صاف بوده و به طور عرضی بین دو انتهای غضروف به پری کندور داخلی وصل میشود که در سگ و گربه این عضله در موقعیت خارجی قراردارد .

آخرین طبقه در نای ادوانتیس می باشد که از جنس بافت همبندسست می باشد .

ریه ها :

ریه ها شامل بخش اصلی دستگاه تنفس می باشندکه دارای مجاری داخل ریه ، پارانشیم و پرده جنب می باشد .

برونش ها :در داخل بافت همبند بین لوبولی ریه واقع شده اند و با منشعب شدن از قطر آنها کاسته میشود .بنابراین تغییر اندازه برونشها همراه با دگرگونی تدریجی دیواره آنهابوده و به همین دلیل آنها را به برونشهای بزرگ ،متوسط و کوچک تقسیم بندی می کنند .

اپیتلیوم مخاط از نوع استوانه ای شبه مطبق مژه دار می باشد پارین از نوع همبند سست و در عمق پارین حاوی عضله صاف حلقوی به نام عضله رایسسن قرار دارد که انقباض آن قطر مجاری هوایی را کنترل می نماید بافت همبند زیر مخاط  غدد سروزی موکوسی قرار گرفته است

قطعات غضروفی در عمق ناحیه مخاط واقع شده که از برونش های بزرگ به طرف انتها ، اپیتلیوم تنفسی نازکتر شده و تعداد سلول های جامی شکل کاهش می یابد .

عضله رایسسن ضخیم تر می شود و تعداد غدد و اندازه قطعات غضروفی کاسته می شود .

برونشیول ها :

برونشها به محض ورود به داخل لوبول ریوی برونشیول نامیده می شود برونشیول هابه انواع I, I I, I I I  یا انتهایی و نیز نوعIV یا تنفسی تقسیم می شود . برونشیول نوع I I I فاقد آلوئول در دیواره خودمی باشد.پس برونشیول غیر آلوئول دار هم به این نوع برونشیولها اتلاق میشود.

در حالیکه برونشیول تنفسی از نوع آلوئول دار می باشد .

اپیتلیوم به طرف برونشیول های انتهایی از نوع تنفسی به نوع استوانه ای ساده مژه دار تغییر شکل میدهد عضله رایسسن از برونشیولهای نوعI به طرف انتها نازک تر می شود .

v    در برونشیولها قطعات غضروف و غدد زیر مخاطی وجود ندارد.

برونشیول های تنفسی دارای اپیتلیوم از نوع مکعبی یا استوانه ایساده بدون مژه هستند و سلول های جامی شکل در این ناحیه وجود ندارد .

برونشیول آلوئول دار به 1 الی 5 مجرای آلوئولی  ادامه می یابد . که این مجاری به کیسه های آلوئولی ادامه می یابد.

مجاری آلوئولی به یک فضای مشترک به نام دهلیز باز می شود  .دیواره مجاری کیسه های آلوئولی همجنس دیواره آلوئولها می باشد.

آلوئول ها بوسیله یک تیغه بین آلوئولی از یکدیگر جدا می شوند .

آلوئول ها به وسیله اپیتلیوم سنگفرشی ساده یا سلول های پوششی آلوئولی یا نوموسیت نوع I پوشیده شده اند نوموسیت نوع I دارای هسته پهن در وسط سلول و حاوی سیتوپلاسم پیرامون هسته به صورت نازک می باشد . و عمل تبادل گاز بین هوا و خون در ناحیه نازک این سلول ها رخ می دهد . نموسیت های نوع II دارای هسته کروی شکل با سیتوپلاسم غنی از توری آندوپلاسمیک دانه دار و گلژی خوب رشد یافته هستند و دارای دانه های ترشحی محتوی مواد مورق در قسمت راس سلول می باشند  که این دانه ها به طریق اگزوسیتوز از سلول خارج میشونداین دانه ها دارای موادی ازجنس فسفو لیپید به نام سورفاکتانت هستند . که سورفاکتانت باعث کاهش نیروی کشش سطحی شده و بعد از هر بار بازدم مانع روی هم خوابیدگی آلوئولها ( کولابس آلوئولها ) می شود .

ماکروفاژهای ریه ذرات ریز گرد و غبار راکه به آلوئول ها نفوذ کرده اند فاگوسیته می کنند که این ذرات بصورت دانه های ریز و تیره رنگ در داخل سیتوپلاسم این ماکروفاژها دیده می شود به همین دلیل سلول های یاد شده را سلول های غباری (  Dust cells) نامیده می شوند .

سلول های غباری در بافت همبند بین تیغه های آلوئولی مشاهده می شوند .


comment نظرات ()